
بیاــــــــــــــــــمَــــــــــــــمَــــمَـــــــــــــــــدــ
بیاــــــــــــــــــمَــــــــــــــمَــــمَـــــــــــــــــدــ
بیامد بیامد مد بیامد بیامد مد
[verse1] [regal, dawn, ceremonial start]
بیامد سوم روز شبگیر شاه
سوی دشت نخچیرگه با سپاه
به دست چپش هرمز کدخدای
سوی راستش موبد پاکرای
برو داستانها همی خواندند
ز جم و فریدون سخن راندند
سگ و یوز در پیش و شاهین و باز
همی تا به سر برد روز دراز
چو خورشید تابان به گنبد رسید
به جایی پی گور و آهو ندید
چو خورشید تابان درم ساز گشت
ز نخچیرگه تنگدل بازگشت
Dad dadadada dadadada dadadada dad
به پـــــــــــــــــــــــــــــــیییش
پـــــــــــــــــــــــــــــــیییش
[verse2] [arrival, tension, social silence]
به پیش اندر آمد یکی سبز جای
بسی اندرو مردم و چارپای
ازان ده فراوان به راه آمدند
نظاره به پیش سپاه آمدند
جهاندار پرخشم و پرتاب بود
همی خواست کاید بدان ده فرود
نکردند زیشان کسی آفرین
تو گفتی ببست آن خران را زمین
ازان مردمان تنگدل گشت شاه
به خوبی نکرد اندر ایشان نگاه
به موبد چنین گفت کاین سبز جای
پر از خانه و مردم و چارپای
دَـــــــــــــد دَـــــــــــــد دَــــــد دَــد دَد
دَـــــــــــــد دَـــــــــــــد دَــــــد دَــد دَد د
[verse3] [decree, transformation, utopian tone]
کنام دد و دام و نخچیر باد
به جوی اندرون آب چون قیر باد
بدانست موبد که فرمان شاه
چه بود اندران سوی ده شد ز راه
بدیشان چنین گفت کاین سبزجای
پر از خانه و مردم و چارپای
خوش آمد شهنشاه بهرام را
یکی تازه کرد اندرین کام را
دگر گفت موبد بدان مردمان
که جاوید دارید دل شادمان
شما را همه یکسره کرد مه
بدان تا کند شهره این خوب ده
---
دِهــــــــــــــــــــهِــــــــــــــــــــــحِــــــــهـــــهِـحِـــــــــهه
دِهــــــــــــــــــــهِــــــــــــــــــــــحِــــــــهـــــهِـحِـــــــــهه
[verse4] [equality, joy, rising chaos]
بدین ده زن و کودکان مهترند
کسی را نباید که فرمان برند
بدین ده چه مزدور و چه کدخدای
به یک راه باید که دارند جای
زن و کودک و مرد جمله مهید
یکایک همه کدخدای دهید
خروشی برآمد ز پرمایه ده
ز شادی که گشتند همواره مه
زن و مرد ازان پس یکی شد به رای
پرستار و مزدور با کدخدای
چو ناباک شد مرد برنا به ده
بریدند ناگه سر مرد مه
---
دِهــــــــــــــــــــهِــــــــــــــــــــــحِــــــــهـــــهِـحِـــــــــههبیاــــــــــــــــــمَــــــــــــــمَــــمَـــــــــــــــــدــ
[verse5] [violence, collapse, tragic turn]
همه یک به دیگر برآمیختند
به هرجای بیراه خون ریختند
چو برخاست زان روستا رستخیز
گرفتند ناگاه ازان ده گریز
بماندند پیران ابی پای و پر
بشد آلت ورزش و ساز و بر
همه ده به ویرانی آورد روی
درختان شده خشک و بیآب جوی
شده دشت ویران و ویران سرای
ر
میده ازو مردم و چارپای
چو یک سال بگذشت و آمد بهار
بران ره به نخچیر شد شهریار
درفصل ۴۹ که پادشاه بهرام گور میباشد در قسمت نهم آن تقریباً بیش از ۹۰ بیت اشعاری را فردوسی برای ما به یادگار قرار داده
روزی که خواستم این قسمت را به صورت موزیکال در بیارم بسیار آشفته بودم واقعاً این اشعار من را به ماورا میبرد و غرق خود میکرد
دلیلشو نمیدونم ولی برای کل فصل ۴۹ یه حال آشفتهای داشتم
در ابتدا برای هر قسمت باید تعیین میکردم که چه خوانندهای زن یا مرد اجرا بکنه در نهایت تصمیم گرفتم هر قسمت یک موسیقی ا صدای زن و یک موسیقی با صدای مرد اجرا بشه مناسبتره
راه و روش چگونگی تبدیل اشعار فصل ۴۹ قسمت ۹ پادشاهی بهرام گور به صورت موزیکال چرایی و چگونگی آن
در پایین هر ۱۰ بیت را تعریف و ساختار فضا حال و هوا و نوع سازی که باید استفاده بشه تا هوش مصنوعی بدون چگونه باید اونو اجرا کنه رو به ریز اینگونه نوشتم

ابیات ۱–۱۰: صبح شکار و حرکت شاه با سپاهفضا و سبک: حماسی، وقار سلطنتی، پرشکوه و با وقار. حس حرکت در سحرگاه و نظم سپاه.ملودی: تمی با ضربآهنگ سنگین و کشیده، آغاز با یک موتیف مهیج، رو به اوج.سازهای مناسب: تیمپانی، طبل بزرگ نظامی، کُرال مردانه کمحجم، سازهای زهی بم (ویولنسل، کنترباس)، شیپور.پیشنهاد: برای نمایش شکوه و صلابت، آکوردهای باز و فضاساز ویژه آغاز سفر و شکار.ابیات ۱۱–۲۰: روایت شکار، حیوانات، جستوجو در دشتفضا و سبک: روایی-طبیعتگرا، پرجنبوجوش، تصویرسازی از حیوانات و حرکت.ملودی: ملودی متحرک و سبکتر، با رنگآمیزی بیشتر؛ حرکت میان اکتاوهای مختلف، تغییرات دینامیکی.سازهای مناسب: فلوت، ابوا، سازهای ضربی سبکتر (دف، دمبک)، هر از گاه ساز بادی فلزی.پیشنهاد: صداهای طبیعت، نغمههای پرانرژی الهامگرفته از حرکات حیوانات.ابیات ۲۱–۳۰: رسیدن به ده، مشاهده مردم، واکنش آنهافضا و سبک: کشف و تعجب، حس کنجکاوی و انتظار، کمی پرتنش.ملودی: ملودی متوقفشونده، استفاده از سکوت و پاساژهای کوتاه، فواصل ناآشنا.سازهای مناسب: کمانچه یا ویولا با صدایی لحن جستوجوگر، هارپ، ساکسیفون برای فضاسازی رازآلود.پیشنهاد: استفاده از ضربآهنگ کندتر و کمی تیره برای انعکاس واکنش سرد مردم ده.ابیات ۳۱–۴۰: صحبت شاه و موبد، ارائه فرمان و توصیف وضع دهفضا و سبک: گفتگو و صدور فرمان، ارجاع به عرفان و آیندهنگری.ملودی: ملودی تأملی و محکم، با تأکید بر نغمههای پرسشگر و قاطع.سازهای مناسب: قانون، سنتور، چند ساز بادی چوپانی، ضبط صداهای گفتگو مانند پاسخ و جواب.پیشنهاد: تقویت احساس رهبری و مرزبندی، فضاهای اندکی


دراماتیک.ابیات ۴۱–۵۰: آشوب و شورش، کشتار، خونریزی در دهفضا و سبک: تنش بالا، تراژدی، اندوه و بینظمی و وحشت.ملودی: تند، قطعشونده و نامنظم، ریتمیک و آکساندار.سازهای مناسب: طبل، تیمپانی، ویولنهای تند و ضربی، افکتهای الکترونیک جهت ضربآهنگهای ناگهانی، سینتیسایزر فضاساز.پیشنهاد: استفاده از موتیفهای متضاد و قطعههای شبیه نبرد.ابیات ۵۱–۶۰: ویرانی، خرابی، مهاجرت و خالیشدن دهفضا و سبک: اندوهوار، کاملاً غمگین و کمنور.ملودی: ملودی سوگواری، کشیده و با وقفه، گامهای مینور و پر از حس فقدان.سازهای مناسب: سنتور آرام، نی، ویلن سولو با گلیساندو، کُرال زنانه پَسزمینه.پیشنهاد: استفاده از افکت صدای باد یا باران آرام برای تاکید ویرانی.ابیات ۶۱–۷۰: بازگشت شاه بهار سال بعد، نابودی کامل روستافضا و سبک: حس خالی بودن، تعجب و حیرت شاه از نابودی.ملودی: فاصلههای باز، فضای تکرارشونده، اکوردهای معلق.سازهای مناسب: هورن فرانسوی، پیانوی تکنوازی پایین، فلوت سولو.پیشنهاد: نغمهای تداعیکننده بیزمانی و سوگواری خاموش.ابیات ۷۱–۸۰: گفتگوی شاه و موبد درباره آبادسازی ده، فرمان به ساخت مجددفضا و سبک: امید، بازسازی، نوای مثبت پس از ویرانی.ملودی: تم روشن و حماسی، استفاده از گام ماژور، صداهای انگیزشی.سازهای مناسب: ویلون،

کلارینت، ترومپت ملایم، هارپ.پیشنهاد: ایجاد حس برخواستن از خاکستر و امید.ابیات ۸۱–۹۰: جستوجوی پیر، انتخاب سرپرست جدید روستا، بازسازی تدریجیفضا و سبک: دوستی، همدلی، تلاش جمعی و رشد تدریجی.ملودی: ملودی صمیمی و گرم، ریتم ملایم و ساده، نغمهای روستایی.سازهای مناسب: سهتار، تار، تمبک آرام، آکاردئون ملایم یا بندیر برای فضا سازی روستایی.پیشنهاد: افزودن صداهای محیطی (جمع مردم، کار مزرعه).ابیات ۹۱–۱۰۰: بازگشت حیات، سبز شدن روستا، شادی و آبادانیفضا و سبک: جشن، امید، بازگشت خوشبختی.ملودی: تم پرانرژی، گام ماژور، استفاده از رقصهای محلی و فولکلوریک.سازهای مناسب: دف، دایره، تنبک، نی انبان، سازهای جمعی و گروه کُرال.پیشنهاد: تنوع دینامیک و افکت جمعی برای نشان دادن بازگشت زندگی.سایر ابیات: جمعبندی رویدادها، درسهای اخلاقی، پاداش موبدفضا و سبک: حماسی–اخلاقی، جمعبندی داستان و پیام خردمندی.ملودی: محکم و آرامبخش، تکرار تم آغاز و بسط آن، ملودیهای فاخر.سازهای مناسب: همه سازهای زهی، پیانو برای تاکید، گروه کُرال بزرگ.پیشنهاد: پایانبندی باشکوه و امیدبخش، تبدیل پیام به نغمه اصلی قطعه.