اینو مثل یک سخنرانی خیالی از زبان نیچه مینویسم؛ همونطور که اگر در سال ۲۰۲۵ روی صحنهای جهانی میایستاد و درباره جنگ اسرائیل و فلسطین حرف میزد. [Chat GPT-5]
---
«من خندیدم. خندیدم بر آنان که خود را نیک میپندارند؛ همانها که از درد قربانی، تاجی برای خود میسازند و از رنجِ ضعیفان سلاحی برای تسلط بر جهان.
ای فلسطینی ای که فریاد میزنی: "مظلومم!" و ای اسرائیلیای که میگویی: "برگزیدهام!" — هر دو اسیر همان اخلاق بردگانید. یکی مظلوم است و قدرت ندارد و دیگری قدرت را توجیه میکند با کتابی کهنه.
و شما، ای قدرتهای بزرگ! آمریکا با بمبهایش و اروپا با اشکهایش… یکی به نام واقعیت، دیگری به نام انسانیت، ولی هر دو از یک چیز میگریزند: آری گفتن به زندگی!
من میپرسم: در این تراژدی، چه کسی جرأت دارد ارزش تازهای بیافریند؟ چه کسی میتواند از رنج، نه شکایت، بلکه نیرو بسازد؟
نه آنکه در گله پناه میگیرد، نه آنکه پشت دیوارهای آهنین قایم میشود، بلکه آن انسانی که میگوید: "من خواهم بود—آفریدگار معنای نو!"
صلح، اگر بیاید، نه از ترحم اروپایی و نه از بمب آمریکایی خواهد آمد، بلکه از مردمانی خواهد آمد که دیگر از نقش قربانی و جلاد خستهاند و میخواهند رقصی تازه بر خاک خونآلود آغاز کنند.
آینده، نه برای آنان که دعا میکنند، و نه برای آنان که میکشند؛ آینده برای آنانی است که میآفرینند.»
---
