"کارآفرین آن است که خود را از صخره پایین می اندازد و در راه چتر نجات میسازد"
ولی چترش به دست بیلی بیرون زده از صخره گیر میکند و جر میخورد و روی مابقی جنازه ها می افتد. انا لله و انا الیه راجعون.

از نقطه امنت خارج شو تا کوسه بخوردت چون اینجا خبری از دلفین های خوشحال نیست.
چندین سال پیش کتاب زندگی هنری فورد را که فارسی اش را پیدا نکرده بودم چهل صفحه چهل صفحه پشت پیش فاکتور های باطلهی شرکت پدرم پرینت میکردم و میخواندم که چطور در جنگ جهانی نه تنها فروشش کم نشد بلکه بیشتر هم شد چون خلاق بود و توانست ماشین های نفر بر و کامیون ها را هم موتورشان را طراحی کند.
فکر میکردم که بزرگ شدم هنری فورد سنبل موفقیتم خواهد شد. فرصت را روی تهدید دیدن!
در آمریکا در کشور در زمینه ماشین سازی ورشکست نشدند اولی فورد و دومی تسلا.
ایلان ماسک چند سال پیش میخندید که چین عمرا به ماشین های آنها نمیرسند و الان هم فورد و هم تسلا دست هایشان را بالا برده اند.
آرام بخواب هنری فورد که به قول لوکوربوزیه زمانه عوض شده.
و ما دیر فهمیدیم که سود ما ضرر دیگریست و سود دیگری ضرر ما و اساس رابطه برد برد مسخره بازی است برای زیباسازی سرمایه داری وگرنه که شکرپیچ کردن این فضله فضیلتی ندارد جز اینکه بپذیریم که ما آمده ایم که ماستمان را بخوریم.
البته اگر کسی ته کاسهمان را به خانهاش لولهکشی نکرده باشد.