ویرگول
ورودثبت نام
سارا
سارادوستدار ادبیات و سینما علاقمند به نوشتن
سارا
سارا
خواندن ۱ دقیقه·۳ روز پیش

می‌خواستم رونالدو رو ببینم!

ما خوش شانس بودیم که بازی‌های اسطوره‌ای مثل رونالدو رو دیدیم؛ خوشحالم توی دورۀ اون زندگی کردم.

-واااای

-چی شد؟ گل زدن؟

-نه، وای...

-یعنی این آخرشه؟

-آره داور سوتو زد و تمام! اسطوره تموم شد

-کاش می‌تونستم یه بارم که شده بازی رونالدو رو ببینم

-اشکال نداره همیشه ستاره های جدید میان، میتونی بازی اونارو ببینی... وای گریه کرد! 

-فکر نکنم مثل رونالدو بیاد

-ایشالا چشمات خوب میشه همه بازی هاشو دونه دونه نگاه می‌کنی، یکی نبود بیاد کریسو دلداری بده؟!

-اونجوری حال نمیده که بدونی آخرش کی میبره

-به هر حال که تاریخ عملت بعد از جام جهانیه بازم نمی‌شد ببینیش

-خوش به حالت که تونستی همه این سالها بازیشو ببینی! تو آدم خوش شانسی هستی، من حتی نمی‌دونم بعد از عمل واقعا خوب میشم یا نه

-نفوس بد نزن چشمات خوب میشه بعد میتونی همه چیزو ببینی. به جای اینا حرفای قشنگ بزن

-حالا انگار به حرف منه

-به حرف تو نیست افشین جان ولی تاثیر داره!

-خب حالا توهم. باشه دیگه چیزی نمیگم، حالا بگو ببینم این رونالدو چه شکلیه؟

-چند بار بگم؟ هر دفعه می‌پرسی

-بگو دیگه دوست دارم دوباره بشنوم

-آدم خوش قیافه ایه. چشماش فک کنم عسلی باشه، پوستش روشنه، موهاش سیاهه و قد بلندی داره، هیکلشم نگم برات باید ببینی تو چهل و یک سالگی چه بدنی داره، اصلا یه چیزیه...

-با اینکه تاحالا بازیشو ندیدم ولی دلم واسش تنگ میشه

-همه دلمون واسش تنگ میشه

-کاش حداقل یکی از بازی هاشو می‌دیدم

-وای اسپیدو نگاه چه گریه ای میکنه! اینو در هرحالتی می‌بینم خندم می‌گیره

-اونو ولش کن رضا بیا میخوام خاطراتمو بنویسم

- باشه وایسا دفترتو بیارم

-باشه... آوردی؟

-آره بگو

-بنویس: امروز بیشتر از همیشه دلم می‌خواست چشم‌هایم می‌دید، این آخرین بازی اسطوره‌ای به نام رونالدو بود...

رونالدوفوتبالجام جهانیدیالوگ نویسی
۳
۰
سارا
سارا
دوستدار ادبیات و سینما علاقمند به نوشتن
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید