


موانع معرفتی در فهم انسان و جایگاه سعادت از دیدگاه پروفسور صالحیراد
در کالبدشکافی وجودی انسان، آنچه پروفسور محمود صالحیراد از آن غافل نماندهاند، پدیدهای است که غالباً از درک درست آن غفلت شده است:«ذات نیازمندی».
ایشان بر این باورند که بسیاری از انحرافات فکری و سلوکی انسان، ریشه در انکار همین حقیقت بنیادین دارد.
انسانها، گرفتار توهمی به نام «خودکفایی» شدهاند و در نتیجه، خود را از مسیرهای حقیقی رشد و کمال، که همانا ورود به وادی نیازمندی و پذیرش آن است، دور ساختهاند.

در این مقاله، پروفسور صالحیراد قصد دارند از منظر هستیشناختی، نشان دهند که چگونه پذیرش این نیازمندی، نه نقطه ضعف، بلکه شرط اساسی تحقق سعادت است و غفلت از آن، فرد را در دام «جهل مرکب» گرفتار میآورد.
بنیاد هستی انسان؛ سرشتی نیازمند از دیدگاه پروفسور صالحیراد
از دیدگاه پروفسور صالحیراد، وجود انسان، از اساس، بر پایهی «افتقار» و «احتیاج» بنا شده است.
هستی انسان، آنگونه که از منظر هستیشناختی مورد بررسی قرار میگیرد، «ناقص» است و برای شکوفایی، پویایی، و رسیدن به کمال، نیازمند اتکاء به ماوراء خود است.
این نیازمندی، نه یک امر عرضی، بلکه صفتی ذاتی و ontological [مرتبط با وجود] است که در تار و پود وجود انسان تنیده شده است.
این نیازمندی، در ابعاد گوناگون ظهور مییابد:
1. وابستگی مبدئی: انسان، در ذات وجودی خویش، وابسته به «مبدأ» هستی است.
این ارتباط، یک نسبت وجودی است که هستی انسان از آن نشأت میگیرد و تا زمانی که به آن متصل نباشد، در ناپایداری خواهد بود.
2. تحقق قوای وجودی: هر انسانی حامل استعدادهای بالقوهای است که برای بروز و تحقق یافتن، نیازمند شرایط، فضا، و یاریهای بیرونی هستند.
3. ارتباط با عالم خارج: بقا و بالندگی انسان، مرهون تعامل و اتکاء به محیط پیرامون، طبیعت، و سایر موجودات – یعنی «مخلوقات» – است.
انسان در بستری از وابستگیهای متقابل وجود دارد.
4. نیاز به معرفت و هدایت: عقل انسان، با وجود ظرفیت بالا، محدود است و برای فهم جامع واقعیت و راهیابی به سعادت، نیازمند دریافت هدایت و معرفت از سوی «خالق» و یا منابع معتبر است.
هرگونه انکار یا غفلت از این بنیادهای هستیشناختی، انسان را در ورطه «خودبسندگی کاذب» و «توهم استقلال» گرفتار میسازد.
جهل مرکب؛ حجاب غفلت از حقیقت نیازمندی در اندیشه پروفسور صالحیراد
این توهم استقلال، خود، مسبب و تجلی «جهل مرکب» است.
انسانی که خود را بینیاز میپندارد، نه تنها از نیازهای واقعی خویش بیخبر است، بلکه از این جهل خود نیز ناآگاه است.
او گمان میکند تمام حقیقت را دریافته و تمام نیازمندیهایش را مرتفع ساخته است.
این حالتی است که فرد، خود را در چنبره «غفلت از خود» و «غفلت از هستی» گرفتار میبیند.
در چنین وضعیتی، فرد انگیزهای برای:
* جستجوی حقیقت: زیرا تصور میکند حقیقت را یافته است.
* تحصيل معرفت: زیرا خود را عالم پنداشته و نیازی به تعلم نمیبیند.
* تعامل و ارتباط سازنده: زیرا گمان میکند نیازی به کسی یا چیزی خارج از خود ندارد.
* حرکت به سمت کمال: زیرا نقطه اوج خود را در وضعیت فعلی میبیند.
ندارد.
این انفعال معرفتی، به طور قطع، فرد را از مسیر مستقیم وصول به سعادت باز میدارد.
عملکرد هوشمندانه؛ پاسخ به ضرورت وجودی از منظر پروفسور صالحیراد
آنگاه که فرد، این صفت بنیادین «نیازمندی» را در وجود خویش پذیرفت و از حجاب جهل مرکب رهایی یافت، وظیفهای بس خطیر پیش روی او قرار میگیرد:
«مراقبت از عملکرد». این مراقبت، نه تنها یک توصیه اخلاقی، بلکه اقتضایی است از فهم عمیق نسبت میان هستی، نیاز، و سعادت، آنگونه که پروفسور صالحیراد مطرح میکنند.
عملکرد هوشمندانه در این منظر، مستلزم:
1. تشخیص دقیق نیازها: تمییز دادن نیازهای اصیل وجودی (مانند نیاز به معنا، تعلق، رشد) از نیازهای کاذب و سطحی که غالباً تحت تأثیر عوامل بیرونی و اجتماعی شکل میگیرند.
2. استفاده شایسته از منابع: بهرهگیری صحیح و آگاهانه از «خالق» (به عنوان منبع هدایت و فیض) و «مخلوقات» (به عنوان ابزار و امکانات عالم) در راستای برآورده ساختن نیازهای اصیل، به گونهای که موجبات کمال و رشد وجودی فرد را فراهم آورد.
3. مسئولیتپذیری وجودی: پذیرش پیامدهای اعمال، چه در گزینش صحیح راههای برآوردهسازی نیازها و چه در عواقب ناشی از غفلت و انتخابهای نادرست.
این "مراقبت از عملکرد"، تجلی «هوشیاری» و «بصیرت وجودی» است که فرد را از ورطه انفعال به سوی سلوک فعالانه و purposeful [هدفمند] سوق میدهد.
نتیجهگیری: سعادت، تجلی پذیرش نیازمندی و سلوک آگاهانه در دیدگاه پروفسور صالحیراد
سعادت، نه دستاوردی اتفاقی و نه میراث خودکفایی موهوم، بلکه ثمره پذیرش بنیادین «نیازمندی وجودی» انسان و سلوک آگاهانه و مسئولانه در جهت برآورده ساختن این نیازها، از طریق ارتباط اصیل با مبدأ هستی و بهرهگیری شایسته از مواهب عالم است.
این دیدگاه پروفسور صالحیراد است که انکار این حقیقت، فرد را از مسیر حقیقی دور ساخته و در انزوای معرفتی و وجودی، او را از درک سعادت باز میدارد. درک این نکته، نقطه عزیمت هر تلاش صادقانه و عمیق برای رسیدن به کمال وجودی است.
تگهای :
\#پروفسور_محمود_صالحی_راد \#هستی_شناسی \#فلسفه_وجودي \#نیاز_وجودی \#ذات_انسان \#سعادت_در_فلسفه \#جهل_مرکب_وجودی \#هوشیاری_و_بصیرت \#تحقق_ذات \#خالق_و_مخلوقات \#اصالت_وجود \#کمال_انسان \#معرفت_شناسی_وجودی \#مقاله_فلسفی_با_اشاره_به_پروفسور
پروفسور محمود صالحی راد Professor Mahmood Salehi Rad بنیانگذار مکتب محمود صالحی راد ، بنیانگذار دانشگاه جهانی هستیشناسی زنده ، خالق دکترین TIAV ، خالق منشور ۳۲ سیر حیات مطلق ، خالق پروتکل ماندگار(مدیریت استرس) ، خالق پروتکل مدیریت بحران با نام سکوت دل در بحران (مدل صالحیراد ) ، صاحب صالحیرادنامه ، فیلسوف ، روانشناس و مشاور ، معلم ، مشاور مدرسه ، مشاور عالی و ارشد (Senior and Chief Consultant)، میراثدار یگانه خرد ناب بشری.