ویرگول
ورودثبت نام
Sarleoma
Sarleomaمعماری که نقاشی میکرد و الان برای کشف خودش به نوشتن پناه میبرد
Sarleoma
Sarleoma
خواندن ۶ دقیقه·۱ ماه پیش

با هویت از دست رفته کاری ام چه کنم؟

امروز پیامی از سمت دوستم آمد که چطور باید به خواهرش کمک کند که با هویت از دست رفته کاری اش کنار بیاید چیزی که من ماه هاست با آن گلاویزم. به عنوان کسی که هشت سال گذشته تمامی امیال و سرکوفت ها و سرزنش ها و سختی های زندگی اش را با بیش از حد کار کردن قورت میداد و هر دستاوردی برایش دوپامینی بود که از طرف جامعه تحسین میشد ولی در درون یکی از تکه های جنگا را بر میداشت و روحیه ام را متزلزل تر میکرد، من میتوانستم مشاور خوبی برای کسانی قلمداد شوم که مجبور به ترک اعتیادشان به کار هستند. نه آنکه لزوما از سر دلخواستن این کار را انجام دهند.

برایش دستوری چند مرحله ای نوشتم:

  1. 1. عر زدن به صورت نوسانی با دامنه های کوتاه شونده - به این صورت که اولش که از خواب بیدار میشود و ساعت را میبینی لازم نیست بجهی و خودت را آماده کنی بلکه زیر تختت هیولایی سنگی قایم شده است که زمزمه میکند تو دیگر به هیچ دردی نمیخوری و موثر نیستی و او تو را به تخت غل و زنجیر میکند با گوشی ات و چک کردن اخبار های تکراری که هیچوقت تمام نمیشود. ممکن است بتوانی از جایت بلند شوی به تدریج و صبحانه بخوری اینجا به تو تبریک میگویم! یک قدم رو به جلوی دیگر.

  2. اگر هم صبحانه نخوردی و به عر زدن آشکار یا نهان ادامه داری بدان کاملا طبیعی است و دامنه اش در روز های آتی که بهتر است بگویم هقته های آتی کمتر میشود و وقتی جرات میکنی کله ات را از تخت آویزان کنی تا هیولای سنگی بی خاصیتی ات را ببینی شاید پوفی سر دهی و حال آنکه سرت را بلند کنی را هم نداشته باشی. این هم طبیعیست.

  3. آن موقع شاید ببینی که تو روی تختت دراز کشیده ای و او زیر تختت و این امری حائز اهمیت است زیرا که درمیابی شما درواقع یکی نیستید بلکه دو کالبدید. که قبلا با هم سوار ماشین میشدید و به سر کار میرفتید ولی الان در یک اتاق به سر میبرید. خود این دیدن اینکه شما جدا هستید شایان ذکر است که کمک قابل توجهی میکند به اینکه دامنه عر زدنتان کوتاه تر شود و بروید در سایت های کاریابی 913 تا درخواست کار بفرستید و هر روز با "رد شده اید" یا " در دست بررسی" مواجه شوید که باعث میشود هیولای سنگیتان سنگین تر بشود. و تلفنتان هم زنگ بخورد و به مصاحبه هم بروید بگود اورکولیواید هستید! و اهمیتی ندهند که شما حتی به متصدی کارت دهنده پارکینگ مرکز خرید هم حسودیتان میشود که به یک دردی میخورد ولی شما نه!و حاضرید هر چه باشد را فارغ از آنکه چقدر با تحصیلات و تجاربتان همخوانی داشته باشند بپذیرید تا روی تخت با خودتان و افکارتان تنها نشوید.

  4. در کتاب مراقبت و تنبیه میشل فوکو سیر اینکه چطور تنبیه از اینکه دست و پای طرف را به چهار چهارپا ببندند و از چهارسو بکشند تا طرف چهارشقه شود به اینکه زندان متولد شد و در آن سلول انفرادی شد بزرگترین مجازات به تفضیل بحث میکند ولی ذکر همین نکته کافیست که تنها ماندن با خودمان و افکارمان چقدر میتواند دردناک باشد که حاضر باشیم هر کاری کنیم ولی به این رویا رویی تن ندهیم برای همین از اعتیادی به اعتیاد دیگر مهاجرت میکنیم. از ایمیل های کاری به چک کردن اخبار بعد به فیلم دیدن و بعد شاید آشپزی یا هرچیز دیگری جز تنهایی.

  5. اینجا ممکن است سراغ آدمهایی برویم که خیلی وقت پیش به خاطر دغدغه های کاریمان حال و حوصله شان را هم نداشتیم و همش وقتی حرف میزدند میگفتیم چرت میگویند جای دور نمیخواهیم برویم مثلا خانواده. ولی حالا مجبوریم به احیای روابط انسانی که ابتدا بسیار پر تنش خواهد بود ولی همین امر هم طبیعیست ولی اگر دیدید که به جای تغییر خودتان دیگران را اصرار دارید تا تغییر دهید همانجا دور بزنید و دست از بیش کنترلگری خود بردارید که تنها زمینی که میتوانید بیل بزنید زمین خودتان است.

  6. پس در قدم رو به جلوی دیگر هر رابطه انسانی را یک چالش برای رشد فردی خودتان ببینید و اگر به این نتیجه رسیدید که همه دیوانه هستند میتوانید با 123 تماس بگیرید گرچه فایده ای ندارد و نمی آید جمعتان کند پس از اسنپی چیزی یک روانپزشک بگیرید که پوکسایدی چیزی بهتان بدهد که چپ و راست به مردم نپرید.

  7. وقتی تصمیم گرفتید که سه نفری که قصد معاشرت باهاشون رو دارید کیا هستند و چی زمان آن رسزیده است که لیست حسرت هایتان را درست کنید لابلای عر هایی که میزنید. مثلا هیچوقت وقت نداشتید که زبان فرانسه که مطلقا به دردتان نمیخورد را یاد بگیرید ولی الان زمانش را دارید! هورا شما چه چیزیتان از پیرزن هشتاد و شش ساله ای که میرود فرودگاه های ژاپن تا انگلیسی اش را تقویت کند کمتر دارید؟ پس پس از درست کردن دایره حسرت ها و آرزو ها آنها را به هدف تبدیل کنید

  8. تبریک! خبری از برنامه ریزی نیست. بیاید یک بار برای همیشه بپذیریم که 5 صبحی ها و زندگی خود را متحول کنید و اینا به درد زندگی شرقی ما نمیخورد که بوم همه چیز میتواند تغییر کند. به جایش انعطاف پذیری و نقشه دوم داشته باشید که اگر نشد میخواهید چکار کنید. به جای زورگویی که حتما ساعت فلان باید بیدار شوم با خیال راحت بخوابید تا سلول ها و رشته های عصبیتان باز سازی شود ناسلامتی در یک سال دوبار جنگ دیده ایم سوئیس که زندگی نمیکنیم. بخوابید و وقتی بدنتان بیدار شد یک کاغذ هفتگی بدون تاریخ به دری دیواری چیزی بچسبانید و کارهایتان را بنویسید که هر وقت حالش را داشتید انجام دهید.

  9. مثلا لازم نیست بنویسید دوشنبه ها و پنج شنبه ها 1 ساعت فرانسه، کافیست بنویسید دو ساعت در هفته فرانسه! حالا شاید امروز بیست دقیقه شد فردا یک ساعت پس فردا پنج دقیقه.

  10. سعی کنید از روتین اجتناب کنید. داشتم چند روزی پیش یک فیلم را که قبلا سه بار دیده بودم برای بار چهارم میدیدم و بعدش کتابش را خواندم و هیج عقل سلیمی این را توجیه نمیکند ولی مگر عقل سلیم کشور ها را اداره میکند که حالا ما بخواهیم زندگی خود را بر مبنای آن اداره کنیم. به همین سبب زور گویی نکنید اگر دلتان میخواهد روی فرش دراز بکشید و آفتاب بخورید لازم نیست موثر باشید. این همه بودید چه شد؟

  11. آها داشتم درباره آن فیلم میگفتم که برای قرن های پیش بود که ارباب ها همش کتاب میخواندند. و خب من دیدم اصلا موثر نیستند مثلا در بیشه زار راه میروند و یا دم شومینه چای میخورند. گل بگیرند این نظام سرمایه داری را که هویت ما را گره زد به موثر بودن و مثل چی کار کردن که والا اسب هم برای خودش در بیشه میچرد ولی ما همان را هم باید با عذاب وجدان انجام دهیم.

  12. اگر مثل لوئی اندم هم حال کتاب خواندن و نداشتید اوکیه. یک چای بریزید و ولو شوید. ما جنگ زده هستیم. حالا شاید در پناهگاه نباشیم ولی به هر حال روزهایی آسونی رو پشت سر نگذاشتیم پس بیایید خودمان را بیشتر درک کنیم و دست از مقایسه با خود گذشته مان و یا خود دلخواه آیندمان برداریم ما هیج یک نمیدانستیم قرار است چنین روزهایی را بچشیم.

انعطاف پذیریرشد فردیروابط انسانیهویتبیکاری
۳
۰
Sarleoma
Sarleoma
معماری که نقاشی میکرد و الان برای کشف خودش به نوشتن پناه میبرد
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید