خودآگاهی!گریه کن،فریاد بزن،بخند

در نوشته ای که دو هفته پیش گذاشتم در مورد کاریزماتیک بودن صحبت کردم،اگر یادتون باشه 5 ویژگی که میتونستیم با اون کاریزماتیک بودن خودمون رو بسنجیم "خودآگاهی،خودتنظیمی (ترجمه فارسی Self Regulation)،مهارتهای اجتماعی،همدلی،توانایی انگیزه دادن" بود و قرار شد توی نوشته های بعدیم هرکدوم رو جدا بررسی کنم.

این نوشته من در مورد خودآگاهی هست،اصن خودآگاهی چیه؟بیاید برگردیم به روزهای بچگی،زمانی که همه احساساتمون بدون فیلتر توی ذهن ما بود.خشمگین که میشدیم داد میکشیدم یا لگد میزدیم،وقتی می ترسیدیم به آغوش مادر یا پدرمون پناه می بردیم،وقتی شاد می شدیم قهقهه می زدیم و عربده می کشیدیم و موقع ناراحتی هم گوله گوله ی اشک از چشممون سرازیر بود.

اما الان چی؟سرکوب احساس کار روزانه همه ماست .خشمگین می شیم سکوت میکنیم،ناراحت میشیم بغض میکنیم،شاد میشیم به یک لبخند اکتفا میکنیم.و اینجوری سر تاسر روزهامون میشن پر از سرکوب احساسات.شاید اینکه همه ما بچگی هامون رو بهترین و پاک ترین روزای زندگی میدونیم دلیلش اینه خبری از این فیلتر ها نیست.

حالا همه این ها چه ارتباطی با خودآگاهی داره؟از نظر من خود آگاهی یعنی شما میتونید احساسات خودتون رو به درستی تشخیص بدید و بعد اون رو به یک رفتار درست تبدیل کنید. و در نهایت شما موقعیت هایی که مطلوبتون هست رو برای خودتون رقم بزنید.این یعنی شما در عین دونستن احساس های درونی،از رفتارهایی که انجام می دید و علل بروز اون هم اطلاع دارید.

خودآگاهی چیزیه که شاید مهم ترین کارِ ما در زندگی هست و چیزیه که خودمون میتونیم برای خودمون به ارمغان بیاریم فقط باید قدم اول که سرکوب نکردن احساس هامون هست رو برداریم.

در نهایت اینکه خودآگاهی علاوه بر اینکه شما رو به یک شخص کاریزماتیک تبدیل میکنه ،شما رو به خودتون نزدیک میکنه و چی زیباتر از این!