
هر بار که بحرانی پیش میآید و اینترنت قطع میشود، یک عده باید دوباره از صفر شروع کنند!
البته این بار راستش ماجرا از صفر هم گذشته!
چون خیلیها الان نه فقط بیکار شدهاند، که حتی نمیدانند کی قرار است دوباره بتوانند کار کنند.
شاید وقتی میگوییم «کارِ مرتبط با اینترنت»،خیلیها فقط یاد آنلاینشاپها بیفتند. ولی ماجرا فقط فروشگاههای اینترنتی نیست، خیلی بزرگتر از این حرفهاست.
پشتِ خیلی از کسبوکارهای اینترنتی، یک عالمه آدم هستند که معمولا دیده نمیشوند:
فریلنسرها، ادمینها، گرافیستها، تدوینگرها، نویسندهها، طراحها و...
آدمهایی که کل یا بخش بزرگی از درآمدشان از همین راه است.
اینترنت که قطع میشود، برای اینها کل جریان زندگیشان میخوابد.
پروژهها استپ میشوند، مشتریها دست نگه میدارند، کمپینها متوقف میشوند و...!
و در این شرایط نه این افراد میدانند که کی قرار است دوباره به کار برگردند نه کارفرماها!
از دیماه تا حالا خیلی از پروژههای خود ما هم متوقف شده.بعضیها، مثل پروژههای آژانسهای مسافرتی، اساسا فعالیتی نداشتند که بشود ادامهشان داد.
بعضیها را هم نمیشود آورد روی پلتفرمهای داخلی؛ یا مخاطبشان اینجا نیست، یا اصلا جنس کارشان با این فضاها جور درنمیآید!
از آن طرف، خیلیها برای ابزار کارشان هزینه کردهاند؛
از اشتراک سرویسها گرفته تا ابزارهای هوش مصنوعی.
چیزهایی که شاید از بیرون فقط یک «اپ» یا «اکانت» به نظر برسد، ولی برای بعضیها دقیقا ابزار کار است.
وقتی اینترنت قطع میشود، هم کار میخوابد، هم پولی که برای آن ابزار داده شده عملا میسوزد.
بعضیها هم سالها وقت گذاشتهاند تا پروژهی خارجی بگیرند،زبان بخوانند، رزومه بسازند، ارتباط شکل بدهند
و به درآمد دلاری برسند.اما وقتی ارتباط آنلاین قطع میشود، همان پروژهها هم از دست میرود.
واقعیت این است که قطع شدن اینترنت فقط قطع شدن یک دسترسی نیست.
برای خیلیها، قطع شدن درآمد است. قطع شدن برنامههاست.قطع شدن امیدیست که با زحمت و مهارت ساخته شده. و چیزی که بیشتر آزاردهنده است، این است که انگار کسی هم حواسش به این آدمها نیست.
روز ۷۸ خاموشی و روز ۱۲۹ بیکاری...