ویرگول
ورودثبت نام
شب دل 🌙
شب دل 🌙
شب دل 🌙
شب دل 🌙
خواندن ۴ دقیقه·۴ ماه پیش

درباره داستان «دماغ»، اثر نیکلای گوگول

داستان «دماغ» نوشته نیکلای گوگول، روایتی طنزآمیز و در عین حال ژرف از زندگی در جامعه سن پترزبورگ قرن نوزدهم است که با بهره‌گیری از عناصر خیالی و گروتسک، کاستی‌های اخلاقی و اجتماعی آن دوران را به تصویر می‌کشد. این داستان حول محور سرگرد کووالف، ارزیاب دانشگاهی جاه‌طلبی می‌چرخد که آرزوی ارتقای مقام دارد و به‌طور ناگهانی بینی خود را از دست می‌دهد. این فقدان عجیب، که هسته اصلی ماجرا را تشکیل می‌دهد، تنها یک حادثه جسمانی نیست، بلکه نمادی قدرتمند از از دست دادن هویت و جایگاه اجتماعی است.

صبحی که کووالف متوجه می‌شود بینی‌اش ناپدید شده، جهان او از هم می‌پاشد. در همین حال، آرایشگری دائم‌الخمر به نام ایوان یاکوولویچ، بینی را در خانه‌ خود پیدا می‌کند و به نظر می‌رسد به طور تصادفی آن را بریده باشد. وحشت‌زده از این کشف، سعی می‌کند این نماد رسوایی را مخفیانه در رودخانه رها کند. اما واقعیت از این هم فراتر رفته و بینی به شخصیتی مستقل تبدیل می‌شود که با لباس فرم یک عضو شورای ایالتی، در خیابان نوسکی سن پترزبورگ ظاهر می‌شود. این بینی که اکنون از صاحبش مهم‌تر شده، رفتارهایی خنده‌دار از خود نشان می‌دهد؛ به کلیسا می‌رود، با شور و شوق دعا می‌کند و حتی قصد دارد با گذرنامه‌ای جعلی به ریگا فرار کند. این تحول پوچ، نمادی گویا از جامعه‌ای ظاهرگراست که در آن حتی یک عضو بدن می‌تواند بر اساس ظاهرش، جایگاهی والاتر از انسان داشته باشد.

کووالف در جستجوی بینی گمشده اش، با موانع و رفتارهای عجیب جامعه روبه‌رو می‌شود. او که به شدت به جایگاه اجتماعی و ظاهر خود وابسته است، بدون بینی احساس می‌کند هویت و اعتبارش را از دست داده است. این بحران، پرسش‌های بنیادینی درباره ماهیت انسان و ارزش واقعی او را پیش می‌کشد. در صحنه‌ای کلیدی در کلیسای جامع کازان، کووالف بینی‌اش را می‌بیند که در هیئت یک مقام بلندپایه مشغول عبادت است. گفت‌وگوی او با بینی پر از مکث و ترس است؛ کووالف از سلسله‌مراتب اجتماعی می‌ترسد و جرأت نمی‌کند با یک «مقام بالا» به شکلی مستقیم برخورد کند. بینی نیز با منطقی اجتماعی پاسخ می‌دهد و هرگونه رابطه‌ای با او را انکار می‌کند. این صحنه، پوچی روابط اجتماعی و اهمیت بیمارگونه جایگاه‌های ظاهری را به شکلی طنزآمیز آشکار می‌سازد.

زبان داستان نیز خود بازتاب‌دهنده این هرج و مرج و سردرگمی است. گوگول از جملات ناتمام، ابهام و عباراتی مانند «به نظر می‌رسد» یا «خدا می‌داند چیست» استفاده می‌کند تا «منطق فازی» حاکم بر دنیای شخصیت‌ها را نشان دهد. دیالوگ‌ها به ندرت به ارتباطی واقعی منجر می‌شوند. وقتی کووالف از بوی بد دستان آرایشگر شکایت می‌کند، پاسخ او بی‌تفاوتی محض است و زمانی که برای درج آگهی مفقودی به روزنامه مراجعه می‌کند، مسئول روزنامه به جای توجه به مشکلش، انفیه تعارف می‌کند. این گسست ارتباطی، نشان‌دهنده سطحی بودن و بی‌معنایی حاکم بر تعاملات اجتماعی است.

گوگول از خط داستانی آرایشگر نیز بهره می‌برد تا جنبه‌ای دیگر از این جامعه را به تصویر بکشد. برای ایوان یاکوولویچ، بینی نماد خطر و رسوایی است، در حالی که برای کووالف نماد هویت و جایگاه اجتماعی است. این تقابل، نشان می‌دهد که چگونه یک شیء واحد می‌تواند برای افراد مختلف با موقعیت‌های اجتماعی متفاوت، معانی کاملاً متضادی داشته باشد. رفتار کووالف با زیردستانش—از خدمتکار گرفته تا کالسکه‌چی و همین آرایشگر— همراه با تحقیر و بی‌ادبی است، در حالی که در برابر مافوق خود چاپلوسی می‌کند. جالب اینجاست که بینی، که اکنون در جایگاهی بالاتر از او قرار گرفته، با همان تحقیری با کووالف رفتار می‌کند که او با طبقات پایین‌تر داشته است. این چرخه ظالمانه، فقدان صداقت و گرمی در روابط انسانی را آشکار می‌سازد.

ساختار تکه‌تکه داستان، با زیرروایت‌هایی که گاهی ناتمام می‌مانند و در «مه» فرو می‌روند، خود نمادی از گم‌گشتگی و بی‌معنایی در دنیای شخصیت‌ هاست. گوگول انسان مدرن را چونان موجودی بی‌ریشه و خودخواه به تصویر می‌کشد که ارزش خود را نه در ذات انسانی، بلکه در جایگاه اجتماعی‌اش جست‌وجو می‌کند. کووالف نمونه‌ای از این «انسان کوچک» است که در نظام طبقاتی گرفتار شده است. تمرکز او بر ظواهر و جاه‌طلبی‌های کاذب، نشان‌دهنده فقدان معنویت و ارزش‌های اصیل در جامعه‌ای است که به سمت سرمایه‌داری و منفعت‌طلبی پیش می‌رود.

در پایان، بینی به صورت کووالف بازمی‌گردد، گویی این تجربه پرماجرا به او درس‌هایی درباره ارزش داشته‌هایش آموخته است. داستان «دماغ» با استفاده از نمادگرایی عمیق—که در آن بینی هم عضو بدن است، هم نماد عزت نفس و هم شخصیتی مستقل—و با به کارگیری طنز و گروتسک، نقدی تیزبینانه بر جامعه‌ای وارد می‌کند که ظاهر را بر باطن ترجیح می‌دهد. گوگول با پرداختن به مضامینی چون نابرابری اجتماعی، بی‌اخلاقی و بحران هویت، پرسش‌هایی ماندگار درباره ماهیت انسان و ارزش واقعی او مطرح می‌کند و خواننده را به تأملی جدی در این باره فرا می‌خواند.

منابع:

https://reshator.com/sprav/literatura/analiz/nos-gogol/

https://www.domgogolya.ru/science/researches/1166/ د.

ادبیات روسیه
۳
۰
شب دل 🌙
شب دل 🌙
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید