
تبعیض ناعادلانه است. موضعگیریهای که مقابل وجوه مختلف تبعیض در کشورمان میبینیم معمولا به درستی مورد استقبال و تشویق قرار میگیرند. اما استانداردهای دوگانه راجع به تبعیض، که علیالاصول باید به اندازه خود تبعیض قائل شدن مذموم باشند، از تیررس نقد ما دور میمانند.
اهل فوتبال باشید یا نه، احتمالا فوتبال ۳۶۰ برنامهای با شعار «فوتبال برای همه» را میشناسید یا دنبال میکنید. یکی از تمهای اصلی برنامهها و گفتمانهای مختلف در فوتبال ۳۶۰ حضور زنان در استادیومهای فوتبال است. حقی پیشپا افتاده برای یک شهروند. مثلا فوتبال ۳۶۰ به درستی عنوان میکند که استانهای اصفهان و خوزستان، که زنها در آنها با مشکلات اساسی برای ورود به استادیوم روبهرو هستند، تافتهای جدا بافتهای از ایران نیستند که سلیقهٔ شخصی در آن استانها اعمال شود.
من هم مانند عاشقان سینهچاک عادلخان او را ایستاده تشویق میکنم و برایش هورا میکشم. از دلبریهای مکرر اینچنینی او حض میکنم. اما وقتی دقیقتر نگاه میکنم میبینم وضعیت گل و بلبل ایران برای او در پارهای از موارد همچین بد هم کار نکرده است!
اجازه دهید بیشتر توضیح دهم. آقای فردوسیپور برای سالها به عنوان مدرس در دانشکده صنایع دانشگاه صنعتی شریف مشغول به کار است. احتمالا فعالیت او در شریف به ارائه درس زبان انگلیسی تخصصی محدود میشود. در این مورد خاص، استانداردهای استخدام در آکادمیا (چه در ایران چه در خارج از کشور) نشان از تبعیض در حق محققی را دارد که میتوانست کاری که فردوسیپور در شریف میکند را بهتر از او انجام دهد. آن محقق در جای واقعی خود نیست چون سلبریتی نیست، چون فوتبال گزارش نمیکند، و تنها در کار علمی و تحقیقاتی خود متخصص است.
اولا، سپردن ارائه یک درس به کسی که دانشجوی دوره دکترا نیست یا دوره دکترای خود را تمام نکرده بسیار نادر است. چنین موردی در کشورهای غربی تقریبا هیچگاه اتفاق نمیافتد. در فرانسه، دانشجوی دکتری حداکثر میتواند نقش دستیار آموزشی را به دست بیاورد. همچنین، تجربه نویسنده در محیط آکادمیک کانادا گویاست که مسئولیت استادی درس هیچگاه به یک فارغالتحصیل کارشناسی ارشد سپرده نمیشود. گاهی کلاسهای درسهای مقدماتی مانند ریاضی ۱ به دانشجویان دکترا سپرده میشود، اما این درحالی است که یک استاد با تجربه کلیه کلاسها را مدیریت (coordinate) میکند.
در شریف این قانون حتی جدیتر هم هست! به عنوان دانشآموختهٔ کارشناسی ارشد دانشگاه شریف، به غیر از فردوسیپور هیچکسی را ندیدم که بدون مدرک دکترا و قرار داشتن در مرز علم با دو جین مقالهٔ عملی معتبر درسی را ارائه کند.
زبان تخصصی در تمام رشتههای مهندسی یک موضوع پویاست از این نظر که هر سال شاهد آوردهٔ واژگان جدید است. همچنین، دانشجوی کارشناسی مهارت نوشتن آکادمیک خود را اول بار در این درس محک میزند. لازم است اضافه کنم که این مهارت معمولا در سیستم دانشگاهی ایران دستکم گرفته میشود تا آنجا که اغلب دانشجویان در دورهای ارشد و دکتری در نوشتن مشکلات اساسی دارند. درس دادن این همه از کسی برمیآید که دستش توی کار است به این معنی که به طور فعال تحقیق میکند و مقالات علمی با کیفیت چاپ میکند.
آیا کسی شایستهتر از فردوسیپور برای این پست نیست؟
شاید بتوان از سوال مشابهی در دنیای فوتبال (جنونی با قدمت اندکی بیش از ۱۰۰ سال) گذشت، اما درخت کهنسال ۳۰۰۰ سالهٔ آکادمیا از چنین سوالی به هیچ عنوان نمیگذرد.
شاید شما بگویید شایستهسالاری در هزار جای دیگر در ایران رعایت نمیشود، اصلا چه چیزی در کشور ما درست است که این باشد؟ قبول! اما من همین را میتوانم راجع به فوتبال بگویم. چطور ما سالهاست استانداردهای فوتبالی خود را با کشورهای دیگر مقایسه میکنیم. از VAR بگیرید، تا حقوقهای نجومی، تا بازیکنان لژیونری که لیگ عربستان دارد و ما نداریم. دقت کنید که نگارنده فردوسیپور را با بیشتر با استانداردهای خود دانشگاه شریف مقایسه میکند نه با دانشگاههای دیگر دنیا! که اگر با مرام خود فردوسیپور او را نقد میکرد اوضاع بدتر بود.
ولو این که صدای نقد من هیچگاه به فردوسیپور نمیرسد چون او در متاورس سلبریتیها زیست میکند و من در جهان مردم عادی.
فردوسیپور با آتش نقد خود اهالی فوتبال را کباب میکند. وقتی امیر قلعهنوعی در جام ملتهای آسیا ۲۰۰۷ نتیجه نگرفت او را به تلویزیون آوردند و یک بریانی برشته از قلعهنوعی تحویل دادند که تا حدودی به جا هم بود. اما وقتی کیروش نتیجه کم و بیش مشابهی در جام ملتهای ۲۰۱۹ گرفت (با باخت مفتضحانه در مقابل ژاپن، مصاحبههای عجیب و غریب، فحش رکیک دادن به خبرنگار ایرانی) برنامه ۹۰ یک کلیپ حماسی در رسای عملکرد تیم ملی همراه با صدای غرش یوزپلنگ ایرانی پخش کرد. این هم یک جور تبعیض ژورنالیستی است که اتفاقا در ایران سر دراز دارد، ولی فعلا از آن بگذریم.