« کُلُّ یَومٍ عاشورا و کُلُّ أرضٍ کَربَلا »
هر روز عاشوراست و زمان انتخاب؛ انتخاب میان رفتن زیر پرچم حق یا باطل. و هر زمین و هر جایی کربلاست و میدان سنجش ما در یاری امام. انتخاب اینکه تحت ولایت چه کسی برویم. ما که در هر حال تحت ولایت کسی میرویم و برای حکومتمان حاکمی انتخاب میکنیم، چطور به ولایت شاه و امثالهم تن میدهیم اما وقتی کار به #ولایت_فقیه که میرسد جا میزنیم؟!
در ضرورت تشکیل حکومت بحثی نیست که دیدیم در طول تاریخ و حتی حالا، تفکری که قدرت نداشته باشد، طعمه قدرتمندان خواهد شد. تشیع بدون حکومت نمیماند و نمیتواند اهداف و اصولش را اجرایی کند. مگر اینکه اهداف تشیع را به مذهبی تقلیل دهیم که به اعمال عبادی فردی قانع است، با سیاست کاری ندارد و قصد مقابل ظالم ایستادن را هم ندارد که این تشیع، مذهب محبوب بنی امیه است و قیمه نذریاش را هم سفارت انگلستان متقبل میشود.
« اَللّهُمَّ اجْعَلْ مَحْیاىَ مَحْیا مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ »
اما آنجا که زندگی محمد و آل محمد را بخواهیم و سیره آنها را الگو قرار دهیم و تلقیمان از تشیع، مذهبی اجتماعی و نه صرفا فردی، مذهبی سیاسی و نه بیتفاوت نسبت به جهان و مدافع مظلوم و مقابل ظالم باشد، باید زمینه ساز ظهور کسی بشویم که بتواند این مذهب را پیاده کند. این زمینه سازی و این رسالت، وظیفه ولی فقیه است. ولایت فقیه ادامه امامت نیست که زمینه ساز امامت است. و اگر این فقیه و این حکومت به خود دعوت میکرد و قدرت طلب بود مانند سایر قدرت طلبان تاریخ دفن میشد و اگر پرچم مستقل خودش را بر میداشت طاغوت بود. نه اینکه از روز اول رسالتش را زمینه سازی ظهور فریاد بزند!
« مِثْلِي لاَ يُبَايِعُ مِثْلَهُ »
این تعبیر از اباعبدالله که مانند من با مانند یزید بیعت نمیکند، نشان ادامه دار بودن نزاع حق و باطل دارد. هنوز هم باید مشخص کنیم زیر بیعت مثل حسین هستیم و یا مثل یزید؟! و هنوز هم باید مشخص کنیم مصداق مثل حسین چه کسی است و مثل یزید چه کسی؟!
اینجاست که فریاد نام ولی فقیه ضرورت پیدا میکند. چه کسی جز اوست که مقابل جریان فکری و تمدن بنی امیه استاده است؟!
فریاد نام کسی که قدرت را به تشیع برگرداند تا بتوانیم تشیع را بفهمیم و پیاده کنیم ضرورت دارد. نام چنین فقیهی باید در حرم حسین(ع) فریاد زده شود تا برای همه شیعیان و جهانیان، #مثل_حسین(ع) مشخص شود. تا برای شیعیان و جهانیان تفاوت میان اصحاب حسین(ع) و اصحاب تل مشخص شود. تفاوت میان اهالی کارزار جهاد و اهالی تپه ندبه که از یاری حسین(ع) به صرف اشک و شعائر قانع شدند. در لحظه ای که به ما و اقدام ما احتیاج است نباید با اشک، مانند عمر سعد و برخی لشکریان یزید و اصحاب تل نظاره گر باشیم.
و باید نام این ولی در حرم حضرت عباس(ع) هم فریاد زده شود تا مشخص کند منش و رفتار چه کسی در حال حاضر شبیه به عباس(ع) در کربلاست؟ چه کسی علم مبارزه با یزیدیان را برداشته است؟! چه کسی داعیه دار یاری امام معصوم است؟! یاری امام غایب جز با زمینه سازی برای ظهور او است؟!
باید این نام برده شود. باید تفاوت میان کسانی که حق را طوری میخواهند که طعمه باطل نیست با جریانی که جهالت و مقدس نماییاش باعث شده ثمره و نتیجه کارهایش در دستان دشمن باشد مشخص شود.(مقاله جفری هالورسون درباره خاندان شیرازی را بخوانید)
و این فریاد ها جز با روح عاشورا و جز با سلوک حسین(ع) سازگار نیست. فریاد هایی که بوی بیعت میدهند با مثل حسین(ع). و بوی تبری میدهند از مثل یزید و کسانی که نردبان امثال یزید هستند برای رسیدن به خواسته هایش.
و امّا اربعین حسینی
بیعت دوباره ای است با حسین(ع) و آرمان های حسین(ع) و با مثل حسین(ع). با ولی فقیه. با کسی که باید حول محور او، گرد اندیشه او و با تبعیت از او زمینه ساز ظهور امام مهدی(ارواحنا فداه) بشویم.
پارسا ط