
وقتی تازه وارد دنیای طراحی شدم، شنیدن واژهی «پرسونا» برام یه جورایی عجیب بود. یعنی چی که ما باید برای کاربرامون شخصیت بسازیم؟ مگه قراره فیلمنامه بنویسیم؟ 🎬
اما بعدها فهمیدم که اتفاقاً همین «شخصیتهای خیالی» هستن که طراحیهامونو از حدس و گمان خارج میکنن و به تجربهی واقعی نزدیکتر میکنن.
پرسونا چیه؟ پرسونا در واقع یه کاراکتر خیالیه که بر اساس تحقیق واقعی از کاربرها ساخته میشه. یه جور خلاصهی انسانیشده از نیازها، رفتارها و انگیزههای اون دستهای از کاربرهایی که قراره براشون طراحی کنیم.
چرا پرسونا مهمه؟
چند نوع پرسونا داریم؟
🔹 هدفمحور: تمرکزش روی اینه که کاربر دقیقاً دنبال چه هدفیه.
🔹 نقشمحور: بر اساس نقشی که کاربر در سازمان یا زندگیش داره.
🔹 درگیرکننده: پر از جزئیات انسانی، احساسی و داستانی برای همذاتپنداری بیشتر.
🔹 تخیلی: بر اساس تجربهی تیم، بدون تحقیق مستقیم (که خب خیلی قابل اتکا نیست، اما گاهی برای شروع خوبه).
✍️ نکته جالب اینکه ساخت پرسونا فقط چند خط نوشتن دربارهی یه آدم نیست. یه فرآیند دقیق داره؛ از جمعآوری داده و فرضیهسازی تا ساخت سناریوهایی که توش کاربر رو در موقعیت واقعی قرار میدیم.
✨ پرسوناها به ما یادآوری میکنن که اونور طراحی، یه انسان نشسته. با نیازها، احساسات، ترسها و هدفهاش. و ما مسئولیم که اون تجربه رو برای اون آدم، بهتر کنیم.