
اسرائیل هنوز آدم میکُشد و دنیا هم هنوز در حال نگاهکردن است. سکوتی تلخ عالم را دربرگرفته و آزادیخواهان سر در گریبان حسرت فرو بردهاند که چه کاری از دستشان بر میآید. دولتها بیخاصیتتر از هر روزگار دیگر آدمکُشیهای اسرائیل را تماشا میکنند و گاه به لفظ و بیانیه، نمایشی ناچیز از خود بروز میدهند. گرچه بسیارشان پشت پرده در بدهبستانی عمیق با رژیم صهیونیستی قرار گرفتهاند. میفروشند و میخرند و جانِ انسانهای مظلوم را معامله میکنند و ما مردم عادی، هنوز در اندیشه آنکه فلان برند نوشابه را تحریم کنیم تا شاید رژیم کودککُش نفسش بند بیاید! غافل از آنکه دولتها میلیارد میلیارد عقد اخوت با صهیونیستها برقرار کردهاند.
اسرائیل، کثیفتر و وقیحتر از هر روزگار دیگر میکُشد و از رسانهای شدن کُشتهها هیچ باکی ندارد. او از هر صنف آدم کشته است؛ غیرنظامی، زن، کودک، پیر، دانشآموز، پرستار، پزشک، و همزمان خبرنگار پس از خبرنگار که به خاک و خون میغلتد.
تاریخ میگوید دیکتاتورها در بسیاری از جنایتکاریها لااقل حریم افکار عمومی را رعایت کردهاند تا خرده آبرویی برایشان باقی بماند؛ پس اصحاب خبر و رسانه را در معرض گلولهها و گیوتینها قرار ندادهاند. اما حالا سربازان مست نتانیاهو برای رسانهها، هیچ حریمی قائل نیستند. انگار شیطان، گرگِ وجودشان را آنچنان تشنه خون و کینه کرده که حتی از خیر آبروی دیپلماتیک خود هم گذشتهاند.
غصه بسیاری از ما هر روز و هر روز آن است که چرا کاری از دستمان بر نمیآید و چرا نمیتوانیم بهصورت عملی کاری به نفع مردم غزه انجام دهیم.
به نظر میآید هرکس هر ابتکاری دارد ولو اندک و ناچیز، باید وارد میدان کند و لااقل به تکلیف خدایی خود عمل کند.
جلد روزنامه ایران، امروز کاری مبتکرانه و در عالم رسانه، حائز اهمیت است. پس باید از آن تقدیر کرد. او در حمایت از خبرنگاران شهید غزه، روی جلد، یکستون سفید کار کرده است با این پیام:
«با این سرعت که خبرنگاران توسط ارتش اسرائیل در غزه کشته میشوند بهزودی هیچکس باقی نخواهد ماند که شما را از جنایات اسرائیل مطلع کند.»