
۴/۴۸ میلیارد نفر در دنیا از ایمیل استفاده میکنن. پس چرا هیچکس دربارهش محتوا نمیسازه؟
یک اکانت اینستاگرامی رو پیدا کردم که همین کارو میکنه.
اگه مهارتش رو داشتم و میخواستم برای تولید محتوا برم سراغ یه ایدهی نو و متفاوت، باتوجه به وضعیت ایمیل مارکتینگ، قطعا سمت ایدهای که صفحهی اینستاگرام drippityemail سراغش رفته، نمیرفتم. اینکه یه نفر اختصاصی روی طراحی صفحههای ایمیل کار کنه و براش محتوا تولید کنه، بهعنوان یه ایده از بیرون خوب به نظر نمیرسه.
اما وقتی اتفاقی یه ویدیو از روند جذاب طراحی توی این صفحه دیدم، تحسینش کردم که محتواش رو محدود کرده به طراحی قالبهایی که برای ایمیل استفاده میشه؛ به همین راحتی نظرم عوض شد!!
آیدی صفحه drippityemail ئه و اولین چیزی که توجه من رو توی صفحهش جلب میکنه، مینیمال بودنه. بزرگوار اعتقاد داره به شعار «کم گوی و گزیده گوی» و نمود این شعار رو توی بایوی صفحهش هم میشه دید:
I hope this email finds you well…
همون جملهای که حسابی هم باهاش شوخی میشه، تبدیل شده به شعار این دیزاینر که بهسادگی و با خلاقیتی که داشته، در خلق محتوا بهدرستی ازش استفاده کرده و اینطوری سهم خودش رو از بازار دیزاین برداشته. درواقع از این شوخی توی بایوش شروع کرده و قبل از اینکه محتوا ارائه بشه، با دیدن بایوش میفهمیم که هوشمندانه و بااعتمادبهنفس کار میکنه و موضع شفاف و مشخصی داره. ترکیب بایو با محتوایی که داره توی صفحهش ارائه میده به من میگه توی قسمت positioning دقیق عمل کرده.
خلاف اون روندی که خیلی از دیزاینرها پیش میگیرن، اینستاگرامش فقط پورتفولیوش نیست؛ بلکه جاییه برای اعتمادسازی در راستای خدمات کاملتری که در سایتش ارائه میده؛ که به چشم من بهعنوان یه کاربر غیرحرفهای توی این حوزه، طراحی خوبی هم داره.
آرشیو محتواش تا به اینجا نشون میده که رویکرد گزینشی داره و استراتژیش کیفیت بهجای کمیته که البته از بایو و شعارش هم پیداست؛ رویکردی که برای یه صفحهی نمایش نمونهکارهای طراحی منطقیه، و استاندارد بصری محتواش نشوندهندهی توانمندی و کیفیت خدماتشه.
محتواش انسجام بالایی داره و محتوای پُرکننده توی صفحهش نذاشته. ویدیوهای فرآیند کار از طراحی تا پیادهسازی، کمپینهای مفهومی برای برندهای واقعی، پستهای آموزشی مبتنی بر آمار و داده و همکاریهای تبلیغاتی و اسپانسری توی دستهبندیهای محتواییش به چشم میاد.
اعداد و ارقام پستهاش و عدد فالوورش بهمون میگه که با اینفلوئنسر سروکار نداریم، اما اگر بخوایم نسبت فالوور به تعداد پستها رو تقریبی محاسبه کنیم، انگار که به ازای هر پست، حدود ۶۰۰ تا فالوور گرفته؛ عددی که با توجه به تعداد کم محتوایی که توی صفحهش میبینیم، برای یه اکانت niche B2B قابل توجهه.
و اما سوال مهمی که جوابش برای خودم اهمیت بالایی داره: آیا تمرکزش روی جایگاه Hyper-Niche تصمیم درستی بوده؟
ایمیل مارکتینگ شاید بخش فراموششدهی دنیای پرزرقوبرق دیجیتال مارکتینگ باشه؛ حداقل این تفسیر من از بازار ایرانه. اما اینجا و توی این صفحه تمام تمرکز روی همین مورده و با طراحیهای جذاب و محتوای فکرشده، تبدیل شده به ایدهی (از دید من) متفاوتی که مخاطب خودش رو داره. این تخصصگرایی یعنی مخاطبهایی که فالو میکنن، از پیش واجد شرایط هستن؛ به این معنی که از قبل میدونن ایمیل مارکتینگ چیه، براشون اهمیت داره و بنابراین به مشتری بالقوه یا منبع ارجاعْ نزدیکترن تا دنبالکنندههای معمولی یک اکانت بازاریابی عمومی.
محتوای بازاریابی ایمیلی معمولا متنمحوره (وبلاگ، خبرنامه، مطالعات موردی). تا اونجایی هم که خودم سرچ کردم، اونقدری که باید محتوای باکیفیت دربارهی طراحی ایمیل روی پلتفرمهایی که طراحها و بازاریابها واقعاً اسکرول میکنن، ساخته نشده. بنابراین Drippity این خلأ رو پُر کرده و با محتواش داره بهمون نشون میده که روش تسلط داره.
به نظر من همین که انتخاب کرده یه گوشه از این فضای آنلاین رو تبدیل بکنه به دکان کوچیک و جذابی برای محتوای B2B، مزیت رقابتی برای خودش ساخته؛ شکلی تاثیرگذار از حضور توی این فضا.