خواجه شمسالدین محمد شیرازی متخلص به "حافظ"، غزلسرای بزرگ و از خداوندان شعر و ادب پارسی است. وی حدود سال ۷۲۶ هجری قمری در شیراز متولد شد. علوم و فنون را در محفل درس استادان زمان فراگرفت و در علوم ادبی عصر پایهای رفیع یافت
وی بیشتر در زمینه سبک عراقی و غزل سرایی فعالیت داشت و حاصل تجربه او دیوان دارای 500 غـزل، 42 رباعـي، و تعـداد نامحـدودي قـصيده است کـه در عـرض مدت 50 سال توسط حافظ سروده شده
وی در سده هشتم می سرود و در حدود سال ۷۹۲ هجری قمری در شیراز در گذشت
به یاد این شاعر که در زبان فارسی و ادبیات تاثیر مهمی داشته در شهر شیراز، شهر شعر و شاعری آرامگاهی برای وی ساختند
پدر حافظ به نام بهاالدین محمد بوده و مادرش اهل کازرون بوده است. در شعرهای حافظ اشاره های کوچکی از زندگی خودش شده است و بیشتر غزل های او شخصیت های افسانه ای که سروده است در ذهن مردم تداعی میکند. ولی باز هم با توجه به اشارات دیوان حافظ و منابع معتبر و قابل استناد حافظ در خانواده ای با وضعیت مالی متوسط متولد شده و در جوانی قرآن را حفظ کرده و برای همین به او حافظ گفته میشود.
پدر حافظ بهاالدین در ایام كودكی شمس الدین محمد از دنیا رفت. پس از آن حافظ با مادرش زندگی سختی را در پیش گرفت و برای كسب درامد به كارهای سخت و طاقت فرسا پرداخت و به سختی به تحصیل علوم پرداخت و در مجالس درس علما و بزرگان زمان خود حضور یافت. خانه حافظ ، محله « شيادان » شيراز بود كه اين محله با محله ی « مورستان » در زمان كريم خان زند، يكی شد و مجاور «درب شاهزاده » قرار دارد .
شمس الدين از دوران کودکی به مکتب روی آورد و به یادگیری علوم زمان خويش پرداخت و از اين بزرگان بويژه قوام الدين عبدا… بهره ها گرفت.
حافظ حدود چهل سال در حوزه درس استادان آن زمان : « قوام الدين عبدالله »، « مولانا بهاء الدين عبدالصمد بحرآبادي »، « مير سيد شريف علامه گرگاني »، « مولانا شمس الدين عبدالله » و « قاضي عضدالدين عيجي »، حضور يافت و به همين سبب، در اکثر دانش های زمان خود تسلط بافت.
او فقط یک بار ازدواج کرد و پس از درگذشت همسرش دیگر ازدواج نکرد. همسر حافظ می بایستی در همان سال های اول ازدواج پسری به دنیا آورده باشد که تنها فرزند حافظ است و او هم در دوران جوانی در راه سفر نیمه کاره به هند همراه پدرش، وفات می یابد.
از مهم ترین خصوصیت های اشعار حافظ قدرت تاویل پذیری است. به طوری که هر کس دیوان حافظ را باز می کند و غزلی می خواند، با توجه به شرایط روحی و حال و هوای خود برداشت خاصی از شعر خواهد داشت، گویی حافظ آن شعر را فقط برای حال آن لحظه او سروده است
