ویرگول
ورودثبت نام
محمدرضا شمس اشکذری
محمدرضا شمس اشکذریدانشجوی علوم کامپیوتر
محمدرضا شمس اشکذری
محمدرضا شمس اشکذری
خواندن ۶ دقیقه·۴ ماه پیش

خودآموز موسیقی سنتی ایران

در این نوشته قصد دارم یک تجربه دلنواز رو از خودآموزی موسیقی سنتی ایران بنویسم. در آغاز باید بگم که من هیچ‌گونه تخصصی در زمینه موسیقی ندارم و این مطلب رو صرفاً به خاطر علاقه‌ام نوشتم. هدفم تنها این بوده که تجربه‌ام رو از آشنا شدن با موسیقی دستگاهی ایران بگم و راهنمای خوبی برای علاقه‌مندانی مثل خودم فراهم کنم که راحت‌تر بتونن این مسیر رو طی کنن. روشنه که برای یادگیری حرفه‌ای و درست، شیوه‌‌های تخصصی و بهتری نیز وجود دارد. به هر حال، آنچه می‌خوانید مسیری است که من پیمودم:

استاد محمودی خوانساری، ۱۳۵۴
استاد محمودی خوانساری، ۱۳۵۴

پیش‌پرده

از آنجا که یک آدم معمولی (ناموسیقیدان) دارد سرگذشت موسیقی‌اش را می‌نویسد، پس انتظار نداشته باشید که داستان کودکی را بخوانید که در سه سالگی، چهار ساز بلد بوده، در چهار سالگی، پنج آواز ایرانی رو بلد بوده و در شش سالگی، در هر هفت دستگاه موسیقی آهنگسازی می‌کرده! کوتاه و ساده اینه که در کودکی و نوجوانی، با توجه به آهنگ‌ها و نغمه‌هایی که اطرافم می‌شنیدم و ادبیات شیرین پارسی که می‌آموختم، کم کم بخش‌هایی از موسیقی برایم جالب و جالب‌تر شدند. بخش‌هایی هم بودند که هر روز برایم پرسش‌برانگیزتر و شگفت‌تر می‌نمود. مثلاً نمی‌فهمیدم که چرا کسی باید به آوازهای موسیقی سنتی گوش بده؟ در آهنگ‌های سنتی (تصنیف‌ها)، چیزهای جذابی هست ولی آواز دیگر چیست؟ یا دوست داشتم از دستگاه‌های موسیقی سردربیاورم و ببینم که چطور می‌شود دو چیزی که گوش متفاوت می‌شنود، هر دو سه‌گاه باشند. یا وقتی می‌گویند دستگاه‌های موسیقی هر کدام حال و هوای خاصی دارند، پس چطور است که در یک دستگاه یکسان هم آهنگ شاد داریم و هم غمگین؟ و کوتاه سخن اینکه این پرسش‌های بی‌پاسخ‌مانده، همچنان بی‌پاسخ ماندند تا اینکه کرونا آمد!

آغاز ماجرا

در روزگار کرونا که جمله‌ی خلق خانه‌نشین شدند و ما نیز، شبی در کنار خانواده نشسته بودم و سر به کار خویش داشتم و گاه نیز جلب تلویزیون می‌شدم. در میانه‌ی برنامه‌ای، پس از آنکه شرکت‌کننده آوازی خواند، داور مسابقه به او گوشزد کرد که آواز دشتی نبایست چنین باشد. با خود گفتم که یعنی چه؟ باید چطور باشد؟ و اصلاً آواز دشتی چیست و مثلاً چه فرقی با آواز ماهور دارد؟ و به همین ترتیب پرونده‌های خاک‌خورده را از قفسه‌های ذهنم یکی یکی بیرون کشیدم تا بالاخره تکلیفشان را روشن کنم.

با این پرسش‌ها مشغول به جستجو شدم و دیگر رفتم که رفتم. با گوشه، آواز و دستگاه آشنا شدم. استادان نامدار موسیقی ایران را شناختم و زندگی آنان را در کتاب‌ها، مستندها و سایت‌ها پی‌گرفتم. آواز را بیشتر فهمیدم و با آن دوست شدم و خلاصه یک دلخوشی بیشتر برای زندگی پیدا کردم. اما یافته‌هایم:

یافته‌ها

۱. سایت موسیقی ما

از ویکی‌پدیای و صدرنشینان جستجو که گذشتم، مقاله‌ای پیدا کردم در سایت «موسیقی ما». شسته‌رفته و با مثال‌های فراوان دستگاه‌ها و آوازهای موسیقی سنتی ایران را توضیح داده بودند. عنوان مقاله چنین است: «پاسخی به سوالات علاقه‌مندان غیرتخصصی موسیقی ایرانی درباره اینکه دستگاه‌ها و گوشه‌های موسیقی ایرانی چیستند و چه ویژگی‌هایی دارند. مایه‌ها و دستگاه‌های موسیقی ایرانی به زبان ساده» و بحمدالله هنوز یافت می‌بِشَوَد. پس از مدتی همین سایت درجه یک، مجموعه برنامه‌هایی را با عنوان «گوشه‌نگار» تهیه کرد که معرفی مختصری بود از دستگاه‌های موسیقی ایرانی به زبان ساده و هر قسمت با حضور یکی از هنرمندان خوب کشورمان.

گوشه‌نگار (موسیقی ما)
گوشه‌نگار (موسیقی ما)

۲. پادکست هشتک

پس از مقاله‌ی بالا، به پادکست جالبی برخوردم به نام «هُشتَک». محمدسالار نعمتی در هر قسمت این پادکست، یکی از دستگاه‌ها یا آوازهای موسیقی ایران را توضیح می‌دهد. البته مشغله‌های زندگی، کم کم بین قسمت‌های پادکست فاصله زمانی بیشتری انداختند و بعد از هشت قسمت، دیگر مدت‌هاست که آقای نعمتی کار را ادامه ندادند. هشتک نسبت به موارد مشابه، دستگاه‌ها را ساده‌تر توضیح می‌دهد و به علاوه، شاهد مثال‌هایی از موسیقی‌های غیررسمی‌تر را نیز دربرمی‌گیرد؛ مثلاً برخی کارهای استاد ایرج یا موسیقی فیلم‌ها و ... .

۳. برنامه شناخت موسیقی دستگاهی ایران

یافته‌ی دیگر، برنامه شناخت موسیقی دستگاهی ایران بود که توضیحش را از پایگاه ایران‌صدا نقل می‌کنم:

«برنامه‌ی شناخت موسیقی دستگاهی ایران با تهیه‌کنندگی و اجرای شادروان استاد محمدرضا لطفی در ۵۹ قسمت از شبکه‌ی رادیویی فرهنگ پخش شده است. در اواخر دهه‌ی هشتاد و پس از بازگشت استاد محمدرضا لطفی به ایران به پیشنهاد استاد قرار شد برنامه‌ای با موضوع معرفی ردیف موسیقی کلاسیک ایرانی با اجرای خود استاد در شبکه‌ی رادیویی فرهنگ ضبط و پخش شود. این مجموعه برنامه به راستی یکی از گنجینه‌های بی‌بدیل رادیو محسوب می‌شود. در این برنامه ها استاد با بیانی شیوا و رسا ردیف موسیقی ایرانی را به علاقه‌مندان معرفی می‌کند. مخاطبان این برنامه‌ها نه تنها هنرمندان موسیقی که هرکسی است که به موسیقی ایرانی علاقه دارد.»

از پایگاه جامع موسیقی ایران‌صدا
از پایگاه جامع موسیقی ایران‌صدا


۴. برنامه‌ی گلها

اما گنجینه‌ای بود که از هر طرف که می‌رفتم، به آن می‌رسیدم: برنامه گلها (شامل برگ سبز، گل‌های جاویدان، گل‌های رنگارنگ، گل‌های تازه، گل‌های صحرایی و یک شاخه گل). در هر قسمت این برنامه‌ها، در حدود نیم ساعت آواز و موسیقی‌ای در یک دستگاه مشخص است و گاه نیز تصنیف و ترانه‌ای. برای مثال در برنامه‌ی گلهای رنگارنگ ۱۷۲ که در دستگاه شور تنظیم شده است، ابتدا حدود یک ربع پرویز یاحقی تکنوازی ویولن دارد. سپس استاد بنان با همراهی ارکستر گلها، تصنیف «ای امید دل من» را اجرا می‌کنند و پس از آن، استاد بنان همراه با پیانوی مرتضی‌خان محجوبی، شعرِ فروغی بسطامی با مطلع «کنون که صاحب مژگان شوخ و چشم سیاهی» را در آواز شور می‌خوانند. پس از اینکه با آرشیو این برنامه آشنا شدم، عمده‌ی جستجوهای موسیقی‌ام به این صورت درآمدند: {استاد + دستگاه + گلها}. مثلاً: شجریان سه‌گاه گلها یا گلپایگانی ماهور گلها و ... . استادان بزرگ حسین قوامی، گلپا، عبدالوهاب شهیدی، الهه، مرضیه، محمودی خوانساری و بنان بیشترین اجراها را در این برنامه داشته‌اند. آرشیو برنامه گلها را در سایت‌های مختلفی می‌توان یافت از جمله golha.co.uk و ایران‌صدا. اولی جامع و کامل است و دومی با کیفیت‌تر است و گزیده است (در واقع سانسور شده).

کار دیگری که انجام می‌دادم این بود که وقتی تحت‌تاثیر شعری از شاعران بزرگ قرار می‌گرفتم، به سراغ گنجور می‌رفتم و پایین صفحه آن شعر، می‌دیدم که چه کسانی این شعر را خوانده‌اند.

ترسم که اشک در غم ما پرده‌در شود (گنجور)
ترسم که اشک در غم ما پرده‌در شود (گنجور)

۵. کانال‌های طرفداران

غیر از موارد بالا، کانال‌ها و سایت‌های دوستداران برخی استادان نیز جالب است. کانال استاد گلپا، استاد شجریان، استاد ایرج و ... دانستنی‌های بسیار جالبی دارند؛ از زندگی‌نامه‌ها و داستان‌های پشت یک قطعه گرفته تا تحلیل ردیفی آوازها. دو کتاب هم سال گذشته خواندم: مرغ شباهنگ (زندگی‌نامه استاد محمودی خوانساری) و زمزمه‌های پایدار (مصاحبه با خوانندگان، نوازندگان و شاعران) که بسیار خواندنی بودند.

۶. موسیقی آیینی و متین رضوانی‌پور

برنامه شب موسیقی با حضور متین رضوانی‌پور
برنامه شب موسیقی با حضور متین رضوانی‌پور

یک روز خیلی اتفاقی در شبکه چهار دیدم که یک نفر خیلی مسلط و خوب در مورد موسیقی آیینی صحبت می‌کند و گوشه‌ها و دستگاه‌های نوحه‌ها و عزاداری‌های سنتی را تحلیل می‌کند. جستجو کردم و دیدم بله، ایشان یک کانال هم در تلگرام و آپارات دارند و انواع و اقسام نوحه‌ها و مراثی را تحلیل می‌کنند. کارهای ایشان بسیار کمک کرد تا تجربه‌هایم از چاووشی‌های پدربزرگ و عزاداری‌های ماه محرم یزد را با سایر آموخته‌هایم پیوند بزنم.

جمع‌بندی

تلاش‌های بالا که همچنان نیز ادامه‌دار هستند، علاوه بر اینکه به خودیِ خود برایم شیرین بودند، کمک کردند تا استادان و هنرمندان بسیاری را بشناسم و از موسیقی بیشتر لذت ببرم. جالب‌تر اینکه حتی جستجوهای بالا کمک کردند که خودم را نیز بهتر بشناسم. مثلاً دیدم اکثر نغمه‌هایی که بسیار بسیار دوستشان داشتم در آواز بیات ترک بوده‌اند و خودم نمی‌دانستم (اندک اندک شهرام ناظری، از نگاه یاران صدیق تعریف، یک سری مرثیه‌ها و نواهای آیینی) و بعد هم که شروع کردم بیات‌ترک‌های دیگر را گوش دادم، دیدم انگار کلاً این حال و هوا را دوست دارم و سخت است که کسی چیزی در آن اجرا کند که خوشم نیاید!

در پایان دوباره تاکید می‌کنم که متن بالا را صرفاً یک دوستدار موسیقی ایران نوشته است نه یک متخصص.

سپاس و شکر یزدان را

شهریور ۱۴۰۴ (البته یک سال پیش، این متن را نوشتم. الان فقط دستی به سر و رویش کشیدم و کمال‌گرایی را کنار گذاشتم و منتشرش کردم.)

موسیقی سنتیموسیقی ایرانیتجربه
۵
۱
محمدرضا شمس اشکذری
محمدرضا شمس اشکذری
دانشجوی علوم کامپیوتر
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید