انشاء های من شماره ی ۲ - شکوفه های زمستانی

در این قسمت از انشاء های من می خواهم یکی از زیباترین انشاء های خودم را برایتان بگویم. برای خواندن این انشاء زیبا و دراماتیک، پیشنهاد می کنم چایی برای خود دم کنید و در حال خوردن چایی، از خواندن این انشا لذت ببرید. با من سید متین فقهی، همراه باشید.

موضوع: شکوفه های زمستانی

امروز صبح وقتی برای رفتن به مدرسه از منزل خارج شدم، با کمال تعجب متوجه شکوفه های کوچک و زیبای روی شاخه های درخت گیلاس که در نزدیک بازارچه بود، شدم. آنقدر این شگفتی زیبای پروردگار آرام آرام اتفاق افتاده بود که اصلاً من متوجهش نشده بودم.

خیلی زیباست، بسیار زیبا! کردگار دانا کاری می کند که این هستی انقدر زیبا شود، در حدی که در فصل زیبا و غم بار زمستان هم شکوفه هایی زیبا به درختی می زند. شکوفه ها، گل ها و تمام شگفتی های آفرینش بعد از پاییز و زمستان غم بار در بهار و تابستان جان تازه ای می گیرند و بعد از بهار خود را برای رفتن آماده و با زندگی، خداحافظی می کنند.

چرا خوبی ها انقدر زود تمام می شوند ولی بدی هایی که ما را آزار می دهند، بیشتر طول می کشند و ما را می رنجانند؟ بعضی از ما دلیل این اتفاق را بی رحم بودن زندگی می دانیم، در حالی که اینگونه نیست. زندگی در دستان پروردگار بزرگ است و او پاداش هر فرد را به اندازه ی تلاش او می دهد. درست است که این اتفاق ها می افتد، ولی باید صبر کرد و منتظر پاداش تلاش خود و خوبی ها و بهترین روز های زندگی، باشیم.

اکنون در ماه آخر زمستان، یعنی اسفند ماه هستیم. زمستان زیبا، ولی بسیار غم بار بود. حالا من منتظر روشنی و سرسبزی فصل زیبای پروردگار، بهار هستم. منتظر خوشحالی نوروز هستم. فعلاٌ تا بهار نیامده است، از چهره ی زیبای همین شکوفه های زمستانی لذت می برم. این زمستان خواهد گذشت، بهار خواهد گذشت، تابستان خواهد گذشت و باز هم به پاییز و زمستان غ بار خواهم رسید و یقیناٌ دوباره به این گونه روز ها خواهم رسید و در مورد خوبی ها، بدی ها، زیبایی ها و زشتی ها قضاوت و فکر خواهم کرد.

مهم تر از تمام این ها، مهم این است که از تک تک لحظه های زندگی لذت ببریم، شاید یک ثانیه دیگر روز های خوش با خانواده خود را نداشته باشیم، پس از زندگی لذت ببرید، مگر قرار است بیشتر از یک بار زندگی کنید و این را بدانید که: در لحظه زندگی کنید.

امیدواریم از دومین شماره ی انشاء های من لذت برده باشید و توانسته باشم ذره ای از لذتی که خودم از این انشاء بردم، به شما هم انتقال داده باشم. اسمارتین را به دیگران هم معرفی کنید و ما را دنبال کنید.

منبع: اسمارتین