مَلی های شهر ما

ً
ً

امروز به دیدن فیلم مَلی و راه های نرفته اش رفتم. فیلمی که سناریوی آن چندین سال است توسط افراد مختلف به شکل های مختلف بازگو می شود. قصه ای دردناک از زبان زنان سرزمینم.

بعد از دیدن فیلم علاقمند شدم نقدهایی که در مورد این فیلم نوشته شده رابخوانم و در کمال تعجب با مطالبی مواجه شدم که در آن کارگردان فیلم به فمنیست بودن و بدترین شکل ممکن مردان را نشان دادن متهم شده بود. شما هم همینطور فکر می کنید؟ فکر می کنید که واقعا داستان این فیلم اغراق آمیز است؟ شاید من هم به عنوان یک زن تحت تاثیر نگرش های قالبی در جامعه در خصوص خشونت مردان قرار بگیرم اما فارغ از تمامی این موضوعات اگر بخواهم قصه هایی واقعی از مَلی های شهر به شما بگویم که چاره ای جز سکوت ندارند شما حتی تاب شنیدن آن را نخواهید داشت. از زنی که از روز اول ازدواج مورد ضرب و شتم شدید شوهر و خانواده شوهر است از توهین های همسر به او از خیانت هایی که به او میکند از تمامی مشکلات روانی که ناشی از همین خشونت خانگی است از محروم بودن برای کوچک ترین حق خود در خصوص خریدن حتی یک روسری به سلیقه خود....... و هزاران زن دیگر مثل مَلی اما در دنیای واقعی

فقط تنها فرق آنها با مَلی این است که در آخر فیلم خانواده مَلی به اشتباه خود پی بردند و آن روانشناس توانست به او کمک کند اما من تنها دردهایشان را می شنوم و فقط می توانم به آنها کمک کنم که حداقل تا جای ممکن راه هایی را پیدا کنند که کمتر کتک بخورند یا آسیب کمتری ببینند تنها به جرم این که حمایت گری ندارند و مجبور به ادامه زندگی هستند.

بله خانم ها و آقایان جامعه ی ما پر از مَلی هایی است که به جرم نداشتن خانواده ی حمایت گر سال هاست روح و جسم اشان مورد ضرب و شتم قرار می گیرد.