سلام!
هیچ ایدهای ندارم اینجا کجاست و من کجام.
این موضوع هم در مکان جغرافیایی من صادقه و هم در ویرگول.

مهاجرت اسمش واقعا زیباست تا وقتی مهاجرت نکرده باشی، شایدم من هنوز جا نیفتادم و در جغرافیای سبز اما ترسناک بسر میبرم.
به هر حال، بسیار حس عجیبیه و پر از آدمهای عجیبتر و منی که انتخاب آدمها برای ارتباط گرفتن خیلی برام سخته این چالش رو سخت تر میبینم.
تنهایی، دوری، دلتنگی و حتی آدمهایی که نمیدونی کین ولی باید تحملشون کنی همه چیز رو چالش برانگیزتر کرده.
عیبش رو گفتم مزیتش هم بگم، محبوبم هست. هر وقت باهاش حرف میزنم دلم باز میشه یا هر وقت نوتیفی ازش میبینم حس میکنم تو خونهام، تو جای امن زندگیم و پروانهها تو قلبم مست پرواز میکنن و حس آرامش وسط اینهمه چالش رو دارم.
امیدوارم این روزها بگذره و همه جیز رو روال بیفته.
اولین پست، اولین غر.
امیدوارم که صبح برای من نزدیک باشه و صبا پر باشد از خوش خبری.
ناکجا آباد ۴ دسامبر.