ویرگول
ورودثبت نام
Saladin
Saladin
Saladin
Saladin
خواندن ۴ دقیقه·۸ روز پیش

ساختار هایی که تغییر نمیکند و سیاه بختی که تکرار میشود

اگر تاریخ ایران را از افول قاجار و انقلاب مشروطه تا امروز را بررسی کنیم به یک کلیشه فرهنگی_سیاسی تکراری برخورد میکنیم که باعث و بانی مشکلات و کرختی ایران در مسیر پیشرفت است. سالها از دوران قاجار که یکی از سیاه ترین سلسله های تاریخ ایران است می‌گذرد اما مشکلات و معضلات جامعه ایران همچنان شبیه به همان روزهاست. البته که به واسطه پیشرفت علم و رشد جوامع، امروز ما در وضعیت گرسنگی مطلق و مرگ بخاطر قحطی نیستیم (که فاصله زیادی هم از آن نداریم!) اما شرایط زندگی و سطح رفاه مردم ایران آن‌چنان با روزگار نیاکان خود بی‌شباهت نیست.

کنجکاوی من برای رسیدن به پاسخی به این سوال، که چرا ملت ایران بعد از اینهمه سال همچنان دغدغه ها و مشکلات مشابهی با نیاکان صد سال پیش خود دارند به این چند خط منتهی شد.


بی خردی در تنظیم قوانین

روشنفکران و فرنگ دیده های دوران قاجار ریشه تمام مشکلات ایران را شخص شاه و قدرت بی‌نهایت آن می‌دانستند. از نظر آنها، قدرت مطلقه شاه که میتوانست به تنهایی و بدون نظارت، قوانین را تغییر و تدوین کند علت بدبختی و عقب ماندگی ایران بود. قوانینی که نه بر اساس عقل، منطق و خرد فردی یا جمعی که با نفوذ سوگلی ها و مادر و خواهر شاه تنظیم میشد. اما با گذشت زمان میتوان دید که چه قانون در مجلس و توسط نمایندگان ملت تصویب شود، چه در رختخواب همایونی، وقتی اثری از عقلانیت و تجربه گذشتگان در آن نباشد در عمل تفاوتی به حال مملکت نمیکند. قانونی که توده های مردم را به بند بکشد و یوق بردگی به گردنشان بزند و ملاکان و دلالان را پربار کند، نبودش از بودنش بهتر است. پس مشکل در اینکه چه کسی و چه طور قوانین را بنویسد نیست، مشکل در بیگانگی ما با تاریخ و علم در تنظیم قوانین است.

رانت و فامیل بازی

بلای دیگری که در همه این سال‌ها از قاجار، پهلوی و جمهوری اسلامی جلوی چشم ماست، رانت و فامیل بازی است. از ولایت داری شاهزادگان قاجار و غارت و چپاول خانواده پهلوی بگیر تا چرخش چهره ها در رأس نظام همه و همه یک الگوی تکراری است. الگویی که قدرت را در بین یک گروه محدود تقسیم و تا زمان فروپاشی آن را نزد خود نگه می‌دارد. حلقه ای که نه بر اساس کفایت و لیاقت که صرفاً بر اساس وفاداری و یا با نیت امتیازدهی ساخته شده است. این روند چه با توپ و تفنگ رضاخانی باشد چه با شعار دموکراسی و انتخابات مردمی در نهایت به نقطه ای جز نابودی ثروت و فرصت ملت منتهی نمیشود.

بی مسئولیتی و فرار از پاسخ گویی

اما بدبختی و مصیبت عظمای دیگری که در تمام این تاریخ قابل رویت است، بی مسئولیتی و فرار از پاسخ گویی است. حضرات قجری که به کل منکر مشکلات مملکت بودند و رأیت را دریده و پر رو میدیدند که به شرایط زندگی در سایه ضل اللّه اعتراض میکنند. پهلوی هم خیانت غرب، حزب توده و روحانیون را مسبب مشکلات میدید و نظام هم در همه ابعاد دست اجنبی و مشخصاً آمریکا و اسرائیل را مسبب و مقصر مشکلات موجود میداند. این فرافکنی ها نتیجه مستقیم نبود یک ساختار واحد برای پاسخگو کردن مسئولین است. اگرچه از زمان مشروطه گمان میرفت که مجلس ملی میتواند با مشروطه کردن قدرت شاه آن را پاسخگو کند، اما مجلسی که با توپ و تفنگ تسلیم و با رانت و فساد درگیر باشد خود به ساختاری معیوب و فاسد تبدیل میشود که نه تنها گره از کار ملت باز نمیکند که با باج دهی به صاحبان قدرت در خباثت و جنایت آنها شریک است.


وضعیت امروز ما حاصل سالها انباشت عقب ماندگی فکری و علمی است که بدون شک نمیتوان نقش استعمار را در آن نادیده گرفت اما این توجیه کننده وضعیت فعلی نیست. از مسئولین که توقعی جز بی تفاوتی و حرکت در مسیر پر اشتباه خود نیست، اما خود ما بعنوان ملت ایران باید با مطالعه تاریخ و فهم عمیق تر از سیاست تلاش کنیم آینده ای متفاوت برای ایران رقم بزنیم. و باید توجه داشته باشیم که این مسیر یک انتخاب نیست، یک الزام فوری است که اگر مثل گذشته به آن بی اعتنایی و بی توجهی باشیم کشور را وارد یک خیز برای تغییر خواهد کرد. تغییری که با نگاه به تاریخ اگر به فاجعه دیگری ختم نشود در خوشبینانه ترین حالت وضعیتی بهتر از روزگار امروز ما نیست.

تاریخ ایرانانقلاب مشروطهپهلویتاریخ معاصر
۵
۳
Saladin
Saladin
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید