اداره کشور!!! و حسن روحانی

🔻 آقای روحانی! شما کلا بلد نیستید کشور را اداره کنید؛ چه با مذاکره و چه بی مذاکره!

روحانی ۴ سال تمام با امریکا مذاکره کرد و به برجام رسید تا بلکه بتواند طبق وعده های خودش، مشکلات اقتصادی ایران را کمتر کند اما حالا که با امریکا توافق کردیم، تمام شاخص های اقتصادی کشور بدتر شده، توان هسته ای کشور به شدت محدود شده، فضای جنگ بر کشور حاکم شده و دقیقا دو هفته است که خون حاج قاسم نیز توسط امریکایی ها ریخته شده امروز رئیس جمهور گفته "من برای اداره کشور بلد نیستم به داخل اکتفا کنم و راهی جز مذاکره با غربی ها بلد نیستم!"

اعتراف ایشان به بلد نبودن اداره کشور جز از طریق مذاکره با امریکا خوب است اما کافی نیست! چون تجربه این چند سال نشان داده که ایشان علیرغم مذاکره با غربی ها باز هم بلد نیست کشور را اداره کند کما اینکه اگر بلد بود بعد از سالها مذاکره با امریکا و رسیدن به برجام باید وضع بهتر میشد نه بدتر! لذا جا داشت رییس جمهور اعتراف دقیق تری انجام میداد و آن اینکه "من کلا بلد نیستم کشور را اداره کنم، چه با مذاکره و چه بی مذاکره!"

  • نویسنده: امیرحسین ثابتی


پانوشت بنده: امیدواریم این سخنان نه مقدمه تحمیل برجام جدید باشد و نه مقدمه تحمیل بحران تازه؛ برجامی جدید چون برجام موشکی و بحرانی تازه چون استعفاء و خلأ دولت در کشور. هر چند برجام جدید نیز به خودیِ خود بحرانی تازه است و عدم استعفاء نیز همچنین چون ایشان کلاً مدیریت کشور را باد نیستند و باید با صراحت بگویم: حیات ایشان و امثال شان در ایجاد التهاب و بحران است و مهم‌ترین عامل ایجاد التهاب و بحران اجتماعی، ایجاد شکاف یا دامن زدن به شکاف های جامعه است، شکاف های قومیتی، مذهبی، سیاسی و ... .

حیات روحانی در دو قطبی ها است و این از ویژگی های افراد آلوده به نفاق است.

به طور خلاصه عمر دولت ۸ساله آقای تدبیر و امید چنین گذشت: 1. انعقاد برجام؛ 2. اجرای یکطرفه برجام؛ 3. احیای نافرجام برجام؛ 4. خروج از برجام.

آقای تدبیر! و امید! حتی نمی‌داند که باید گام به گام وارد معاهده شد نه آنکه گام به گام از آن خارج شد، آن هم زمانی که طرف مقابل کاملا از آن خارج شده است یا بهتر بگویم اصلا وارد نشده بود که خارج شود.

اما مروری بر اظهارات ایشان:

اما یکی از مغالطات دولت و تابعین دولت مرتکب میشوند: جایگزینی هدف و نتیجه.

هدف دولت -آنچنانکه در وعده های انتخاباتی و پس از انتخابات- به عنوان هدف مذاکرات و برجام مطرح میشد، رفع تحریم ها بود -این را حتی خواجه حافظ شیراز نیز میداند- اما اکنون که چنین نتیجه ای حاصل نشده است، دولت بارها و بارها میگوید: ببینید، همه دنیا، آمریکا را محکوم میکنند و حق را به ایران میدهند. دیدید آمریکا چقدر بد هست؟! ما تونستیم آمریکا را منزوی کنیم و از این ادعاهای پوچ... اما: این، نتیجهء برجام است و به عبارت دقیق تر: این، نتیجه برجام شد که هدف دولت -یا حدّاقل هدف اعلامی دولت-، این نبود بلکه هدف، رفع تحریم ها بود نه بدنام کردن آمریکا ولی گویا اکنون که روغن، روی زمین ریخته است، آن را نذر امامزاده میکند؛ البته غافل از اینکه: آب رفته به جوی برنمگیردد...

  • اما موضع رهبری چه بود؟ آیا هدف، رفع تحریم بود یا خیر؟

به تاریخ بیانات ایشان نیز دقت شود.

موافقت با این مذاکرات برای شکستن فضای خصمانه جبهه استکبار بر ضد ایران بود و این مذاکرات باید ادامه یابد اما همه بدانند که با وجود ادامه مذاکرات، فعالیتهای جمهوری اسلامی ایران در زمینه تحقیق و توسعه هسته ای به هیچ وجه متوقف نخواهد شد و هیچیک از دستاوردهای هسته ای نیز تعطیل بردار نیست، ضمن آنکه روابط آژانس بین المللی انرژی اتمی با ایران نیز باید روابط متعارف و غیرفوق العاده باشد...هدف آنها این است که با این بهانه، فضای بین المللی را بر ضد ایران حفظ کنند و بر همین اساس بود که با طراحی جدید دولت برای مذاکره درخصوص موضوع هسته ای موافقت شد تا این جوّ جهانی شکسته و ابتکار عمل از طرف مقابل گرفته شود و حقیقت نیز برای افکار عمومی دنیا مشخص شود. ۱۳۹۳/۰۱/۲۰
مذاکره در موضوعات خاص اشکالی ندارد؛ منتها گفتم من اعتماد ندارم، خوشبین نیستم به مذاکره، لکن میخواهند مذاکره کنند، بکنند؛ ما هم به اذن‌الله ضرری نمیکنیم. یک تجربه‌ای در اختیار ملّت ایران است که...این تجربه ظرفیّت فکری ملّت ما را بالا خواهد برد. ۱۳۹۲/۰۸/۱۲
میگویند ما تحریم کردیم، ایران مجبور شد بیاید پای میز مذاکره، نه، [این‌طور نیست]. ما قبلاً هم اعلان کردیم، قبل از این حرفها هم ما گفتیم [که] نظام جمهوری اسلامی درباره‌ی موضوعات خاصّی که مصلحت بداند، با این شیطان برای رفع شرّ او و برای حلّ مشکل، مذاکره میکند؛ معنای این آن نیست که این ملّت مستأصل شده است، ابداً. ۱۳۹۲/۱۰/۱۹

به زبان ساده: هدف ایشان با توجه به درخواست دولت و رأی ملت به دولت طرفدار مذاکره، این بود که اگر تحریم ها رفع شود که چه بهتر و اگر رفع نشد، تجربه ای میشود برای کشور؛ لذا میفرمایند:

با وجود اینکه من خوش‌بین نبودم به مذاکره‌ی با آمریکا، با این مذاکرات موردی، مخالفت نکردم، موافقت کردم؛ از مذاکره‌کنندگان هم با همه‌ی وجود حمایت کردم، الان هم حمایت میکنم. از رسیدن به یک توافقی که منافع ملّت ایران را تأمین کند و عزّت ملّت ایران را حفظ کند، صددرصد من حمایت میکنم و استقبال میکنم؛ این را همه بدانند. اگر کسی بگوید که ما مثلاً با توافق یا با رسیدن به یک نقطه مخالفیم، نه، خلاف حق و خلاف واقع گفته است. اگر یک توافقی انجام بگیرد که این توافق توافقی باشد که منافع ملّت را، منافع کشور را تأمین بکند، بنده کاملاً با آن موافقت خواهم کرد.
البتّه این را هم ما گفتیم که توافق نکردن بهتر از توافق بد است ــکه این حرف را آمریکایی‌ها هم میزنندــ این فرمول، فرمول درستی است؛ توافق نکردن از توافق کردنی که در آن، منافع ملّت پامال بشود، عزّت ملّت از بین برود، ملّت ایران با این عظمت، تحقیر بشود [بهتر است]، توافق نکردن شرف دارد بر یک چنین توافق کردنی. ۱۳۹۴/۰۱/۲۰

اما عجیب اینجاست که باز هم عده ای در بوق مذاکره می دمند که باز هم باید مذاکره کنیم و فلان و بیسار. اصلا تجربه به کنار، مگر همین شما نیستید که میگویید ما میخواستیم به دنیا ثابت کنیم آمریکا بد است؛ خب باشد، اصلا هدف شما از اول همین بود. اکنون که به این نتیجه رسیدید، مذاکره مجدد دیگر برای چیست؟! فرض کنیم با ترامپ مذاکره شد و توافق نیز حاصل شد اولا این کار، تضمین پیروزی ترامپ در انتخابات بعد خواهد شد و از موضع بالاتر با ایران برخورد کرد که آهای دموکرات ها! دیدید با ایران باید چیکار کرد و چطور برخورد کرد؟ اینه راهش و اینجاست که فشار حداکثری حد یقف نخواهد داشت. ثانیا اگر هم دیگری برنده انتخابات شد، مثل ترامپ خواهد شد که شما با اوباما مذاکره کردید و توافق نه با من.

و در پایان:

مذاکره/عدم مذاکره باید تابع یک نکته باشد: منافع ملی.