ویرگول
ورودثبت نام
گلیتا حسین پور اصفهانی
گلیتا حسین پور اصفهانی✍🏻خبرنگار پیشین و پژوهشگر مردم‌شناسی هستم که حالا در دنیای محتوا، از روایت و سئو برای ساختن تجربه‌های معنادار در یوتیوب و اینستاگرام استفاده می‌کنم آدرس کانال یوتیوب من: https://tinyurl.com/2xhbyf29
گلیتا حسین پور اصفهانی
گلیتا حسین پور اصفهانی
خواندن ۱۲ دقیقه·۲ ماه پیش

سینما و جنبش دانشجویی؛ معرفی فیلم

تصویرِ عصیان؛ وقتی سینما سنگر می‌شود

 

اگر کتاب‌ها استخوان‌بندی روایت تاریخی و تئوری مبارزه‌اند، فیلم‌ها رگ و ریشه‌اند؛ جایی که خشاب خشم دانشجویان، اضطراب نسل جوان، و بوی باروت میدان‌های اعتراض را می‌توان با چشم دید و با تن حس کرد. در مطالب پیشین، با کتاب‌ها همراه شدیم تا ردّ جنبش‌های دانشجویی ایران و جهان را پیدا کنیم؛ از مه ۶۸ فرانسه گرفته تا آلمان، آمریکا، مکزیک و ۱۶ آذر ایران. پیش‌تر نیز با معرفی فیلم از سینمای کرۀ جنوبی، پا به خیابان‌های سئول گذاشتیم و دیدیم چگونه مرگ یک دانشجو می‌تواند آتش زیر خاکستر باشد.

 

مطالعۀ تاریخ جنبش‌های دانشجویی، چه در ایران و چه در جهان، نشان می‌دهد که دردهای مشترک، پاسخ‌های مشترک و البته سرنوشت‌های مشابهی داشته‌اند. بازخوانی این تاریخ برای دانشجوی امروز ضرورتی زنده است؛ نه برای ماندن در گذشته، بلکه برای فهمیدن اینکه این مسیر طولانی چگونه ساخته شده و چه امیدها و هشدارهایی را با خود حمل می‌کند. تاریخ نشان می‌دهد هر بار که نیروی جوان و اندیشه‌ورز به میدان آمده، توانسته توازن قدرت را جابه‌جا کند.

 

در ادامه، فهرستی از مهم‌ترین آثار سینمایی داستانی و مستند را مرور می‌کنیم که مکمل ضروری آن مطالعه نظری هستند؛ آثاری که گاهی شاعرانه هستند و گاهی خشن.

 

سینمای فرانسه

مه ۶۸ فرانسه فقط یک شورش سیاسی نبود؛ یک انفجار فرهنگی بود که حتی جشنواره کن را هم به تعطیلی کشاند. در آن سال، گدار، تروفو و دیگران از پردۀ سینما آویزان شدند تا جشنواره را در همبستگی با دانشجویان و کارگران متوقف کنند. سینمای فرانسه پس از آن هرگز مثل قبل نشد.

 

معرفی فیلم «رویازدگان»

رویازدگان (The Dreamers)
کارگردان: برناردو برتولوچی
محصول: ۲۰۰۳

 

فیلم رویازدگان (The Dreamers)
فیلم رویازدگان (The Dreamers)

رویازدگان برتولوچی در این فیلم، مه ۶۸ را از زاویه‌ای متفاوت و به‌شدت خصوصی روایت می‌کند. داستان سه جوان (یک آمریکایی و دو فرانسوی) که در روزهای طوفانی پاریس، خود را در آپارتمانی حبس کرده‌اند و جهان بیرون را از دریچه سینما و بازی‌های روانی بازسازی می‌کنند.

«رویازدگان» فیلمی آغشته به تب و تاب مه ۶۸ است؛ اما نه در خیابان، بلکه پشت پنجره‌های یک آپارتمان پاریسی. برتولوچی در این فیلم، مه ۶۸ را از زاویه‌ای به‌شدت خصوصی روایت می‌کند؛ داستان سه جوان (یک آمریکایی و دو فرانسوی) که در روزهای طوفانی پاریس، خود را در آپارتمانی حبس کرده‌اند.

نکته تاریخی جذابی که در فیلم برجسته است و در کتاب‌ها کمتر به آن پرداخته می‌شود، جرقۀ اولیۀ اعتراضات است: اخراج هانری لانگلوا (مدیر سینماتک فرانسه). دانشجویان پیش از آنکه برای حقوق کارگران فریاد بزنند، برای دفاع از سینما به خیابان آمدند. این فیلم همان رگه‌ای را آشکار می‌کند که کتاب‌های نظری قادر به لمسش نیستند: سرگیجه نسلی که میان سینما، آرمان‌گرایی و میل به گسستن از نظم خانوادگی در نوسان است. این اثر مرثیه‌ای است برای معصومیت از دست رفتۀ نسلی که می‌خواست جهان را با شعر و سینما تغییر دهد.

برای درک لایۀ روانکاوانۀ این جنبش، می‌توان این فیلم را در کنار خواندن کتاب «علیه افسردگی ملی» اثر ژولیا کریستوا مشاهده کرد. کریستوا در این اثر توضیح می‌دهد که چه وضعیت روانی و اجتماعی، نسل جوان را به سمت طغیان علیه اقتدار موجود سوق داد.

 

 

معرفی فیلم «همه‌چیز خوب است»

همه‌چیز خوب است (Tout va bien)
کارگردان: ژان‌لوک گدار و ژان‌پیر گورین
محصول: ۱۹۷۲

فیلم همه‌چیز خوب است (Tout va bien)
فیلم همه‌چیز خوب است (Tout va bien)

همه‌چیز خوب است اگر «رویازدگان» نگاهی رمانتیک به گذشته دارد، گدار در «همه‌چیز خوب است» کالبدشکافی بی‌رحمانه‌ای از دورانِ پس از طوفان ارائه می‌دهد. فیلم چهار سال بعد از وقایع ۶۸ ساخته شده و داستان زوجی روشنفکر است که در جریان اعتصاب کارگران یک کارخانه سوسیس‌سازی، گروگان گرفته می‌شوند. گدار با فرمی ساختارشکن (دیوار چهارم را می‌شکند و صحنه را مانند خانه عروسکی برش‌خورده نشان می‌دهد) می‌خواهد بگوید: انقلاب تمام نشده، بلکه به مبارزه طبقاتی روزمره تبدیل شده است. این فیلم پاسخی است به کسانی که فکر می‌کردند مه ۶۸ شکست خورده است؛ گدار فریاد می‌زند که مبارزه از خیابان به کارخانه‌ها و ساختارهای روزمره منتقل شده است.

 

گدار، دوربینش را نه بر تظاهرات که بر پیامدهای پساکودتا و پساعتراض می‌گذارد. اگر در بخش فرانسه مقاله قبل از «نظم موجودی» گفتیم که مه ۶۸ تلاش کرد آن را زیر سؤال ببرد، گدار اینجا نشان می‌دهد چه بر سر بدن‌های خسته و رویاهای ترک‌خورده می‌آید. فیلم، سندی است از این واقعیت تلخ که هر جنبشی، حتی موفق‌ترینش، در سطح زندگی روزمره باز هم هزینه دارد.

این فیلم را باید کنار کتاب «حقیقت دموکراسی» خواند؛ همان‌جایی که نانسی می‌گفت خیابان و دانشگاه می‌توانند مفهوم دموکراسی را دوباره اختراع کنند. گدار نشان می‌دهد بعد از این اختراع، چه چیزی از آن باقی می‌ماند.

 

 

 سینمای آلمان

جنبش دانشجویی آلمان (که در مطلب قبلی پیرامون کتاب‌ها به تفصیل در موردش صحبت کردیم)، دو مسیر متفاوت را طی کرد: گروهی مانند «سبزها» وارد پارلمان شدند و گروهی دیگر اسلحه به دست گرفتند. سینمای آلمان در بازنمایی این دوگانه، شاهکارهایی خلق کرده است که مرز باریک میان «آرمان‌گرایی» و «تروریسم» را واکاوی می‌کنند.

 

معرفی فیلم «کمپلکس بادر ماینهوف»

کمپلکس بادر ماینهوف (The Baader Meinhof Complex)
کارگردان: اولی ادل
محصول: ۲۰۰۸

 

فیلم کمپلکس بادر ماینهوف (The Baader Meinhof Complex)
فیلم کمپلکس بادر ماینهوف (The Baader Meinhof Complex)

کمپلکس بادر ماینهوف این فیلم روایتی نفس‌گیر و تکان‌دهنده از شکل‌گیری «فراکسیون ارتش سرخ» (RAF) است. گروهی از دانشجویان رادیکال که پس از سرکوب‌های پلیس و ترور بنو اونه‌زورگ (که در کتاب‌ها خواندیم)، به این نتیجه رسیدند که «با سیستم نمی‌توان حرف زد، باید به سیستم شلیک کرد.» فیلم با جزئیاتی دقیق، لحظات کلیدی تاریخ معاصر آلمان را بازسازی می‌کند؛ از آتش زدن فروشگاه‌ها در فرانکفورت به نشانه اعتراض به جنگ ویتنام (با شعار: «بگذارید مصرف بسوزد») تا عملیات‌های چریکی شهری. این اثر به ما هشدار می‌دهد که چگونه خشم مقدس دانشجویی، اگر به بن‌بست سیاسی بخورد، می‌تواند به خشونت کور تبدیل شود.

 

هرچند این فیلم در نگاه نخست درباره گروه ارتش سرخ است، اما تاریخ دانشجویی آلمان را بدون عبور از این پیچ نمی‌توان فهمید. نسل ۶۷ آلمان، همان نسلی که در مقاله قبلی از پیوندش با فضای نظری مکتب فرانکفورت گفتیم، بخشی از نیرویش را در مسیر رادیکالیسم مسلحانه از دست داد.

فیلم ادل، گرچه با روایت‌های ساده‌سازش نقد شده، اما تصویری روشن از این تضاد درونی ارائه می‌دهد: اینکه چگونه خشونت دولتی، سرکوب تظاهرات، و شلیک به دوچکه، می‌تواند بخشی از یک جنبش دانشجویی را به سمت مبارزه زیرزمینی سوق دهد. این گسست را کتاب‌ها «توصیف» می‌کنند، اما فیلم‌ها «قابل لمس» می‌سازند.

 

این مجموعه را باید مانند ضمیمه عملی همان فصل «دموکراسی و جنبش دانشجویی» در کتاب هابرماس خواند. همان‌جا که گفته بودیم روشنفکران گاهی حامی و گاهی منتقد دانشجویان بودند؛ این فیلم‌ها نشان می‌دهند که چگونه خود دوچکه میان این دو سویه در رفت و برگشت بود: هم نظریه را می‌فهمید، هم وزن مشت و باتوم را.

 

از رودی دوچکه تا RAF؛ تصویری که تاریخ رسمی سانسورش کرد

در مقاله قبلی، از «روح سرخ دانشگاه» و نقش رودی دوچکه گفتیم (به زودی درباره این موضوع، ویدئو معرفی کتاب نیز خواهم ساخت)، از اینکه چگونه شلیک یک راست‌گرا در ۱۹۶۸ نه تنها یک رهبر، که مسیر یک نسل را دگرگون کرد. اما سینمای آلمان، این روایت را به‌گونه‌ای ثبت کرده که کتاب‌ها قادر به انجامش نیستند: با صورت‌ها، صداها و لحظه‌هایی که در هیچ تحلیل نظری دیده نمی‌شوند.

 

مجموعه آثار تصویری درباره رودی دوچکه

اگر بخواهید تاریخ را صحنه‌به‌صحنه، سال‌به‌سال ببینید، این فهرست یک آرشیو زنده است؛ از مصاحبه‌های اولیه تا سال‌های تبعید و فروپاشی جسمی. حضور مستمر دوچکه در رسانه‌ها نتیجه یک واقعیت تاریخی است: او برای نسلش فقط رهبر سیاسی نبود، آینه بود؛ آینه اضطراب آلمانِ پساجنگ.

 

مستندهای رودی دوچکه؛ سیمای یک رهبر اگر بادر و ماینهوف نماد «خشونت انقلابی» بودند، رودی دوچکه نماد «شعور انقلابی» بود. او معتقد به «راه‌پیمایی طولانی در نهادها» بود، نه بمب‌گذاری. تماشای مستندهای زیر برای درک شخصیت کاریزماتیک او که با ترور یک راست‌گرای افراطی ناتمام ماند، ضروری است (به ترتیب سال انتشار):

  •   رودی دوچکه (Rudi Dutschke) (اپیزودی از مجموعه مستند جهت اطلاع Zu Protokoll, Episode aired Dec 3, 1967)

  •   راه رفتن با سربلندی: ردپاهایی از رودی دوچکه (Aufrecht gehen, Rudi Dutschke) (فیلم مستند) 

  •   رودی دوچکه: شورشی (Dutschke, Rudi, Rebell) (فیلم کوتاه تلویزیونی)

  •  رودی دوچکه (Rudi Dutschke) (اپیزودی از مجموعه مستند زندگی‌نامه‌های آلمانی Deutsche Lebensläufe, Episode aired Nov 7, 2002) 

  •  دوچکه (Dutschke) (فیلم تلویزیونی ساخت سال 2009) 

  • دوچکه: چهرۀ یک انقلابی آلمانی (Dutschke - Gesicht einer deutschen Revolte) (فیلم تلویزیونی ساخت سال 2018) 

فهرست این فیلم‌ها را به نقل از کتاب «روح سرخ دانشگاه: زندگینامۀ رودی دوچکه، رهبر جنبش دانشجویی آلمان» اثر اولریش شوسی نقل کرده‌ایم که پیشتر معرفی کرده بودیم.

 

سینمای آمریکای لاتین

در بخش قبل و در معرفی کتاب‌های مکزیک، به سرکوب خونین تلاتلولکو اشاره کردیم. اما روح آن دانشجویان در کالبد نسل‌های بعدی دمیده شد. نمونۀ بارز این تداوم تاریخی را می‌توان در شیلی دید؛ جایی که دانشجویان نه برای ایدئولوژی‌های کلان، بلکه برای زندگی روزمره جرقۀ انقلابی تازه را زدند.

 

معرفی فیلم «کشور خیالی من»

کشور خیالی من (My Imaginary Country)
 کارگردان: پاتریسیو گوسمان
محصول: ۲۰۲۲

 

فیلم کشور خیالی من (My Imaginary Country)
فیلم کشور خیالی من (My Imaginary Country)

گرچه این فیلم دربارۀ شیلی است، نه مکزیک، اما حلقه اتصالش به مقاله قبلی روشن است: هر دو درباره لحظه‌هایی هستند که تظاهرات دانشجویی به جنبش ملی تبدیل می‌شود. اگر در بخش مکزیک مقاله قبل از «تلاتلولکو» و هزینه‌های سنگین اعتراض گفتیم، گوسمان در این فیلم نشان می‌دهد که چگونه نیم قرن بعد، دانشجویان شیلی دوباره آن شعله را زنده کردند.

کشور خیالی من پاتریسیو گوسمان، مستندساز کهنه‌کار شیلیایی که نیم‌قرن پیش کودتای پینوشه و مرگ آلنده را ثبت کرده بود، این بار دوربینش را به سمت خیابان‌های سانتیاگو در سال ۲۰۱۹ می‌چرخاند. جنبشی که با یک نافرمانی مدنی ساده توسط دانش‌آموزان و دانشجویان شروع شد: پریدن از گیت‌های مترو در اعتراض به افزایش ۳۰ پزویی قیمت بلیت. شعار معروف آنها این بود: «به خاطر ۳۰ پزو نیست، به خاطر ۳۰ سال است.» (اشاره به ۳۰ سال سیاست‌های نئولیبرالی پس از دیکتاتوری). گوسمان در این مستند خیره‌کننده نشان می‌دهد که چگونه یک حرکت دانشجویی ساده، به تدوین قانون اساسی جدید برای یک کشور منجر شد. این فیلم اثباتی است بر اینکه دانشگاه هنوز هم نبض تغییرات اجتماعی است.

«کشور خیالی من»، تصویری احساسی و سیاسی از سیل دانشجویانی است که از دل خیابان‌ها خواستند کشورشان را بازتعریف کنند؛ نه بر مبنای گذشته‌ای تحمیلی، بلکه بر اساس رؤیایی مشترک. فیلم، اثبات می‌کند که تاریخ جنبش‌های دانشجویی آمریکای لاتین خطی نیست؛ موج است، می‌رود و دوباره برمی‌گردد.

 

سینمای کره جنوبی

در دو مطلب پیشین، ابتدا را ورق زدیم و سپس با به خیابان‌های پاریس و سانتیاگو رفتیم. اما جغرافیای مبارزه، مرز نمی‌شناسد. اگر در اروپا دانشجوها با سنگفرش و بیانیه می‌جنگیدند، در شرق آسیا، و به‌ویژه کره جنوبی، بهای سنگینی برای دموکراسی پرداخت می‌شد. کرۀ جنوبی پیش از آنکه امروز به‌عنوان الگویی از توسعه و دموکراسی شناخته شود، دوره‌ای تاریک زیر سایه حکومت‌های نظامی را پشت سر گذاشت.

دهه‌های ۷۰ و ۸۰ میلادی، دوره‌ای بود که دانشگاه‌ها به کانون مقاومت مدنی تبدیل شدند؛ فضایی که هر اعتراض دانشجویی، آینه‌ای از خشم عمومی بود. از قتل دانشجوی دانشگاه ملی چوننام آغاز شد و به موجی انجامید که در گوانگجو فوران کرد. قیامی ده‌روزه که نه فقط یک شهر که بنیان مشروعیت رژیم را لرزاند. دیکتاتور نظامی به نام«چون دوو-هوان» که نامش با کشتار گره خورده و سرنوشتش در نهایت با حکم اعدام (در سال ۱۹۹۶) رقم خورد. برای درک اینکه چگونه دانشجویان کره‌ای توانستند یکی از خشن‌ترین دیکتاتوری‌های نظامی آسیا را به زانو درآورند، باید این دو فیلم را نه به عنوان آثار سرگرم‌کننده، بلکه به‌عنوان اسناد تصویری یک ملت تماشا کنید. این دو اثر، دو پرده از یک نمایش تراژیک اما باشکوه هستند:

 

معرفی فیلم «هجدهم ماه می»

هجدهم ماه می (May 18)
 کارگردان: کیم جی-هون
 محصول: ۲۰۰۷

فیلم هجدهم ماه می (May 18)
فیلم هجدهم ماه می (May 18)

اگر می‌خواهید بدانید چرا ۱۸ می ۱۹۸۰ در تقویم یونسکو به عنوان «قیام دموکراتیک» ثبت شده، باید این فیلم را ببینید. داستان از دانشگاه ملی چوننام آغاز می‌شود؛ جایی که اعتراض دانشجویان به کشته شدن هم‌دانشگاهی‌شان، جرقۀ انبار باروت جامعه شد. اعتراضاتی که ابتدا مسالمت‌آمیز بود، اما دیکتاتور وقت، چون دوو-هوان، با برچسب‌زنی «کمونیست» و «عوامل بیگانه»، دستور آتش داد. فیلم «هجدهم می»، روایتی عریان و دردناک از روزهایی است که ارتش به روی مردم خودش آتش گشود. این اثر نشان می‌دهد که دانشگاه چگونه توانست شهری را بیدار کند و تاوان این بیداری، قتل‌عامی بود که هنوز هم یادآوری‌اش تن جامعه کره را می‌لرزاند.

فیلم «هجدهم ماه مه» نیز بُرشی تکان‌دهنده از گوانگجو ۱۹۸۰ ارائه می‌دهد. روایتی از روزهایی که ابتدا با اعتراض مسالمت‌آمیز به قتل یک دانشجو آغاز شد و با دستور مستقیم دووهوان، به قتل‌عامی تمام‌عیار تبدیل شد. این رویداد امروز به‌عنوان «قیام دموکراتیک هجدهم می» در یونسکو ثبت شده؛ نیم‌صفحه‌ای از تاریخ که فهم جنبش دانشجویی شرق آسیا بدون آن ناقص خواهد بود. برای توضیحات بیشتر در مورد این فیلم می‌توانید مقالۀ پیشین را در ویلاگ ویرگول، از اینجا بخوانید.

معرفی فیلم «هنگامی که روز فرا می‌رسد (1987)»

هنگامی که روز فرا می‌رسد: ۱۹۸۷ (1987: When the Day Comes)
کارگردان: جانگ جون-هوان
 محصول: ۲۰۱۷

 

فیلم هنگامی که روز فرا می‌رسد: ۱۹۸۷ (1987: When the Day Comes)
فیلم هنگامی که روز فرا می‌رسد: ۱۹۸۷ (1987: When the Day Comes)

اگر «هجدهم می» داستان کاشتن بذر آزادی در خاک خونین بود، «۱۹۸۷» داستانِ درو کردن آن است. هفت سال پس از آن کشتار، زمانی که رژیم نظامی گمان می‌کرد همه چیز را تحت کنترل دارد، شکنجه و قتل یک دانشجوی دیگر (پارک جونگ-چول) کاسۀ صبر ملت را لبریز کرد. این فیلم با ریتمی تند و نفس‌گیر، وقایع واقعی «جنبش دموکراسی ژوئن» را بازسازی می‌کند. لحظه‌ای تاریخی که دانشجویان، فعالان مدنی و مردم عادی دست‌به‌دست هم دادند و دیکتاتوری را که دستانش به خون گوانگجو آلوده بود، پایین کشیدند. «۱۹۸۷» فقط یک فیلم نیست؛ کلاسِ درسِ همبستگی است و نشان می‌دهد وقتی دانشجو نترسد، هیچ دیکتاتوری در امان نخواهد بود.

فیلم «۱۹۸۷: When the Day Comes» روایتی است از خیزش دموکراسی ژوئن ۱۹۸۷؛ زمانی که مردم و دانشجویان قدم آخر را برای پایان‌دادن به حکومت نظامی چون دووهوان برداشتند. همان کسی که به خاطر نقش در سرکوب‌های گسترده، از جمله کشتار گوانگجو، سال‌ها بعد در ۱۹۹۶ به اعدام محکوم شد. برای توضیحات بیشتر در مورد این فیلم می‌توانید مقالۀ پیشین را در ویلاگ ویرگول، از اینجا بخوانید.

جمع‌بندی

سینما همان کاری را با تاریخ جنبش‌های دانشجویی می‌کند که دانشگاه با سیاست کرده: فضا را باز می‌کند، روایت را چندصدایی می‌کند و اجازه می‌دهد صداهایی شنیده شوند که در اسناد رسمی گم شده‌اند. تماشای این فیلم‌ها پس از مطالعه کتاب‌های تاریخ جنبش دانشجویی، مثل دیدن رنگ‌ها پس از شنیدن نام آن‌هاست. این آثار به ما یادآوری می‌کنند که جنبش دانشجویی فقط بیانیه و قطعنامه نیست؛ بلکه شور، جوانی، اشتباه، عشق و خون است که در هم آمیخته شده. همان‌طور که در مقالات پیشین گفتم، داستان مقاومت در شرق آسیا، پیچیدگی‌ها و رشادت‌هایی دارد که کمتر شنیده‌اید.

به‌زودی در مطلبی جامع و تخصصی، به کالبدشکافی جنبش‌های دانشجویی در شرق آسیا (ژاپن، کره و چین) خواهم پرداخت. این صفحه را دنبال کنید تا شاهد تلاقی سنت و مدرنیته، و اطاعت و طغیان در این بخش مهم از جهان باشید.

معرفی فیلمجنبش دانشجوییسینمافیلمتاریخ
۹
۲
گلیتا حسین پور اصفهانی
گلیتا حسین پور اصفهانی
✍🏻خبرنگار پیشین و پژوهشگر مردم‌شناسی هستم که حالا در دنیای محتوا، از روایت و سئو برای ساختن تجربه‌های معنادار در یوتیوب و اینستاگرام استفاده می‌کنم آدرس کانال یوتیوب من: https://tinyurl.com/2xhbyf29
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید