ویرگول
ورودثبت نام
علی شماعی
علی شماعیمهندس فناوری اطلاعات، علاقه‌مند به ادبیات و فلسفه و...
علی شماعی
علی شماعی
خواندن ۳ دقیقه·۴ روز پیش

حس این روزها: خستگی، بلاتکلیفی، امید!

شب تاریک و بیم موج و گردابی چنین هایل
کجا دانند حال ما سبک باران ساحل‌ها

بسیار خسته و عصبی و بلاتکلیفم، مثل همه، توی این چند روز فشار عصبی زیادی رو متحمل شدم و تصمیم گرفتم به جای اینکه بیام اینجا و فقط مطالبتون رو بخونم، چند خط بنویسم که فقط ذهنم رو خالی کنم، حرف چندان مهمی ندارم. (انقدر مزخرف نوشتم که حتی پیشنهاد میکنم نخونید!)

سیل اتفاقات هفته‌های گذشته چنان غیرقابل باور و عجیب و غریب بود که همه‌مون انگاری بی‌حس شدیم و نمی‌دونیم چکار کنیم!

سال‌هاست که دیگه نه دستم به کیبورد میره و نه حوصله‌ی نوشتن دارم، انگار اون بخشی از مغزم که وظیفه‌ی نوشتن رو به عهده داشته پیچیدم توی پلاستیک، گذاشتم توی یه جعبه و زیر خروارها فکر و عقیده‌ی ناپسند، گوشه‌ی انباری ذهنم داره خاک می‌خوره. (دوستانی که از شبکه‌های اجتماعی دیگه من رو به یاد میارن ممکنه خاطرشون باشه که یه زمانی بدک نمی‌نوشتم{تعریف از خود نباشه} اما از یه جایی به بعد دیگه بهتر بود ننویسم)

نمی‌تونم ننویسم و در عین حال نمی‌دونم چی بنویسم! همه چیز عیانه دیگه، نه؟

وقتی چند سال پیش با پلتفرم ویرگول آشنا شدم، اومدم توش اکانت ساختم و چندتا مطلب نوشتم و بعدش کم‌کم فراموشش کردم و مثل همه توجهم بیشتر به اینستاگرام و توییتر و... جلب بود، اما هرگز فکرش رو هم نمی‌کردم که یه روزی، ویرگول بشه جزو معدود جاهایی (در کنار بخش کامنت‌های سایت زومیت و دیجیاتو) که میشه توش نوشت و امیدوار بود که کسی از اطرافیان به شکل تصادفی به اسم و مطلبمون برسه و بفهمه همچنان زنده‌ایم!!!

شرایط کشور اینطوریه که کلی آدم کشته شدن؛ با قطعی اینترنت از بیخ، بخش زیادی از مردم یا بیکار شدن یا در آستانه‌ی بیکار شدن هستن؛ توی اخبار میگن ظاهرا قراره جنگ بشه ولی؛
اگه بشه اسمش رو زندگی گذاشت، «ما زنده‌ایم!»

توی یه گرداب ۱۷ روزه‌ی نحس قطع ارتباط با جهان افتادیم که حتی نمیدونیم پایانی داره یا نه، شدیم بازیچه‌ی دست خبرگزاری‌ها و مسئولین درجه ۱ و ۲ و ۳ و...

خبرگزاری‌ها یه روز در میون می‌نویسن فردا دیگه وصلیم، مسئولین هم یکی یکی میان وعده سرخرمن میدن که سه‌شنبه،‌ آخر هفته، هفته‌ای دیگه و... وصل میشیم و این بازی همچنان ادامه داره و براشون تکراری نمیشه!

نمیدونم تا حالا گیر آدم بدقرض افتادید یا نه، اما آدم‌های بدهکاری هم که میخوان بپیچونن هیچوقت نمیگن نمیدیم،‌ همیشه امروز و فردا میکنن، دقیقا طبق همین الگو!

انگار اصلا برای مسئولین مربوطه (و غیرمربوطه‌هایی که میان وعده وعید میدن) مهم نیست که زندگی چندین میلیون آدم به همین اینترنت کوفتی وابسته ست! اگر این روند ادامه داشته باشه قطع به یقین تا عید بسیاری از آدم‌ها توی مشاغل مختلف بیکار میشن، اونایی که میتونن و شرایطش رو دارن که قطعا از کشور خواهند رفت (که خوش به حالشون) ولی اکثریت این نیروهای کاربلد و تحصیل کرده به جمعیت بیکارهای کشور اضافه میشن و فاجعه‌ی اقتصادی بسیار عظیم‌تر از چیزی که شاهدش هستیم رو خواهیم داشت!

فکر می‌کنم ما تنها کشور دنیا هستیم که مسئولینش، به جای اینکه با تصمیم‌هاشون باعث ایجاد مشاغل بیشتر بشن،‌ باعث میشن مشاغلی که همین الانشم وجود دارن از بین برن!

انگار که دارن تنبیهمون میکنن،‌ این دقیقا احساسیه که از این شرایط دریافت میکنم!

کارم شده صبح تا شب تلاش برای وصل شدن به اینترنت تا نهایتا بتونم ۱۰ دقیقه در روز "با سرعتی کمتر از دایل آپ مرحوم"، ببینم توی دنیا چه خبر بوده و هست!

از خودم شرمم میاد که با وجود خیلی از اتفاقاتی که افتاده،‌ انقدر پیگیرانه سایت‌های خبری رو برای اخبار وصل شدن مجدد اینترنت چک میکنم (که کمترین درخواست ممکن منِ شهرونده) اما چیکار میشه کرد؟ از معایب تنهایی مزمن انسان امروزی، وابستگی شدید همه‌ی وجوه زندگیش به اینترنته؛ از کار کردن و خرید کردن گرفته تا خستگی درکردن و تعاملات اجتماعی و حتی...

به آینده‌ای بهتر امیدوارم، چون امید تنها چیزیه که از خیلی‌هامون باقی مونده.

شبکه‌های اجتماعیقطعی اینترنتایراناینترنت ملیامید
۸
۱
علی شماعی
علی شماعی
مهندس فناوری اطلاعات، علاقه‌مند به ادبیات و فلسفه و...
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید