
در این مطلب در مورد فصل #چهل_هشتم از ۶۱ فصل #شاهنامه برای تبدیل اشعار فردوسی بزرگ به موزیکال قراره با همدیگه پیش بریم این مطلب که در این مقاله شما مطالعه میفرمایید از میون ۵ پیشنهادی که برای ساخت موزیکال این قسمت به گروه مشاوران تاییدیه آثار شاهنامه موزیکال فرستاده شده تایید و در نتیجه به همین سبک و سیاق به موسیال تبدیل گشته
برای هر بیت از اشعار شاهنامه باید حال و هوا فضا سبک نوع ساز برای فقط ساخت موسیقیش حالا همینا باید برای ساخت ویدیو موزیکشن در نظر گرفته بشه نمیگم یک قسمت از شاهنامه میگم هر بیتش یعنی شاهنامه اینقدر عمیقه شما نمیتونی یک قسمت مثلاً فصل اول که دارای ۱۲ قسمت یه قسمتش قسمت اول که اگه ۳۰ بیت داره کل سی بیتو بهش بگه اینو در فضا شاد برای من موسیقیشو بساز این دیگه نمیشه موسیقی که لیاقت شاهنامه رو داشته باشه شاهنامه برای ما خیلی با ارزشه نقطه به نقطه خط به خط بیت به بیت اون از هزاران سال پیش برای ما به امروز رسیده برای همین باید طبق ارزشش بهش بها داد یعنی اگه یه بیت ۱۰۰ تا حروف باشه باید ۵۰۰ تا حروف در موردش فقط توضیحاتی نوشت که بشه به هوش مصنوعی تبدیل اشعار به موزیک یا به خواننده واقعی توضیح بدی که متوجه بشه اون ابیات چقدر ارزش والا و در چه حال و هوا و فضا و سبک و چه سازهایی نیازمنده
این راستا برای ویدیو موزیکشان دقیقاً به همین گونه است یعنی باید از اساتید باستان شناسی استفاده کنی که بدونی زمانی که این اشعار گفته شده اون حال و هوا اون فضا چه لباسی اون مورد استفاده قرار میگرفته چه سلاحهایی مورد استفاده قرار میگرفته برای مجلس بزمشون چه سازهایی چه آلت موسیقی استفاده در اون دوره زمانی وجود داشته و شما بتونید در تصویر از اون استفاده کنید اگر میخواهید ارزشی که شاهنامه داره ویدیوتون و موسیقیتون لیاقتشو داشته باشه که به اون اشعار بپردازیم

[ayeh]
[roshen, bazigush, sentor + tar]
jaz az goye ve midan nabudish kar
gahaii zakham chogan ve gangi shkar
anghodar bad keh yek ruz bianajman
bah nakhchirgeh raft ba chang zan
koja nam an romi azadeh bud
keh rang rakhenesh bah mi dadeh bud
bah posht cpehyon chaman barneshast
aba soro azadeh changi bah dast
delaram o bud ve npam kam oye
cpehmisheh bah lab dashti nam oye
[garveh kar]
[ashghaneh, ritmik, dof + garveh kar (sadaye zananeh)]
bah nakhchirgeh raft ba chang zan
delesh ram o bud ve janesh vatan
bah nakhchirgeh raft ba chang zan
delesh ram o bud ve janesh vatan
[ayeh]
[naram, barazandeh, ni + sentor]
bah ruz shkarsh cpehyon khasti
keh poshtash bah diba biarasti
foruhoshteh zo char bodi rakib
cpehmi takhti dar faraz vaneshib
rakabesh do zarin do simin badi
cpehman npar yeki gousar agini
cpehman zir tarkesh kaman manpareh dasht
delavar z npar daneshi bacpareh dasht
bah pish ander amadsh ahoo do joft
javanmard khandan bah azadeh goft
[ayeh]
[bazigush, motelk, sadaye tak nafareh + tar]
keh i mah man chon kaman ra bah zah
bararm bah shast ander arm gareh
kodam ahoo afgandeh khaehi bah tir
keh madeh javanst ve cpehmetash pir
bedo goft azadeh kaye shirmard
bah ahoo najvind mardan nabard
to an madeh ra nar gardan bah tir
shod madeh az tir to nar pir
[garveh kar]
[daramatik, ritmik, dof + garveh kar (sadaye mardaneh)]
bah tirat shod madeh nar dar nabard
keh az manpareceya gush ahoo bakhard
bah tirat shod madeh nar dar nabard
keh az manpareceya gush ahoo bakhard
[ayeh]
[rashteh cpehei moteshenj + kamancheh]
azan pes cpehyon ra barangiz tiz
cho ahoo z chang to garaftan gariz
kaman manpareh andaz ta gush khod
nahad npamchenan khar bar dosh khish
npamangeh z manpareh bakhardash gush
bayazar payesh barard bah dosh
bah pikan sar ve paye ve gushesh bedoz
cho khaehi keh khanmat giti foruz
[ayeh]
[ritam porrang, takht, dof + zangi + kamancheh]
kaman ra bah zah kard bacperam gor
barangikht az dasht aram shor
do pikan bah tarkesh yeki tir dasht
bah dasht ander az bacper nakhchir dasht
npamangeh cho ahoo shod ander gariz
sappehbad sarveyaye an nareh tiz
bah tir do pikan z sar bargaraft
konizak bedo mand ander shgoft
[ayeh]
[tarik, daramatik, tak navazi kamancheh + sim kam]
cpehmander zaman nar chon madeh gosht
sarsh zan sarvi siyeh sadeh gosht
cpehman dar sorogah madeh do tir
bozan edameh mard nakhchirgir
do pikan bah jaye soro dar sarsh
bah khon andron lal goshteh barsh
cpehyon ra soye joft digar betakht
bah kham kaman manpareh dar manpareh sakht
[ayeh]
[naram, vaham engiz, ni + risman pajvak]
bah gush yeki ahoo ander fekand
pasand amad ve bud jaye pasand
bakharid gush ahoo ander zaman
bah tir ander avard jado kaman
sar ve gush ve payesh bah pikan badkht
bedan ahoo azadeh ra del baskht
[ayeh]
[khshen, zarbi, dof + sim kam]
zad dast bacperam ve o ra z zin
negonsar barzad bah roye zamin
cpehyon az bar manpehchehareh barand
boro dast ve changash bah khon darfeshand
chenin goft kaye bikhard chang zan
cheh baist jastan bah man barshkan
eger kand bodi goshad baram
azin zakham nangi shodi gouhorm
cho o zir paye cpehyon dar espard
bah nakhchir zan pes konizak nabard
[آیه]
[روشن، بازیگوش، سنتور + تار]
جز از گوی و میدان نبودیش کار
گهی زخم چوگان و گاهی شکار
آنقدر بد که یک روز بیانجمن
به نخچیرگه رفت با چنگ زن
کجا نام آن رومی آزاده بود
که رنگ رخنش به می داده بود
به پشت هیون چمان برنشست
ابا سرو آزاده چنگی به دست
دلارام او بود و هم کام اوی
همیشه به لب داشتی نام اوی
[گروه کر]
[عاشقانه، ریتمیک، دف + گروه کر (صدای زنانه)]
به نخچیرگه رفت با چنگ زن
دلش رام او بود و جانش وطن
به نخچیرگه رفت با چنگ زن
دلش رام او بود و جانش وطن
[آیه]
[نرم، برازنده، نی + سنتور]
به روز شکارش هیون خواستی
که پشتش به دیبا بیاراستی
فروهشته زو چار بودی رکیب
همی تاختی در فراز ونشیب
رکابش دو زرین دو سیمین بدی
همان هر یکی گوهر آگینی
همان زیر ترکش کمان مهره داشت
دلاور ز هر دانشی بهره داشت
به پیش اندر آمدش آهو دو جفت
جوانمرد خندان به آزاده گفت
[آیه]
[بازیگوش، متلک، صدای تک نفره + تار]
که ای ماه من چون کمان را به زه
برآرم به شست اندر آرم گره
کدام آهو افگنده خواهی به تیر
که ماده جوانست و همتاش پیر
بدو گفت آزاده کای شیرمرد
به آهو نجویند مردان نبرد
تو آن ماده را نر گردان به تیر
شود ماده از تیر تو نر پیر
[گروه کر]
[دراماتیک، ریتمیک، دف + گروه کر (صدای مردانه)]
به تیرت شود ماده نر در نبرد
که از مهرهها گوش آهو بخرد
به تیرت شود ماده نر در نبرد
که از مهرهها گوش آهو بخرد
[آیه]
[رشته های متشنج + کمانچه]
ازان پس هیون را برانگیز تیز
چو آهو ز چنگ تو گرفتن گریز
کمان مهره انداز تا گوش خود
نهد همچنان خوار بر دوش خویش
همانگه ز مهره بخاردش گوش
بیآزار پایش برآرد به دوش
به پیکان سر و پای و گوشش بدوز
چو خواهی که خوانمت گیتی فروز
[آیه]
[ریتم پررنگ، تاخت، دف + زنگی + کمانچه]
کمان را به زه کرد بهرام گور
برانگیخت از دشت آرام شور
دو پیکان به ترکش یکی تیر داشت
به دشت اندر از بهر نخچیر داشت
همانگه چو آهو شد اندر گریز
سپهبد سروهای آن نره تیز
به تیر دو پیکان ز سر برگرفت
کنیزک بدو ماند اندر شگفت
[آیه]
[تاریک، دراماتیک، تک نوازی کمانچه + سیم کم]
هماندر زمان نر چون ماده گشت
سرش زان سروی سیه ساده گشت
همان در سروگاه ماده دو تیر
بزن ادامه مرد نخچیرگیر
دو پیکان به جای سرو در سرش
به خون اندرون لعل گشته برش
هیون را سوی جفت دیگر بتاخت
به خم کمان مهره در مهره ساخت
[آیه]
[نرم، وهم انگیز، نی + ریسمان پژواک]
به گوش یکی آهو اندر فکند
پسند آمد و بود جای پسند
بخارید گوش آهو اندر زمان
به تیر اندر آورد جادو کمان
سر و گوش و پایش به پیکان بدخت
بدان آهو آزاده را دل بسخت
[آیه]
[خشن، ضربی، دف + سیم کم]
زد دست بهرام و او را ز زین
نگونسار برزد به روی زمین
هیون از بر ماهچهره براند
برو دست و چنگش به خون درفشاند
چنین گفت کای بیخرد چنگ زن
چه بایست جستن به من برشکن
اگر کند بودی گشاد برم
آذین زخم ننگی شدی گوهرم
چو او زیر پای هیون در اسپرد
به نخچیر زان پس کنیزک نبرد
با بداههنوازی تکنوازی کمانچه شروع کنید - آهسته، حزنانگیز، که وزن سرنوشت را منعکس میکند. سپس یک ارکستراسیون لایهای ایرانی بسازید: نی و سنتور برای صمیمیت، دف و زنگی برای ریتم و سازهای زهی عمیق برای تنش. از گامهای مدال مانند همایون و سهگاه برای تداعی سلطنت، اشتیاق و آتش استفاده کنید. بگذارید ریتمها تغییر کنند: فرم آزاد برای تأمل، ۶/۸ برای حرکت و ۷/۸ برای نبرد. آوازهای تکنوازی را با موجهای کر جایگزین کنید. حال و هوا از تنهایی باشکوه به معاشقهای بازیگوشانه تکامل مییابد، سپس به گسستی دراماتیک فوران میکند. انتقالها را سینمایی نگه دارید - هر صحنه موجی از احساسات، هر ساز صدایی در سرنوشت.

در پایان وسیقیهایی که برای این قسمت ساخته شد ۸ عدد موسیقی بود از این ۸ عدد یک عددش برای فیلم موزیکال شاهنامه منتخب انتخاب شد که اون در فیلمش به زودی منتشر میشه
در کل روال کار اینه که ۵ موسیقی برای هر ثر شاهنامه هر قسمت از اشعار فردوسی تولید میشه
اول اولین منتخب برای #فیلم_موزیکال کنار گذاشته میشه
دوم دومین اثر برای ویدیو موزیک وزیکال شاهنامه انتخاب میشه
سوم سومین اثر برای ویدیوهای کوتاه تبلیغاتی و شاهنامه گذاشته میشه
چهارمین برای ترک موسیقی قرار داده میشه
پنجمین برای ویدیو تبلیغاتی کوتاه ۳۰ ثانیهای قرار داده میشه
به واسطه همین ما میتونیم بگیم پروژه ملی یعنی شاهنامه موزیک کار در کل تاریخ نمونهای نداشته و اولین پروژهای برای یک اثر کامل ادبی به این وسعت میتونه باشه و هیچ رقیبی تا کیلومترها نمیتونه بهش برسه و این به واسطه شاهنامه و فردوسی بزرگوار میباشد
یک حماسه تئاتری ایرانی را در سه پرده در حال تکامل خلق کنید. با کمانچه و نی عمیق بر روی ریتمهای آهسته و باشکوه شروع کنید - که فرمان و سرنوشت سلطنتی را تداعی میکند. برای صحنههای رشد، کنجکاوی و خرد جوانی، به سنتور روشن و سازهای زهی لایه لایه بروید. برای پرده آخر، دف، زنگی و کمانچه با ریتم تند را رها کنید تا هیجان اسبسواری و بیداری عاشقانه را به تصویر بکشید. از گامهای مُدال مانند همایون و سهگاه برای تثبیت احساسات استفاده کنید. بگذارید ریتمها با تشدید روایت از فرم آزاد به ۶/۸ و ۷/۸ تغییر کنند. آوازها باید بین داستانسرایی تکنفره و موجهای کرال در نوسان باشند - که منعکسکننده ظهور قهرمان است.
منبع کتاب خاطرات شاهنامه موزیکال به قلم کاوه کاشفی
توضیحات در مورد چگونگی انتشار منبع به قالههای کوتاه در سایت
این توضیح رو برای این میدم که بعضی از دوستان که به کتاب دسترسی دارند گله کرده بودند که خیلی مطالب پرتر و بیشتر از این مطالبیه که شما در مورد اشعار میذارید میخواستم بگم که ما خودمون دقیقاً کتاب دستمونه و داریم از روی اون برمیداریم ولی باید چون کوتاه و مفید باشه و مردم دیگه حوصله خوندن مطالب طولانی رو ندارن به این دلیل میریم هوش مصنوعی برامون ادیت کنه گفتم که اینا تذکر داده باشم
مطالب کلی مقالاتی که در مورد کتاب خاطرات نمایش آهنگین ادبیات فارسی خاطرات شاهنامه موزیکال توسط من و دوستم در این سایت منتشر میشود از چکیدهای از متهایی از اشعاری که به موزیکال درآمده میباشد چون مطالب سه چهار برابر این مطالبی که ما اینجا انتشار میدیم هستش برای همین کل مطالبو به هوش مصنوعی میدیم میگیم برامون کوتاه و خلاصه سازی کنه بعد اینجا من