سلام ویرگول

‎سلام. این اولین نوشته ی منه اینجا :) یادش بخیر قدیما وبلاگ بود ، میومدیم از خودمونو روزمون مینوشتیمو چندتا هم رفیقِ مجازی پیدا میکردیم و همدیگرو دنبال میکردیمو از همدیگه انرژی میگرفتیم. سعی میکردیم به دخترا بگیم آبجی، به پسرا داداش، اینجوری صمیمی تر میشدیمو راحت تر میتونستیم باهم ارتباط برقرار کنیم.. خلاصه خوش بودیم واسه خودمون.. فیس بوک هم بود.. که اونم به جور دیگه میچسبید.. البته توی فیس بوک نمیشد با هرکسی فرند شد، چون خیلی شخصی تر از وبلاگ و این حرفا بود.. من که خودم شخصا فضای وبلاگ رو بیشتر دوست داشتم.. چون میتونستم بی پروا از هرچی که میخوام بنویسم.. بدون اینکه ترس از قضاوت شدن داشته باشم.. گذشت تا اینستاگرام اومد.. دیگه همه رفتن اونجا بساطشونو پهن کردن.. خود منم رفتم.. با فیس بوک و وبلاگ خدافظی کردم.. و این اشتباه محض بود.. البته اوایل خوب بود.. مخصوصا واسه شخصی مثل من که باید احساساتمو همیشه بیرون میریختم تا آروم بگیرم.. خیلی راحت پست میذاشتم (آدمیزاد هم که تنبل و راحت طلب :) ) گذشت و گذشت تا هی فضای اینستاگرام تاریک و تاریک تر شد واسم.. البته نظر شخصی منه ! چون من علاقه ای نداشتم که فالوورام جز دوستای واقعیم باشن .. ( خیلی دیگه شخصی بود فضاش.. ) و این باعث شد بعد از مدتی پست گذاشتن و حرفای از روی خوشحالی یا بدحالیمو بیرون ریختن، با یه واقعیت تلخ رو به رو بشم.. که همه ی این دوستان، رفقای واقعیم نیستن :) این باعث شد پست گذاشتن و احساساتمو بیرون ریختن کمتر و کمتر بشه.. تا اینکه به صفر رسید.. و از طرف دیگه فضای اینستاگرام هرروز وحشتناک تر میشد.. وقتی میدیدم آدما انقدر راحت قضاوت میکنن، توهین میکنن، حسادت میکنن و و و .. از همه چیز نا امید میشدم.. تا اینکه دلو زدم به دریا و اونجا رو هم ترک کردم..

قصدم از اینجا نوشتن ، بیرون ریختن احساساتم و به اشتراک گذاری مطالبیه که میخونم ، شاید به یه نفر کمک کنه ؛)