بخش از کامنت های کاربران در پایین ویدئوی خبری زیر (خبر احتمال شروع جنگ آمریکا با ایران در روز شنبه) رو به هوش مصنوعی چت جی پی تی دادم و نتایجش جالب بود. در ادامه گزارشی که ChatGPT تولید کرده رو به اشتراک میذارم.
https://www.youtube.com/watch?v=SiPniWDSLkI

بررسی بیش از 120 نظر منتشرشده ذیل یک ویدئوی خبری درباره «احتمال آغاز جنگ آمریکا با ایران در روز شنبه» نشان میدهد که فضای کلی نظرات بهشدت انتقادی، بیاعتماد، طعنهآمیز و آمیخته با نظریههای توطئه است. در ادامه، تحلیل ساختاری این واکنشها ارائه میشود.
بزرگترین خوشه مفهومی نظرات مربوط به این ادعاست که جنگ احتمالی برای «انحراف توجه» از موضوعات داخلی طراحی شده است.
پروندههای مرتبط با اپستین (Epstein Files)
انتخابات میاندورهای
مشکلات اقتصادی (تورم، قیمت غذا، مسکن، بنزین)
کاهش مزایای کهنهسربازان
رسواییهای سیاسی
🔎 الگوی فکری:
«جنگ = ابزار سیاسی برای بقا»
این نگاه نشاندهنده بیاعتمادی شدید به انگیزههای رسمی دولت است.
بخش بزرگی از نظرات مدعی هستند که اقدام احتمالی آمریکا تحت فشار یا به خواست اسرائیل انجام میشود.
نامهایی که در این زمینه تکرار شدهاند:
Donald Trump
Benjamin Netanyahu
AIPAC
«ترامپ تحت کنترل نتانیاهو است»
«آمریکا برای اسرائیل میجنگد»
«لابیها سیاست خارجی را کنترل میکنند»
برخی عبارات دارای رنگوبوی یهودستیزانه
📌 این بخش نشاندهنده گسترش روایتهای ژئوپلیتیک مبتنی بر نفوذ خارجی است.
نظرات متعددی به مسئله قانونی بودن اعلام جنگ اشاره کردهاند:
«Where is Congress?»
«Only Congress can declare war»
این استدلال به اصل قانونی زیر اشاره دارد:
بر اساس قانون اساسی آمریکا، اعلام رسمی جنگ در اختیار کنگره است، نه رئیسجمهور.
📊 نتیجه: بخشی از کاربران با استناد به قانون اساسی، مشروعیت تصمیم احتمالی را زیر سؤال میبرند.
بسیاری از کاربران به شعار انتخاباتی «عدم ورود به جنگهای جدید» اشاره کردهاند.
نام مطرحشده در این زمینه:
Donald Trump
الگوی استدلال:
«او وعده پایان جنگها را داد، نه شروع جنگ جدید»
📌 این نشان میدهد که مخاطبان، روایتهای سیاسی را با وعدههای قبلی مقایسه میکنند.
چند محور اقتصادی برجسته:
افزایش قیمت بنزین
کنترل منابع نفتی
دستکاری بازار سهام
بدهی به چین و ژاپن
بدهی ملی
کشورهای ذکرشده:
China
Japan
Iran
📌 این بخش نشان میدهد که کاربران جنگ را با «اقتصاد انرژی» و «بازارهای مالی» پیوند میزنند.
حدود 30–40٪ نظرات حالت طنز، کنایه یا میمگونه دارند:
«شنبه برای من مناسب نیست»
«چه ساعتی؟»
«چرا دقیق زمان حمله را اعلام نمیکنید؟»
شوخی درباره بازار سهام آخر هفته
شوخی درباره WWIII
📊 این نوع واکنش معمولاً در شرایط:
بیاعتمادی بالا
احساس ناتوانی سیاسی
خستگی از اخبار بحرانمحور
رخ میدهد.
بخش قابلتوجهی نیز کاملاً صلحطلبانه است:
«No More War»
«Please no»
«Diplomacy first»
نگرانی درباره سربازان
اشاره به سربازی فرزندان مردم
این بخش بار احساسی بالا دارد و کمتر سیاسی است.
بیاعتمادی به:
دولت
رسانهها
کنگره
نهادهای اطلاعاتی
جنگ بهعنوان:
شوخی
ابزار سیاسی
تاکتیک رسانهای
رایجترینها:
«جنگ برای پنهانکردن پروندهها»
«اسرائیل آمریکا را کنترل میکند»
«بازار سهام دستکاری میشود»
«جنگ برای لغو انتخابات»
تقریباً همه نظرات در چارچوب:
ضد ترامپ
ضد جمهوریخواهان
یا ضد لابیها
حمایت صریح از جنگ تقریباً وجود ندارد.
دستهسهم تقریبیانحراف افکار عمومی~35%نفوذ اسرائیل~25%انتقاد قانونی (کنگره)~15%اقتصادی (نفت/بازار)~15%صلحطلبانه مستقیم~20%طنز/میم~30–40%
(برخی نظرات در چند دسته همپوشانی دارند)
هر اقدام نظامی میتواند بلافاصله در چارچوب «انحراف» تفسیر شود.
کاربران انتشار زمان احتمالی را نشانه:
بیکفایتی
یا عملیات روانی
میدانند.
اعتماد عمومی به تصمیمگیریهای کلان سیاست خارجی بسیار پایین به نظر میرسد.
این مجموعه نظرات نشان میدهد که:
افکار عمومی آنلاین بهشدت نسبت به انگیزههای جنگ بدبین است.
روایت «جنگ برای انحراف» بسیار غالب است.
مسئله اسرائیل در ذهن بسیاری از کاربران نقش محوری دارد.
نگرانی اقتصادی و خستگی از جنگهای خارجی قابل توجه است.
شوخی و طعنه بهعنوان مکانیزم مقابله روانی استفاده میشود.
📌 جمعبندی نهایی:
فضای کامنتها نشاندهنده یک جامعه آنلاین قطبی، بیاعتماد و مستعد پذیرش روایتهای جایگزین است؛ حتی پیش از وقوع هر اقدام واقعی.