در جستجوی سکوت

تنها، در جایی که هر طرف سر می گردونید برف و یخه
تنها، در جایی که هر طرف سر می گردونید برف و یخه


به نظر شما چه زمانی باید سکوت کنیم و آیا نیاز به سکوت داریم؟

چند سال پیش من هم مثل فرزندان ارلینگ کاگه فکر می‌کردم سکوت برای آدم‌های غمگین و یا کسی است که قهر می‌کند! تا اینکه به پیشنهاد یک دوست به سکوت چند ساعته دعوت شدم! لازمه که بگم اون موقع فکر می‌کردم قرار اتفاق خارق العاده‌ای بیفته و انتظارات عجیبی داشتم! البته الان که کتاب پیاده‌روی؛ سکوت، در زمانه پرهیاهو از ارلینگ کاگه رو خوندم فکر می‌کنم اون اتفاق افتاد.

دومین نقطه‌ای که به اهمیت سکوت پی بردم تجربه هم‌سکوتی در دوستی بود. اینکه نزدیک بودن و صمیمیت واقعی زمانی به دست می‌آید که هر دو کمی سکوت کنیم! به قول شاعر : گوش کن با لب خاموش سخن می‌گویم.

زمانه پر هیاهو

در زمانه‌ای هستیم که هر جا صدایی شنیده میشه، صدای ماشین‌ها، تلویزیون، رادیو و ... . زمانه، زمانه‌ی هیاهوست و سکوت در آستانه انقراض!

به تصویر که نگاه می‌کنم صدای ماشین، موتور، بوق‌ها و البته همهمه‌ی آدم‌ها در ذهنم تداعی میشه
به تصویر که نگاه می‌کنم صدای ماشین، موتور، بوق‌ها و البته همهمه‌ی آدم‌ها در ذهنم تداعی میشه


شرایط طوریه که تمرکز بر روی موضوعی واحد لحظه به لحظه سخت‌تر میشه و دائما توجه ما با اینترنت و شبکه‌های اجتماعی قاپیده میشه. برای خودم بارها پیش اومده، گوشی رو دستم می‌گیرم تا پیامی رو چک کنم، بعد از گذر مدت زمان طولانی می‌بینم، به کلی کاری که با موبایل داشتم رو فراموش کردم و مسخ شدم!

مثل تنهایی، سکوت هم موقعیتیه که عموما ما ترجیح می‌دیم با مشغول کردن خود با این و آن و انجام دادن هرکاری از اون دوری کنیم. مثلا ساعت‌ها از سایتی به سایت دیگر و اپلیکیشنی به اپلیکیشن دیگر می‌ریم که نکنه خدایی نکرده کمی احساس ملال کنیم! اصلا به خودمون اجازه قرار گرفتن در همچین موقعیتی رو نمی‌دیم. درسته تکنولوژی کمک بزرگی -خصوصا در این دوران کرونایی- به ما کرده، اما با این حجم بیش فعالی چیزهای مهم‌تری رو از دست می‌دیم. در واقع ما دقایقی هم با خودمون تنها نیستیم! (این هارو منی دارم میگم که به چالش و فعالیت علاقه دارم! جایی به این مشکل پی بردم که قرار شد خودم رو تعریف کنم.)

اندر مزایای سکوت

ارلینگ کاگه کاوش‌گر و جهان‌گردی که تجربه‌های شگفت انگیزی داره. در کتاب پیاده‌روی؛ سکوت، در زمانه پر هیاهو از تجربه‌اش از سکوت و مزایای اون صحبت کرده. در ادامه می‌خوام به تعدادی از جملات کاگه در کتاب سکوت اشاره کنم.

کاگه در قطب جنوب
کاگه در قطب جنوب


- هر چه بی‌صداتر بشویم بیشتر می‌شنویم.

- سکوت چیزی بیشتر از تصور و فکر است، مفهوم است. جذاب‌ترین نوع سکوت، سکوت درون است. من بر این باور هستم هرکسی می‌تواند سکوت درون خود را پیدا کند.

- گاهی در سکوت چیزی می‌شنویم که برای ما سرچشمه غناست.

- سکوت یعنی با مکث کردن و درنگ چیزهایی که موجب لذت و شادی‌مان می‌شوند دوباره بیابیم.


در پایان

مانند تنهایی خود خواسته، سکوتی که ازش حرف می‌زنیم به معنی انزوا و فاصله گرفتن نیست بلکه میشه در جهان حاضر باشیم و نباشیم. (من در میان جمع و دلم جای دیگر است!) در واقع، راه ندادن دنیا به درون به معنی پشت کردن به فضای پیرامون نیست. بلکه برعکس این جور کنارگیری از دنیا موجب میشه آن را کمی شفاف تر ببینیم، ثابت قدم تر باشیم و سعی کنیم زندگی را آگاهانه دوست داشته باشیم.


برای آشنایی بیشتر با کتاب به قسمت پنج فصل پنج کتاب باز و نوشته آقای شکوری مراجعه کنید.