همراه اول از برند خود با طرحی که در تصویر مشاهده میکنید، رونمایی کرد. البته این ریبرندینگ در شبکه اجتماعی X (توئیتر) چند روزیست سر و صداهایی به پا کرده. چند روز قبل از رونمایی از طرح جدید هویت بصری بازطراحی شده همراه اول، سیلی از تعریفها که تنها با مشاهده تیزینگ همراه اول و پیام "هیچ کس تنها..." روانه تایمنلاین این شبکه اجتماعی شد و تحلیلهای مختلفی در تعریف از این اقدام نوشته شد.
اما بعد از رونمایی، واکنش کاربران عادی، شکل دیگری به خود گرفت و سیل انتقادات و حتی تمسخر به طرح جدید، در تعداد قابل توجهی از توئیتها دیده شد. البته افرادی هم بودند که از طرح استقبال کرده بودند.
به این بهانه، کمی در خصوص ریبرندینگ یا همان Re-Branding مینویسم
ریبرندینگ فرآیند تغییر هویت برند یک شرکت است که هدف آن هماهنگسازی بهتر برند با موقعیت فعلی در بازار یا کسب جایگاه جدید در بازار یا حرکت منطبق بر انتظارات مخاطبان قدیم یا جدید یا دستیابی به اهداف استراتژیک است.
این تغییرات میتواند شامل بهروزرسانی لوگو، شعار، پیامها، عناصر بصری، سبک زبان، تغییر در رویکرد ارائه خدمات و حتی تغییر در ارزشهای اصلی برند باشد. ریبرندینگ به دنبال این است که تصویر تازهای از برند ارائه دهد، در حالی که مرتبطبودن و اهمیت آن را در ذهن مخاطب حفظ یا افزایش دهد.
ریبرندینگ تنها تغییر ظاهری مثل طراحی مجدد لوگو یا تعویض رنگها نیست، بلکه یک فرآیند عمیقتر است. طراحی مجدد لوگو فقط یکی از مراحل ریبرندینگ است، اما تمام فرآیند را تشکیل نمیدهد. در ادامه به چند مورد اشاره میکنیم که جزو ریبرندینگ محسوب نمیشوند :
۱. تصویر قدیمی و منسوخ
برندهایی که ظاهر یا پیام آنها در مقایسه با روندهای مدرن یا رقبا فرسوده به نظر میرسد، نیازمند ریبرندینگ هستند. (در مورد ریبرندینگ همراه اول، این موضوع پس از ریبرندینگ ایرانسل دارای اهمیت بیشتری هم شد)
۲. ورود به بازارهای جدید
وقتی شرکتها به بازارهای بینالمللی یا سمت مخاطبان جدید حرکت میکنند، ممکن است نیاز به سازگاری برند با فرهنگها و انتظارات متفاوت داشته باشند. (تکنولوژیهای جدید باعث کاهش یا عدم رشد درآمدی در اپراتورها شده و رویکرد تبدیل شدن از TelCo به TechCo در هر دو اپراتور بزرگ ایران، نقشی حیاتی دارد)
۳. ادغام و تملک (M&A)
پس از ادغام شرکتها، لازم است که یک هویت برندی واحد ایجاد شود تا از سردرگمی ذینفعان جلوگیری شود.
۴. نظر عمومی منفی
در مواردی که افت اعتماد/رضایت وجود داشته باشد، ریبرندینگ میتواند به بازسازی اعتبار و فاصله گرفتن از گذشته کمک کند.
۵. تغییر استراتژی کسبوکار
شرکتهایی که به صنایع، خدمات یا خطوط تولید جدید روی میآورند، ممکن است نیاز به داستان برندی جدید داشته باشند تا این تغییرات را منعکس کنند.
۱. ارزیابی موقعیت فعلی
بررسی عناصر موجود برند (لوگو، پیامها و غیره) و تحلیل عملکرد برای شناسایی نقاط ضعف.
۲. تعیین اهداف و مخاطبان
اهداف ریبرندینگ را به وضوح تعریف کنید و نیازها و ترجیحات مخاطبان خود را بشناسید.
۳. طراحی عناصر جدید برند
بر اساس بینشهای بهدستآمده، لوگو، شعار، تایپوگرافی و سایر عناصر جدید را ایجاد کنید.
۴. آزمایش بازار
قبل از اجرای کامل، برند جدید را با گروههای کانونی یا نظرسنجیها آزمایش کنید. به عنوان مثال:
۵. اجرای تدریجی
ریبرندینگ را بهصورت مرحلهای اجرا کنید—ابتدا در کانالهای دیجیتال و سپس در مواد فیزیکی—تا از اختلال جلوگیری شود.
۶. ارتباط شفاف
دلایل ریبرندینگ را به طور شفاف برای تیمهای داخلی و مخاطبان خارجی توضیح دهید تا درک و پذیرش ایجاد شود. نمونههایی که اخیراً در ایران هم مشاهده شده، معرفی از طریق یک ویدئوی کوتاه است که علاوه بر اینکه سفر از مدل قبلی به مدل جدید را نشان میدهد، دلایل این تغییر را نیز ذکر میکند.
۷. پایش بازخوردها پس از راهاندازی
بهطور مداوم به دنبال نظرات در شبکههای اجتماعی، نقد و بررسیها و دادههای فروش باشید تا موفقیت را ارزیابی کرده و در صورت لزوم، واکنش نشان دهید. بدیهی است که ریبرندینگ میتواند بدون توجه به بازخوردهای بازار، یک پروژه شکست خورده باشد.
مردم به طور طبیعی در برابر تغییر مقاومت میکنند، چه کارکنان و چه مشتریان قدیمی. برای کاهش این مقاومت، شرکتها باید بهصورت شفاف درباره مزایای ریبرندینگ صحبت کنند و ذینفعان کلیدی را از ابتدا درگیر کنند.
مخاطبانی که به برند قدیمی عادت کردهاند، ممکن است با برند جدید ارتباط برقرار نکنند. داستانسرایی مداوم و یادآوری تاریخ مشترک میتواند این شکاف را پر کند.
سیگنالهای متناقض و ناهمگون در دوره انتقال از برند قدیم به هویت جدید میتواند منجر به سردرگمی شود. پیامهای واضح و یکپارچه در تمامی نقاط تماس، اطمینان میدهد که همه اطلاعات یکسانی دریافت میکنند.
برخی مشتریان ممکن است احساس کنند با برند جدید ارتباطی ندارند و این طبیعی است. ارائه مزایای انحصاری یا برقراری ارتباط شخصی میتواند به حفظ وفاداری آنها کمک کند.
با مقابله پیشگیرانه با چالشها و ایجاد روابط قوی، شرکتها میتوانند مخاطبان خود را به سمت پذیرش و همراهی با دیدگاه جدید برند هدایت کنند.
موفقیت ریبرندینگ به تعادل بین نوآوری و اصالت بستگی دارد، بهگونهای که ماهیت اصلی برند حفظ شود، در حالی که برای پاسخگویی به نیازهای آینده تکامل مییابد. ریبرندینگ قبل از اینکه یک تغییر در ظاهر باشد، یک تغییر اساسی در رویکرد است که میتواند تکاپوی پیشبرندهای در سازمان و بین مشتریان ایجاد کند.