
در مورد گالیله هم مفصل صحبت کردم و حتی یکی از کتابهای ترجمه نشده ولی مهمش رو هم خوندم و براتون ازش نوشتم ولی خب برای اینکه هم این پستها بیسروته نمونه و هم در حین خوانش کتاب تولد علم یه مروری هم شده باشه از ایشون یاد میکنم.
گالیله با اجرای روش علمی تونست چیزهایی رو برای ما یه یادگار بذاره که مدتها بود بهش توجه نمیشد: ارجح بودن مشاهده در پدیدهی علمی.
جالبه بدونید که ایشون نتونست اونجور که دانشگاه درست میدونست تحصیل کنه و کمکم مجبور به ترک تحصیل شد ولی خب دوستان خوبش و سیاست خودش (که به نظرم خوب هم بود) اون رو استاد دانشگاه کرد و بعد هم به جای بهتری رسید. جایی که در عین تأمین بودن زندگی فرصتِ مطالعه داشته باشه.
میخوام با این تاریخگویی یادآوری کنم که همیشه یا اغلب مواقع سیستم آموزشیِ حاکم، اون چیزی رو رشد نمیده که باید. تجربهی من میگه سیستم آموزشی فقط در تلاش برای رفع مسئولیت و ساخت مجموعهای از افراد مطیعه که معتقد به چیزی باشن که نظامِ رایج (حالا علمی یا مذهبی یا سیاسی) درست میدونه. اگه به این طرز فکر علاقمندید کتاب مدرسهزدایی نوشتهی ایوان ایلیچ رو بخونید.
همین اتفاق در مورد نیوتون هم میفته. عجیبه نه؟!

نیوتون هم تا قبل از اون طاعونِ معروف که یک تنهاییِ ناخواستهی 18 ماهه رو بهش تحمیل میکنه. نه توی مدرسه و کالج و نه هیچ جای دیگه نشانی از نبوغ و درک خاصی نشون نداده بود. به نظر من اگه همچنان در اون فضا میموند و اون تنهایی رخ نمیداد شاید هیچوقت هم اتفاق خاصی نمیفتاد چون گاهی سیستم به جای پیشبرندگی مانع هم ایجاد می کنه به ویژه با اون شخصیت خاصی که از نیوتون میشناسیم. کما اینکه بعد از اون دوران 18ماهی طلایی جهش فکری دیگهای هم رخ نداد! حتی تا مرز کشفهای اپتیکی دیگه رفت ولی رها شدن ...
نیوتون برای ما جهانی رو درست کرد که با چند تا قانون و بدون نیاز به نظارتِ هر لحظه، اتوماتیک، کار خودش رو انجام میده.
کتاب تولد علم با موارد دیگهای ادامه داره که به فیزیک چندان مربوط نیستند ولی همگی تا انتهای قرن هفدهم هستند. من دنبال جلدهای بعدی این کتاب نگشتم و راستش چندان هم مایل نیستم دوران بعد از نیوتون رو به شکلی که این کتاب روایت کرد، انقدر سریع بخونم.
پس ختم این کتاب رو اعلام میکنم😉