ویرگول
ورودثبت نام
محمدرضا شمس اشکذری
محمدرضا شمس اشکذریدانشجوی علوم کامپیوتر
محمدرضا شمس اشکذری
محمدرضا شمس اشکذری
خواندن ۲ دقیقه·۲ ماه پیش

ریاضی از ازل باید وگرنه نَه

دیروز، با استادی سپیدموی گفتگو می‌کردم. در اثنای صحبت من گفتم که «چه خوب است اگر دانشجو، بتواند از درس‌ها بازخورد بگیرد. گاه ممکن است مدت‌ها، دانشجو درگیر یک اشتباه باشد. مثلاً ممکن است دانشجویی در درس معادلات همان اشتباهی را مرتکب شود که در ریاضی عمومی ۱ و ۲ انجام داده و گمان می‌کرده که درست است.» ایشان در پاسخ به من فرمودند که «پس از زاده شدن برای آموختن دیر است!» و خلاصه نظرشان این بود که باید ریاضیات در جوهره و ذات فرد باشد و به جد و جهد، کاری از پیش نتوان برد و آنچه از تلاش می‌گویند افسانه است و افسون.

ساخته شده توسط ChatGPT
ساخته شده توسط ChatGPT

از وجود چنین نگاهی آزرده‌خاطر شدم، آن هم در مقام آموزگار. در این صورت اصلاً نقشی برای استاد باقی نمی‌ماند و استاد خوب و بد نخواهیم داشت. راستش فکر می‌کنم این نظریه، برای آسوده کردن خاطر استاد، بهترین نظریه است، چون دیگر لازم نیست استاد دغدغه انتقال مطلب یا خوب جا افتادن موضوع را داشته باشد. آن که خوب است، خوب خواهد بود و آن که نیست، مهم نیست.

دیده‌ام که بعضی‌ها ریاضیات را نیکو و ژرف می‌فهمند اما به شخصه، اینکه فلانی ریاضی را با تمام وجود درک می‌کند یا اینکه ریاضی در ذاتش سرشته شده، را صرفاً اطلاقی مجازی می‌دانم و اگر هم واقعاً چنین کسانی باشند، منافاتی بین وجود آن‌ها و وجود ریاضی‌دانان تلاشگر نمی‌بینم. برای بررسی چنین موضوعی شاید خوب باشد، قدری زندگی‌نامه‌ی ریاضی‌دان‌ها را بخوانم یا از آن‌ها که به نظرم، شهود و فهم بسیار خوبی از ریاضیات دارند، گفتگویی بکنم و ببینم ماجرا چیست. پروژه‌ی «آدم‌ها و ریاضیات» دکتر اصغری نیز گزینه مناسبی برای این بررسی است.

اگر فرض کنیم نظریه ایشان درست باشد و واقعاً ریاضی‌دان‌ها، ذاتشان با ریاضیات سرشته شده است و ریاضی‌دان خوب کسی است که از ازل ریاضی در وجودش نهادینه شده باشد. می‌توان پرسید:

۱- آیا این نهادینه شدن به معنای زیست‌شناسی کلمه است یا نه؟ اگر مسأله زیستی باشد که موضوع ژنتیکی است و قابل آزمودن. مثلاً اگر کسی ریاضی‌دان بزرگی باشد، فرزندش نیز چنین خواهد بود. هم‌چنین از میان دوقلوها یا هر دو به ریاضی در ذاتشان دارند یا هر دو از دانش ریاضی بی‌بهره‌اند.

۲- اگر موضوع فراتر از زیست‌شناسی باشد، پرسش این است که چگونه می‌توان آن را تشخیص داد؟ آیا هر آدمی، از کودکی می‌داند که ریاضی در وجودش هست یا نیست؟ تغییر علائق چطور توجیه خواهد شد؟

۳- معنای کشف و پرورش استعداد چیست؟

۴- آموزش و پرورش و دانشگاه چه باید بکنند؟ آیا نظریه فوق، بایدونبایدهایی را نیز به دنبال دارد؟

۵- بقیه دانش‌ها و علوم چطور؟ آیا فیزیک و شیمی هم باید در ذات آدم باشد؟

و بسیاری سؤال دیگر.


خواستم مختصر چیزی نوشته باشم. راستش از آغاز دوره دکترا، بارها قصد نوشتن داشتم اما گویا زمان نوشتن، هرگز فرانمی‌رسد و هر چه ثبت نشود، نرم نرمک از خاطر محو می‌شود. امید که دستم گرم شود تا دو سه چیز دیگر را هم در این ماه بنویسم. باید دست کم خوشی‌های روزگار را ثبت کنم تا فراموش نشود.

سپاس و شکر یزدان را

دُرُست روزِ شمارش جوجه‌ها در سال ۱۴۰۴

ریاضیآموزش پرورشآموزش ریاضی
۲
۱
محمدرضا شمس اشکذری
محمدرضا شمس اشکذری
دانشجوی علوم کامپیوتر
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید