ویرگول
ورودثبت نام
گلیتا حسین پور اصفهانی
گلیتا حسین پور اصفهانی✍🏻خبرنگار پیشین و پژوهشگر مردم‌شناسی هستم که حالا در دنیای محتوا، از روایت و سئو برای ساختن تجربه‌های معنادار در یوتیوب و اینستاگرام استفاده می‌کنم آدرس کانال یوتیوب من: https://tinyurl.com/2xhbyf29
گلیتا حسین پور اصفهانی
گلیتا حسین پور اصفهانی
خواندن ۵ دقیقه·۱۲ روز پیش

هنر در میانۀ آتش؛ «پروانه‌های سیاه» روایت محاصرۀ سارایوو

در این معرفی کتاب، از آسمانی می‌گوییم که با خاکسترِ کتاب‌ها سیاه شد. رمان «پروانه‌های سیاه» تنها یک داستان نیست؛ بلکه تداوم همان پرسشِ همیشگی است: در لحظۀ فروپاشی، وقتی همه‌چیز در چنبرۀ خشونت است، سهمِ «آگاهی» و «هنر» چیست؟ این کتاب، شهادتی است بر این مدعا که کلمه، حتی وقتی می‌سوزد، راهی برای پرواز می‌یابد. این معرفی کتاب به مناسبت ۸ ژوئیه، سالگرد نسل‌کشی سربرنیتسا منتشر می‌شود؛ یادآوریِ فاجعه‌ای که نشان داد حذف انسان، همواره با سوزاندن حافظه، فرهنگ و کلمه آغاز می‌شود.

 

 معرفی رمان «پروانه‌های سیاه»؛ روایتی ادبی از محاصره سارایوو، نسل‌کشی بوسنی و هنر به‌مثابه مقاومت انسانی.

نویسنده: ریسیلا موریس
مترجم: مزدک بلوری
ناشر: نشر بیدگل

پروانه‌های سیاه اثر پریسیلا موریس
پروانه‌های سیاه اثر پریسیلا موریس

 

داستان؛ وقتی کلمات پرواز می‌کنند

روایت از بهار ۱۹۹۲ آغاز می‌شود؛ زمانی که جنگ هنوز در حاشیۀ اخبار است، اما سایه‌اش بر زندگی روزمرۀ مردم بالکان سنگینی می‌کند. زورا، نقاش و معلمی ۵۵ ساله، خانواده‌اش را به انگلستان می‌فرستد و خودش در سارایوو می‌ماند؛ نه برای قهرمان‌بازی، بلکه از سر پیوندی عمیق با شهر، شاگردانش و آن چیزی که هنوز نامش «زندگی» است.

اما ناگهان، واقعیتِ عریانِ محاصره فرا می‌رسد: قطع آب و برق، صف‌های طولانی غذا، زمستان‌های استخوان‌سوز و صدای ممتدِ شلیک. زورا در این فروپاشی، نه اسلحه به دست می‌گیرد و نه شعار می‌دهد؛ او با آموزش دادن و نقاشی کشیدن از دلِ ویرانی، معنا می‌سازد.

عنوان کتاب از یکی از تکان‌دهنده‌ترین لحظات تاریخ معاصر می‌آید: آتش زدن کتابخانۀ ملی بوسنی. وقتی میلیون‌ها جلد کتاب و سند تاریخی در آتشِ کینۀ قوم‌گرایی می‌سوزند، صفحات سوخته چون پروانه‌هایی سیاه در آسمانِ سارایوو شناور می‌شوند. این تصویر، قلبِ تپندۀ رمان است؛ نمادی از نابودیِ حافظۀ جمعی که نشان می‌دهد دشمنی با «انسان»، همواره با دشمنی با «فرهنگ» و «کلمه» آغاز می‌شود.

 

پس‌زمینه تاریخی؛ زخمی به نام سارایوو و شبحِ نسل‌کشی

برای درک سنگینیِ رمان، باید به یاد آورد که محاصرۀ سارایوو (۱۹۹۲-۱۹۹۶) طولانی‌ترین محاصره در تاریخ نظامی مدرن است. شهر سارایوو که سده‌ها نماد همزیستی «چندملیتی» و صلح‌آمیزِ ادیان (مسلمان، مسیحی و یهودی) بود، به مدت ۱۴۲۵ روز به زندانی بزرگ بدل شد.

در پس‌زمینۀ داستانِ زورا، شعله‌های جنگ داخلی یوگسلاوی سابق زبانه می‌کشد؛ جنگی که با پاکسازی قومی و نسل‌کشی‌های هولناکی (همچون فاجعۀ سربرنیتسا) گره خورد. موریس، که خود ریشه‌هایی در این خاک دارد، تاریخ را از سطحِ اخبارِ خشکِ سیاسی به سطحِ «تجربۀ زیسته» می‌آورد. او نشان می‌دهد که چطور جنگ، ابتدا با تخریب روابط انسانی و از میان بردن امکانِ گفت‌وگو، راه را برای گلوله‌ها باز می‌کنند. سوختن کتابخانه ملی در این رمان، نه یک حادثۀ تصادفی، بلکه تلاش برای پاک کردن شناسنامۀ یک ملت چندصدایی است.

نویسنده با انتخاب چنین شخصیتی، جنگ را از زاویه‌ای روایت می‌کند که کمتر دیده شده است: از منظر انسانی که وظیفه‌اش حفظ حافظه و انتقال معناست. استودیوی زورا در یکی از بمباران‌ها نابود می‌شود، اما او در آپارتمانش نمایشگاه‌های کوچک و بداهه برپا می‌کند؛ با دانش‌آموزانش طراحی می‌کشد و از شیشه‌های خرد، پوکه‌ی گلوله‌ها و تکه‌های دیوار، اثر هنری می‌سازد. در این رمان، هنر نه تزئین روایت، بلکه شکلی از زیستن است؛ کنشی آرام، روزمره و در عین حال سیاسی، برای ایستادن در برابر حذف و فراموشی.

 

 

اهمیت اثر و سبک نویسنده؛ هنر به مثابۀ مقاومت

چرا خواندن این کتاب برای ما، به‌ویژه در دوران‌های پرالتهاب، ضروری است؟ پاسخ را باید در سبک موریس و نگاه او به مفهوم «مقاومت» جست‌وجو کرد:

  • پلی میان واقعیت و شعر: موریس به‌جای تمرکز بر خشونت عریان، بر «زوالِ روزمره» تمرکز می‌کند؛ بر لرزش دست یک نقاش از سرما، سکوت سنگین خانه‌ها و لذتِ نایابِ یک جرعه آب. نثر او بر مرزی ظریف میان واقع‌گرایی خشن و زبان شاعرانه حرکت می‌کند.

  • قهرمانِ بی‌ادعا: زورا نه یک چریک است و نه یک سیاستمدار؛ او زنی است که مسئولیتِ «خلق کردن» را زمین نمی‌گذارد. او نشان می‌دهد که در برابر ابتذالِ شر، حتی کشیدن یک طرح ساده روی کاغذ، کنشی اخلاقی و سیاسی است. «پروانه‌های سیاه» یادآوری می‌کند که در دل فروپاشی یک شهر چندملیتی (و نویسنده بسیار تاکید دارد که چندقومیتی نه، چندملیتی)، انتخاب ماندن، مراقبت‌کردن و خلق‌کردن می‌تواند کنشی اخلاقی باشد.

  • ساختار روایی: تقسیم کتاب به فصل‌های زمانی، حسِ خفقان و تعلیقِ کش‌دارِ محاصره را به خواننده منتقل می‌کند؛ گویی زمان در سارایوو ایستاده است.

 

ویژگی‌های ادبی و مضامین رمان

از منظر ادبی، نثر موریس بر مرزی ظریف میان واقع‌گرایی خشن و زبان شاعرانه حرکت می‌کند. او به‌جای توصیف صحنه‌های پرهیاهوی نبرد، بر جزئیات حسی و زیستِ روزمره تمرکز دارد: از سکوتِ سنگین خانه‌ها و سرمای کشندۀ استخوان‌سوز تا اشیای درهم‌شکسته‌ای که از دل ویرانی به‌جا مانده‌اند. شخصیت زورا، با آن درون‌گرایی و تردیدهای انسانی‌اش، نمونۀ درخشانی از یک «قهرمانِ بی‌ادعا» است که بارِ سنگین روایت را به تنهایی بر دوش می‌کشد.

مضمون «هنر به‌مثابه مقاومت» تاروپود این رمان را می‌سازد؛ در دنیای زورا، نقاشی کردن، آموزش دادن و آفریدنِ زیبایی از دل خاکستر، تنها راه برای حفظ هویت و بازسازی پیوندهای انسانی است. اما این مقاومت، فراتر از بوم‌های نقاشی اوست و در لایه‌های عمیق‌تر داستان ریشه دارد. استعارۀ «پروانه‌های سیاه» که از سوختن کتابخانه زاده می‌شود، منطق درونی کتاب را عیان می‌کند: زیبایی و معنایی که از دل فاجعه برمی‌خیزد، اما هرگز بی‌هزینه نیست. حتی داستان فولکلورِ ساختنِ پل توسط سه برادر نیز در ذهن شخصیت اصلی، به همین ضرورتِ هزینه و فداکاری برای ماندگاری اشاره دارد.

اگرچه ریتم روایت در بخش‌هایی آرام می‌شود و برخی خرده‌روایت‌ها مجالی بیشتر برای بسط یافتن می‌طلبند، اما قدرت اصلی اثر در فضاسازی و ایجاد پیوند عاطفی عمیق میان هنر، حافظه و بقا است. زیباترین جلوه‌های این پیوند را می‌توان در لحظاتِ نابِ همبستگی یافت؛ آن‌جا که زورا خانۀ مادری‌اش را به پناهجویان می‌سپارد، یا آن کتابفروشی که تغییر کاربری می‌دهد تا هم‌زمان محفلی برای گفت‌وگو و مرکزی برای امدادرسانی باشد. تکان‌دهنده‌ترین تصویر رمان اما، همان «زنجیرۀ انسانی» در برابر کتابخانۀ در حال سوختن است؛ تلاشی جانانه و جمعی برای آنکه «حتی یک کتاب کمتر بسوزد». این صحنه، عصارۀ تمامِ رمان و نمادِ پیروزیِ آگاهی بر خاکستر است.

 

کلام آخر؛ چرا باید «پروانه‌های سیاه» را خواند؟

در مجموع، «پروانه‌های سیاه» بیش از آنکه رمانی دربارۀ جنگ بوسنی باشد، پاسخی به این پرسش بنیادین است: وقتی همه‌چیز در حال سوختن است، چه چیزی ارزش حفظ‌کردن دارد؟ پاسخ موریس روشن است: کلمه، تصویر و انسانی که هنوز حاضر است برای نجاتِ معنا، در زنجیرۀ انسانی بایستد.

خواندن این رمان، مواجهه با حقیقتی است که جغرافیایش شاید دور باشد، اما منطقش برای هر کسی که نگرانِ «آگاهی» است، آشناست. در جهانی که همه‌چیز می‌سوزد، این کلمات هستند که هنوز بال پرواز دارند.

معرفی کتابنسل کشیهنر
۰
۰
گلیتا حسین پور اصفهانی
گلیتا حسین پور اصفهانی
✍🏻خبرنگار پیشین و پژوهشگر مردم‌شناسی هستم که حالا در دنیای محتوا، از روایت و سئو برای ساختن تجربه‌های معنادار در یوتیوب و اینستاگرام استفاده می‌کنم آدرس کانال یوتیوب من: https://tinyurl.com/2xhbyf29
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید