
درست وسط اون همه فشار روانی، بیثباتی، قطعی اینترنت و چهار ماه بیکاری… یه آغوش خیلی اتفاقی به روم باز شد.
آغوش یه کوالای مهربون!🐨
یه پروژه که تو دل همون روزهای عجیبغریب و بحرانی، کمکم تبدیل شد به چیزی شبیه پناه.
انگار وسط شلوغی دنیا فقط اومده بود بغلم کنه.
توی کوالا داریم برای بچهها قصه، لالایی، وایتنویز، موسیقی و کلی محتوای صوتی میسازیم
و برای مادرها هم محتواهایی که آگاهیشون رو بیشتر کنه، استرسشون رو کمتر، و کمک کنه راحتتر برای بچهدار شدن تصمیم بگیرن یا اگه باردار هستن این دوران رو آرومتر بگذرونن.
ولی راستش چیزی که کوالا رو برای من متفاوت کرد، فقط خودِ محتوا نبود.
آدمهای خوش انرژی و حسی بود که پشتش وجود داشت. اینکه تو روزهایی که همهچیز انگار معلق بود (شاید بشه گفت هنوز هم هست) میشد چیزی ساخت که به آدمها آرامش بده و حتی حرفهایی زد و از تجربیاتی گفت که نور امید تو دلمون بیشتر و بیشتر بشه. و واقعیت اینه که… فکر میکنم ما بیشتر از هر زمانی به همین آرامش احتیاج داریم.
راستی، محتوا برای بچههاست ولی خود من هم با وایتنویز صدای قلب مادر، شوشینگ و لالاییهاش میخوابم!
اگر خواستید امتحانش کنید و شما هم بیاید تو آغوش کوالا 🐨🌱💜