
توی این چند سال وقتی برای اولین بار به کویر رفتم با یه اتفاق عجیب و جالب روبرو شدم .وقتی روی شن ها نشسته بودم و داشتم بازی میکردم متوجه شدم شنهای روی سطح گرم هستن ولی وقتی یه مشت شن رو از زیر سطح برمیداشتم با تفاوت حتی ده درجه ای بین شنهایی که روی سطح بودن و شنهایی که شاید ۱۰ سانتیمتر زیر سطح بودن روبرو میشدم و وقتی یه مشت از اون شن ها رو میاوردم بالا بلافاصله دمای اونها به دمای محیط میرسید و اونا هم گرم میشدن ...اونا هر وصعیتی رو به کاملی زندگی میکردن ولی از اون وضعیت هویت نمیگرفتن و برای خودشون هویت نمیساختن و بااومدن وضعیت جدید وصعیت قبلی رو رها میکردن و بهش نمیچسبیدن و اونو با تمام وجود زندگی میکردن.خصوصیت دیگه دونه های شن فردیتشونه...اونا به هم نمیچسبن و نسبت به هم فردیت دارن ...کافیه در هوا رهاشون کنی هیچ دو دونه ی شنی خودش رو متعلق به دیگری نمیدونه و ازاد و رها در هوا حرکت میکنه و به جایی جدید که باد حملش کرده مینشینه.
این حقیقت رو نه فقط در شنها بلکه در رودخانه ها در جریان باد در ذره ذره از تابش نور خورشید و در تک تک سلولهای این جهان زیبا میشه دید و شاید همین رمز آرامش و زندگی در این جهانه و شاید علت تمام رنج های ما همینه که نسبت به هر وضعیتی وابستگی پیدا میکنیم و اون رو جزیی از خودمون میدونیم در حالیکه وضعیت ها میان که برن و تغییر اصل ثابت برای هر وضعیتیه ...هر چقدر به وضعیتها بیشتر بچسبیم جدا شدن ازشون دردناکتر میشه.