
دی ماه امسال پر از غم و ناامیدی و گاهی خشم برای من سپری شد .
من اینروزا زیاد اینستاگرام نمیرم و استوری کسی هم نگاه نمیکنم از اقوام و دوستانم تا مجبور به واکنش نشم که یا اون خشم و انتشار اون خشم رو گسترده تر کنم و یا قضاوت بشم،
بنظرم ظلم بزرگ از ظلم های گوچیکی که من در هر لحظه در حق خودم و دیگران و طبیعت میکنم منشا میگیره و اون چیزی که در بیرون اتفاق میافته گاهی آینه ی اون رفتار و عملکردیه که آگاهانه یا ناآگاهانه در حق بقیه انجام میدم و یا درونش دخیلم .
بقیه فقط انسانها نیستن،بقیه حیواناتم هستن گیاهانم هستن .
و باورم اینه خدا و جهان زیبا اجازه نمیده حتی یه آسیب کوچیک بهم برسه مگه اینکه چیزی برای یاد دادن باشه.
توی این مدت گاهی خشمگین شدم و بیشتر غمگین ولی در نهایت باید یاد بگیرم مسئولیت هر چیزی رو بپذیرم ،اگه در مقابل رفتاری خشمگین یا غمگین شدم این یعنی اون رفتار برام منزجر کننده و رنج آفرینه و در واکنش بهش ، از انجامش دوری کنم
و بدنبال ظلمی بگردم از همون جنس که شاید خودم به دیگران به طبیعت و موجودات دیگه میکنم و مرتکب میشم و همین غم و درد و رنجش رو ایجاد میکنم
و اگه ناامید شدم شاید این اتفاقات همون چیزیه که میخاد بهم نشون بده که هنوزم توی ایمانم اونجور که فکر میکردم قوی نشدم و فقط توی موقع آرامش میتونم ایمانم به زیستن و مرگ و در امنیت بودن رو داشته باشم .