ویرگول
ورودثبت نام
ساحل مرتضوی
ساحل مرتضوینوشتن است که من را "من" نگه می‌دارد.
ساحل مرتضوی
ساحل مرتضوی
خواندن ۱ دقیقه·۹ ماه پیش

26. شغلم چی بود دنیا گلستان بود؟

آمدم بنویسم دلم می‌خواست شغلم کتاب‌خواندن باشد. ناگهان در مغزم تظاهرات برپاشد! خوابیدن به عنوان قوی‌ترین مدعی منصب شغل دائم آمد و گفت: «پس من چی؟»🙃 دیدم حق می‌گوید اگر شغلم خواب بود دنیا گلستان بود.بعد کم‌کم هر کسی به رسم داستان «مهمانان ناخوانده» آمدند و «پس من چی؟»ای گفتند و رفتند!

😄🥴😏

می‌خواستم توجیهشان کنم که بچه‌ها این فقط یک جمله‌ی آرزویی‌ست و تحقق نمی‌یابد ولی دیگر در آن همهمه مجال توجیه نبود. سفر ناراحت شد؛ پیاده‌روی زانوی غم بغل گرفت: تاب‌خوردن بغض کرد: لش کردن قهر کرد؛ تماشای فیلم و کارتون پشتش را کرد؛ شنیدن موسیقی آوای غمگین پخش کرد: گفتگو عینک منطقی‌اش را بر چشم گذاشت و سعی کرد به روی خودش نیاورد؛ نوشتن قلمش را شکست؛ نقاشی رنگ‌هایش را ریخت و خلاصه داستانی ساختم برای خودم. از ساز زدن و بازی کردن و آشپزی و پرسه‌های شبانه و خیلی چیزهای دیگر هم نگویم بهتر است.

فهمیدم، همین که الان هستم خوب است و دنیا برایم در این لحظه گلستان است.

گلستاندنیاشغل
۱۲
۸
ساحل مرتضوی
ساحل مرتضوی
نوشتن است که من را "من" نگه می‌دارد.
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید