دوستانم کاش میتوانستم بی پرده سخن بگویم .
فقط میتوانم بگویم شما هم بخوانید.
از یک جایی به بعد در زندگی ام تصمیم گرفتم در زندگی دیگری دخالت نکنم. نظر هایم ساده و کوتاه باشد. با همه خوش رفتار و خوش اخلاق باشم. اگر کسی با من بد شد به خوبی با او رفتار کنم.
اما امروز ؛ حالا . همین حالا .
تمام وجودم آتش شده.
از اینکه آدم ها چقدر راحت فراموشم میکنند و دشمن ام میشوند.
نمیدانم در آن دنیا کسی به من گوش خواهد داد یا نه.
اما دلم نمیخواهد که ببخشم.
زودتر.
خیلی زودتر.
خاموش خواهد شد آتشم.
نمیدانم چطور باید از خودم و خانواده ام در برابر آدم ها محافظت کنم.
حالم از زندگی بهم میخورد.
از آدم ها.
از دنیا.
آسمان.
شب.