
بلههههه. همونطور که از اسم مقاله مشخصه، قراره روش نوشتن آرزوها رو یادتون بدم
من سعی دارم آموزشهایی که خودم انجام میدم و تاثیرشو توی زندگیم دیدم بهتون یاد بدم. برای هر آموزش هم یک "باید" و یک "نباید" دارم که توضیحش بدم. اما قبل از همه، میخوام براتون بگم که نوشتن چه فایدهای داره؟
وقتی خواسته، فکر، باور و احساستو مینویسی، جریان این انرژیها رو باهم ترکیب میکنی و اونوقت قدرتشون چندبرابر میشه و زودتر به نتیجه میرسه. مثل ضرب المثل همون چندتا چوبی که وقتی کنار هم بذاریمشون دیگه قابل شکستن نیستن. اگر چندتا انرژی در یک راستا به حرکت دربیان، جادوشونو زودتر میبینیم. البته یه نکتهای هم بگم که اینو از کتاب "ماوراء طبیعی شدن" خوندم و کاملا اثبات شده هست، چون با آزمایشهایی که روی افراد مختلف انجام دادن، متوجه شدن اونی که توی فکرش آرزو میکنه، شاید به خواستهاش برسه؛ اما اونی که آرزوشو مینویسه و به نوعی بیان میکنه نتیجهی 100درصدی میگیره چون قدرت انرژی در قلب انسان 5هزار برابر بیشتر از قدرت انرژی در مغز انسانه. دوباره تکرار میکنم؛ 5هزاربرابر بیشتر
این یافتهی علمی شگفتانگیز HMI نشون میده که احساس لحظه به لحظهی ما روی قلب اثر میذاره که کلید بازکردن «هوش قلبی» هستش. چون احساسات و عواطف ما انرژیهایی هستند که میدانهای مغناطیسی قدرتمندی از خودشون ساطع میکنن. پس هرچی این احساسات قویتر باشن، میدان مغناطیسی هم قویتر میشه. [1]
(این یه آگاهی بزرگ بود که یادت دادم تا بدونی چقدر وجودت در این دنیا باارزشه)
حالا تصمیم با خودته که بخوای این مقاله رو تا آخرش بخونی و آموزششو یاد بگیری یا نه...
من آنچه شرط بلاغ است با تو میگویم. خواه پند گیر و خواه ملال
مزخرفات قانون جذبی ننویس
ببین نوشتن خوبه اگه درست بنویسی. اکثر افراد موقع نوشتن یه دروغهایی رو به جای آرزوشون مینویسن که مرغ پخته خندهش میگیره. من فلان پنتهاوس 4000متری رو با استخر و جکوزی دارم. من یه لامبورگینی دارم و...😒
وااااییییی نههه. این اصلا درست نیست و چون هم ذهنت و هم قلبت این دروغ رو حس میکنن، نه تنها بهت کمک نمیکنن بلکه سطح ارتعاششون هم در سطح دروغ پایین میاد. از طرفی ذهنت میگه: چرا چرت میگی؟ تو توی خرج ماهانهت موندی. پنتهاوس؟ تو؟ کجا؟ زعفرانیه یا اقدسیه؟ دلار الان چندههههه؟؟؟😏🤔😂
و بماند که حس بدِ نداشتن بعد از واکنش ذهنت، داغونت میکنه و همون فرکانس نداری، نداریهای بیشتری برات میاره
پس موقع آرزو کردن، دروغ ممنوع
حسِ نداری، ممنوع
اضطراب اینکه آرزوت برآورده میشه یا نه؟، ممنوع
حس نالایق بودن، ممنوع
حس غم از اینکه تا حالا آرزوهات واقعی نشدن هم، ممنوع
کلا حسهای بد موقع آرزو نوشتن، ممنوع
بسته پستی به آدرس صحیح ارسال میشه
توی لیست ممنوعها نوشتم "حس نالایق بودن، ممنوع" ولی شاید بگید: حتما کسی که آرزو میکنه خودشو لایق داشتن این خواسته میدونه؛ اما باید عرض کنم: نه! اتفاقا هرچی فرد در فشار جمعی خانوادگی یا اقتصادی زندگی کرده باشه، بیشتر به این حس مبتلاست. البته به این معنی نیست بقیه این حس بد رو نداشته باشن فقط بعضا بین افراد، این حس نالایق بودن، کم و زیاده و بسته به آرزوشون، متغیر هم میشه. مثلا اونی که توی ولنجک یه امارت داره، واسه اینکه یه برج بزرگ بخره شاید کمی این حس رو تجربه کنه ولی یه کارگر روزمزد که درآمدش روزانه 500هزارتومنه، حتی جرات فکر کردن به اون برج هم نداره. چون توی ذهنش همین زندگی ثبت شده. درسته ته دلش زندگی خوب میخواد ولی توی ذهنش، فکر مسموم "منو چه به زندگی مرفه" حک شده که یه سد بزرگ جلوی ورود نعمت و فراوانی به زندگیش ساخته. یه آگاهی بهتون یاد میدم که همیشه با خودتون تکرارش کنین تا ملکه ذهنتون بشه: جهان هستی پر از فراوانیه. اینکه ما نعمت کمی میبینیم، بخاطر اینه که چشمامونو کامل باز نمیکنیم.
دفتری شخصی رو برای خودتون در نظر بگیرید که کلی قراره بهتون نکته یاد بدم. بهتون تضمین میدم نتیجه بگیرید نه برای اینکه بخوام بازارگرمی کنم. چون از قدرت نیروی خیرتون اطلاع دارم، میگم.
قانون اول: برای داشتههای فعلیتون شکرگزاری کنید.
شکرگزاری باید از ته دل نه اینکه فقط سرسری باشه.
واسه چیزهای نداشته هم شکرگزاری نکنید که تن فرشتهها نلرزه لطفا. میگیم شکرگزاری کن؛ طرف یه چیزایی رو اسم میبره که خود جبرئیل مجبور میشه به درگاه خدا سر بزنه که این مگه همچین نعمتی رو داره؟ پس چی میگه؟🙄😶🤥
""من برای اون 4میلیونی که یه هفته بعد بهم میرسه شکرگزارم"
حالا قضیه چیه؟ یه هفته دیگه سررسید قسط بانکیشه. باید 3 تومن بریزه به حساب. یه تومن هم ته جیبش باشه واسه روز مبادا. بعد میگین چرا حرص میخورم؟🤦🏻♀️
خب اینکه همش شد فرکانس ترس، فقر و نداری. به خدا فحش میدن تا اینکه شکرگزاری کنن.
یا بعضیا تا یه مسئلهای پیش میاد با یه تُن صدای خاصی میگن: الهییی شششککککررررررررررر و تمام عرش خدا یه ویبره میره.😵💫 یه داستانی هم هست که جاشه براتون تعریف کنم.
در روزگاران قدیم دو تا همسایه بودن. یکی ثروتمند و پرمایه و دیگری، فقیر و ناچیز. هربار که اون مرد تاجر و ثروتمند چیز جدیدی تهیه میکرد، مرد فقیر نگاهش میکرد و رو به آسمون با صدای بلند میگفت: خدایا شکرت😤
مرد ثروتمند چندین بار این داستان براش تکرار شد تا اینکه یه بار از مرد فقیر پرسید: داستان چیه که هربار من یه چیز جدیدی میخرم یا به ثروتی میرسم تو منو نگاه میکنی و خدا رو شکر میکنی؟ انقدری که تو خدا رو شکر میکنی من شکر خدا نکردم
مرد فقیر گفت: اونطور که من شکر خدا میکنم برای خدا از هزاران ناسزا بدتره😒
چون تو برای داشتههای خودت شکرگزاری میکنی و من برای نداشتههای خودم🫢🫤
بله! شکر برای نداشتهها بخصوص اگر از سر دلخوری و حسرت باشه، نوعی از کفر هست؛ چون به اون چیزهایی که خدا بهت داده نگاه نکردی و قدردان نبودی. تو با هرآنچه داری، چه قدرت باشه چه دارایی و چه خویشاوندانی که باهاشون زندگی میکنی، ثروتمندی و شکرگزاری وقتی اثر داره که همراه با حس لیاقتــــــ ـمندی برای داشتههات انجام بشه
مثال اشتباه: من برای 206 صفر که قراره تا سال دیگه بخرم شکرگزارم.😳
مثال صحیح: من از اینکه الان یه پراید نو دارم و خودم و خانوادم با استفاده ازش، حس راحتی داریم خوشحال و سپاسگزارم🤲🏻😇
مثال اشتباه: من برای اینکه توی یه قرعهکشی بزرگ 100میلیون جایزه برنده میشم سپاسگزارم🤑
مثال صحیح: من از اینکه 8 میلیون پول توی حسابمه و از نظر مالی مستقلم و حقوق خوبی میگیرم، سپاسگزارم🤲🏻😉
قانون دوم: آرزوی خیر کنید.
برای اینکه چش و چال کسی رو دربیارین، شاسی بلند آرزو نکنید. با حس اینکه خودتون و عزیزانتون خیر ببینید از این شاسی بلند، آرزو کنید. جهان هستی بر پایه عشق و خیرخواهی بنا شده و اگر چیزی خلاف این معماری عظیم و زیبا باشه، به ثمر نمیشینه. هرچند که به دنیای فیزیکیتون وارد بشه اما برکت و ماندگاری نخواهد داشت. اکثرا فکر میکنیم که برکت همون روزیای هست که خدا بهمون میده؛ اما زمین تا آسمون با هم متفاوت هستن.
روزی همون امکاناتی هست که خدا کمکت میکنه بدست بیاری. از پول و طلا بگیر تا خونه و عروسی مجلل و....
برکت همون کیفیتی هست که خدا به ثروتت میده که البته زمانی حق داری داشتهباشی که خیر بقیه رو نسوزونی. مثلا اونیکه احتکار میکنه تا سوبله از یه محصول سود بکنه، یه پول عظیمی بدست میاره ولی برکت از مالش گرفته میشه و با این تنبیه معنوی، اون مال هم موندگار نمیشه براش. این تنبیه تا زمانی که این سیکل معیوب رو ادامه بده، ادامه داره و گاهی برای بعضیا، این تنبیه دائمی میشه.
مثال اشتباه: من میخوام 208 قرمز بخرم که دوستم توی خیابون دید، فکش بیوفته روی زمین🚘😵💫
مثال درست: میخوام یه 208 قرمز بخرم که هم باعث راحتی من بشه و هم رنگشو دوست دارم🚘😍
خودت از کدوم مثال حس خوبی گرفتی؟😌
قانون سوم: زمانبندی نذارید.
برعکس اطلاعات ناقصی که وجود داره، گته شده که برای هر آرزوتون زمان تعیین کنید ولی من بهتون میگم: زمان تعیین نکنید✋🏻⛔️.
بذار برات توضیح بدم. فکر کن دو تا قانون احساس متعالی و خیرخواهی رو درست انجام دادی و تیک تایید رسیدن به آرزوت برای یه ماه دیگه زده شده در جهان هستی؛ اما چون توی ذهنمون این باور وجود داره که چیزهای بزرگ ممکنه دیرتر بدست بیان؛ با یه حس ناامیدی ریزی که توی دلت میشینه، زمانشو برای یک سال دیگه در نظر میگیری و اون آرزو همونجا توی کائنات محو میشه. چون ناامیدی، نیروی خیرِ آرزوتو از بین میبره.
شما فقط بگو چی نیاز داری. زمان و شرایط بدست آوردنشو بسپار به هستی. مثل یه پادشاه که دستور میده و انتظار داره اون دستور هرجور که شده انجام بشه. نمیگه تو رو خدا این جنگ رو پیروز بشین یا مالیات امسال رو میشه زیاد کنم؟
نه! دستور میده امسال باید مردم 40تا سکه مالیات بدن.💰
دستور میدم در این جنگ پیروز بشید و از شهر و فرمانروایی ما محافظت کنید.🫅👸
خواهش نمیکنه. دستور میده. البته نمیگم جهان هستی نوکر زرخرید ماست و هرجور خواستی میتونی باهاش رفتار کنی. اصلا اینطور نیست. چه بسا باید با مِهر و دوستی از جهان هستی آرزوتو درخواست کنی و بهش اعتماد کنی که اون خواستهی خیر تو رو در زمان و شرایط مناسبی که به نفع تو هست برات فراهم میکنه و خللی هم در کارش نیست.
مثال اشتباه: میخوام تا یه ماه دیگه اون دستبند طلا که قیمتش 150 میلیون هست رو بخرم.🤩
مثال درست: من یه دستبند زیبا پسندیدم که 150میلیونه و دوست دارم بدستش بیارم(نگو حتما بخرم شاید مادرشوهرت همونو برات کادو بخره🤭) و برای من خوشحالی و نیکویی به همراه داشته باشه و من از داشتنش حس ثروتمندی بیشتری خواهم داشت.☺️
البته موضوع هدفگذاری یه مبحث دیگه هست که باید اونو در یک مقاله جداگانه براتون آموزش بدم.
قانون چهارم: اعتماد بیقید و شرط
هر اسمی که بهش باور داری رو در نظر بگیر. مادر طبیعت، خدا، کارما، خودِ برتر و... همه اینها نشون میده یه روح قدرتمندتر از ما هست که دوست داره ما خوشحال باشیم اما به یه شرط ساده👇🏻
بهش اعتماد کامل داشته باشی
آره درست شنیدی. این روح مهربون و قدرتمند میخواد بهش اعتماد داشته باشی که هرجور شده به خیر و صلاح تو کاری که ازش خواستی رو حتما در زمان و وضعیت مناسبِ زندگی تو انجام میده
اما خب همین کار کوچیک برای ما که هزاران باور مسموم توی ذهن و دهها زخم و آسیب در روح و قلبمون جا خوش کرده، انقدر سخته که نمیتونیم گاهی از پسش بربیایم. این یه ضعف هست ولی به معنی این نیست که ما بد هستیم و یا اینکه نشه این ضعف رو درمان کرد. یه تکنیک کوچولو داره که همینجا یادت میدم.
تکنیک اعتماد به روح هستی
یه خواسته کوچیک انتخاب کن. برای مثال خریدن یه شامپوی سر رو درنظر میگیریم.
بعد با این جمله از روح هستی درخواستش میکنیم:
خدایا، تو بینهایتی و بینهایت، بخشندهای. ازت درخواست میکنم که (خواستهتون رو بنویسین)
خواسته شما هرررر چیزی که خیر هست و نیاز دارید، میتونه باشه و محدودیتی توی کمیت و کیفیتش ندارید.
هرروز با خودتون قرار بذارید که حداقل یه چیزی رو درخواست کنید و با خیال راحت و حس لیاقت داشتن اون خواسته، درخواستتون رو اعلام کنید.
یه اشتباهی که خیلیا مرتکب میشن اینه که میگن: خدایا من بنده ضعیف و محتاجتم. به من اینو بده و...
بعد یهو میگن: یعنی خدا این آرزومو برآورده میکنه؟🫤😣
خب اگه شک داری به مِهرش، چرا آرزو میکنی؟🤔😒
خدا از روح خودش در وجود ما دمیده از بس که ما رو سطح بالا دونسته. چجوری میشه که یه موجودِ سطحِ بالا، خودشو اینقدر پست و بیارزش خطاب میکنه؟
با حس قدرت و زیبا دونستن خودت، از خدا درخواست کن و مطمئن باش روح عظیم هستی اینجوری خوشحال هم میشه که به ارزشی که بهت داده، آگاه هستی.
حالا میریم سروقت بدست آوردن آرزوها
میخوام یه مراقبه بهتون یاد بدم که حتما بعد از نوشتن آرزوتون انجامش بدید. کلا چند دقیقه بیشتر زمان نمیبره ولی درصد بدست آوردن آرزوتو هزاربرابر میکنه
اگر هم دوست داری بدونی چجوری مراقبه رو یاد بگیری، مقاله دیگرم به نام "پنج دقیقه تا آرامش " رو مطالعه کن و تمرینهاشو انجام بده
میخوام با یه مثال کوچیک مثل خرید یک انگشتر طلا این تمرین رو بهتون یاد بدم:👇🏻
خب حالا یه جای آروم و ساکت بشین و چشماتو ببند
خودتو تصور کن که الان آرزوت برآورده شده و انگشتری که خیلی ازش خوشت اومده رو بدست آوردی
چه حسی داری؟ آفرین داری از هیجان جیغ میزنی یا شایدم چون یه مرد هستی، حس قدرت بهت دست داده
دقیقا اون حس رو در بدنت به جریان دربیار
جدی ذوق کن و نیشتو تا بناگوش باز کن و بخند. جدی با قدرت رفتار کن
احساستو آزاد بذار و حس شادی و خوشحالیت رو حس کن که از بدنت به کل فضا و تا آسمان تشعشع پیدا کرده
حالا با همون حس نفس عمیق بکش و چشماتو باز کن و با همون حس به ادامه زندگیت برس
این مراقبه رو دکتر دیسپنزا توی آزمایشگاه هارتمَث روی داوطلبهای زیادی تحت آزمایش قرار داده و یه همچین سطح فرکانسی رو از طریق دستگاهها ثبت کرده، پس این مراقبه رو به شدت جدی بگیرید.

من تا اینجا هر آن چیزی که نیاز داشتید رو شرح و تفصیل دادم. دیگه بعد از این شما تصمیم گیرنده هستید. امیدوارم با همین آموزش بتونید کلی آرزو که وجودتون رو غرق شادی و نور میکنه از خدا هدیه بگیرید و از ته دل بخندید.
برای اینکه بدونی چه روح بزرگی داری مقالهی "خدا تو هستی" رو حتما مطالعه کن❤️
[1]: کتاب ماوراء طبیعی شدن اثر دکتر جو دیسپنزا - فصل 7 هوش قلبی - صفحه 251