"کرونا"ی هوشمند

خب بگذارید از اینجا شروع کنم: مطلبی رو یکی از عزیزان منتشر کرده بود که چند نکته بهداشتی در مورد کرونا رو مطرح کرده بود که در هنگام رأی دادن باید به اونا توجه داشت. ذیل اون مطلب، شخصی از قم! نظری گذاشته بود بس عجیب -که البته پاک شد- و بنده نیز به اون نکته پاسخ دادم.

https://virgool.io/@farzandezamiin/%D8%A7%DA%AF%D9%87-%D9%85%DB%8C%D8%AE%D9%88%D8%A7%DB%8C%D8%AF-%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%A8%D8%AF%DB%8C%D8%AF-%D8%A7%DB%8C%D9%86-%D9%86%DA%A9%D8%A7%D8%AA-%D8%B1%D9%88-%D8%B1%D8%B9%D8%A7%DB%8C%D8%AA-%DA%A9%D9%86%DB%8C%D8%AF-qewb6prl4vsx


  • نتایج بنده از اون نظر و پاسخ خودم به آن:
احتمالا در آلبانی هم یه شهر به نام قم هست. حیف شد که نظر ایشون پاک شد، چون میخاستم ببینم اون قم هم مثل این قم هست به لحاظ ساختار شهری، جمعیتی و ... یا نه فرق داره؟ البته اونجا هم مثل ایران 22بهمن، انتخابات و ... هست.
تو قمِ آلبانی تلفات کرونا خیلی بیشتر از قمِ ایران بود.
کرونا اگر چه بیماری ویروسی هست مثل تمام بیماری های ویروسی اما به شدت هوشمند هست، جدی میگم؛ چون فقط کسانی که میرن راهپیمایی یا میرن برای رأی دادن در انتخابات رو مریض میکنه و مثلا اگه شما تو صف نانوایی باشید، تو اتوبوس یا ... باشید اصلا سراغ تون نمیاد. دقیقا مثل چهره های(:سلبریتی ها) که کاملا منطقی!!! عمل میکنند چون مثلا در ایام جشنواره فجر، عزادار هستند و جشنواره رو تبدیل به سوگواره کردند اما دقیقا چند روز بعد که ایام ولنتاین بود و مصادف با چهلم شهدای هواپیمای اوکراینی، پیام تبریک از پی پیام تبریک روان بود لذا من فهمیدم همچنانکه کرونای هوشمند داریم، چهره های هنرمند هم داریم. البته بهتره بگم هنرپیشه نه هنرمند، چون صرفا پیشهء اینان هنر است و ممرّ معاش و درآمدشان... بین هنرمند و هنرپیشه تفاوت از زمین تا آسمان است.


خب بگذریم. دو نکته در مورد انتخابات:

  • آیا از منظر عقل باید در انتخابات شرکت کرد یا نه؟ دقت شود که فحوی این سوال این است که اگر عقلاً باید شرکت کرد، عدم توجه به این بیان عقل، بی عقلی ست. بنده با یک استدلال حداقلی به این سوال پاسخ میدهم نه استدلال حداکثری تا هیچ راه انکاری در قبال آن نتوان عنوان کرد. ضمن اینکه مقصود در اینجا، عقل عملی ست -که حکم به باید و نبایدها میکند- نه عقل نظری -که کاشف هست و نیست ها است.
این استدلال را بسیار شنیده اید: «بین بد و بدتر انتخاب کردم». این استدلال کاملا عقلی ست و منطقی. مثالی می زنم: فرض میکنیم قرار است شما را بکشند، از این که بدتر نیست. در اینجا قاتل به شما اختیار میدهد که بین مرگ با شلیک یک گلوله و یکباره و بدون زجر کشیدن کشته شدن و بین مرگ با بریدن سر با ارّه یکی را انتخاب کنید. اینجا و در بدترین شرایط نیز که خب بالاخره که میخام بمیرم، این استدلال صادق است که خب شما بین بد و بدتر کدام را انتخاب میکنید؟! اصلا بحث در گزینه منتخب شما نیست، بلکه بحث در اصل انتخاب بین بد و بدتر است، یعنی ممکن است از نظر شخصی گزینه الف، بد و گزینه ب بدتر باشد و از نظر شخصی دیگر، بالعکس.

با عرض پوزش از بیان مثال فوق که البته صرفا برای بیان بدترین شرایط و صدق این استدلال حتی در آن شرایط بود. در انتخابات مسلما چنین نیست ولی اگر فرض بگیریم هیچ گزینه ای از حزب شما، حزب مورد علاقه شما، تفکر مورد علاقه شما یا ... نیست، اما بالاخره حتی در حزب یا تفکری که مقابل حزب و تفکر شماست نیز این استدلال قابل طرح است. دقت شود که بحث اصلا با حزب و تفکر مورد نظر شما نیست، هر تفکری که دارید...

در اینجا باید این نکته را نیز خاطر نشان شد که: گزاره «انتخاب من، شرکت نکردن در است» که خب مسلما میشود مصداق انتخاب بدتر از بین بد و بدتر مانند اینکه شما در انتخاب ساعت درس دانشگاهی یا اساتید آن درس که خب کلاس درس آن در هر صورت -چه شما انتخاب درس کنید و چه انتخاب نکنید- تشکیل خواهد شد هیچ یک را انتخاب نکنید و با پر شدن ظرفیت ها یا جایی برای شما در هیچ کلاس نباشد یا در بدترین ساعت درسی و با بدترین استاد آن واحد درسی را بگذرانید. این نکته که فرقی ندارد و برایم یکسان است، قطعا شعار گونه است و مسلما یکسان نیستند.


  • به چه کسی رأی دهیم؟

پاسخ، ساده و روشن است؛ فردی را که صادق و امین است را بیابید و رأی دهید. این دو ملاک ساده و روشن، نه مبهم است -تا کسی نداند مفهوم این دو چیست- و نه در دایره گزاره «همه شون یکسان هستند» می گنجد -چنانچه گفتن این گزاره، خودش یک عدم صداقت است و بالاخره یک نفر بین اینهمه صادق و امین یافت میشود و شرکت در انتخابات و لو در حد انتخاب یک فرد صادق و امین نیز کافی و عقلانی ست. انسان صادق و امین در هر حزب و تفکری که باشد، لایق رأی دادن است...

عَنْ أَبِي عَبْدِ اَللَّهِ الصادق عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ قَالَ: لاَ تَغْتَرُّوا بِصَلاَتِهِمْ وَ لاَ بِصِيَامِهِمْ فَإِنَّ اَلرَّجُلَ رُبَّمَا لَهِجَ بِالصَّلاَةِ وَ اَلصَّوْمِ حَتَّى لَوْ تَرَكَهُ اِسْتَوْحَشَ وَ لَكِنِ اِخْتَبِرُوهُمْ عِنْدَ صِدْقِ اَلْحَدِيثِ وَ أَدَاءِ اَلْأَمَانَةِ ؛ فریب نماز و روزه شان را نخورید چه آنکه انسان گاهی صرفا به نماز و روزه عادت کرده است که اگر آنها را ترک کند، احساس هراس میکند؛ بلکه آنها را از لحاظ صداقت و امانت بیازمایید.

صداقت و امانت، روح نماز و روزه است که اگر آن دو باشند، این دو نیز خواهند بود ... نه به ریش و عمامه داشتن است و نه به ریش و عمامه نداشتن. همچنانکه به دادن شعارهای آزادی، دموکراسی و... نیست که اگر آن دو همه حسنات نیز خواهند آمد.