ویرگول
ورودثبت نام
Ser
Ser
Ser
Ser
خواندن ۴ دقیقه·۱۰ ساعت پیش

ساتوشی کیست؟ چرا هویت او اهمیتی ندارد؟!!

ساتوشی کیست؟
ساتوشی کیست؟

هر از گاهی این سؤال دوباره در جامعه بیت‌کوین مطرح می‌شود:
ساتوشی ناکاموتو چه کسی است؟

بیشتر مواقع، این بحث نه از روی کنجکاوی واقعی، بلکه توسط افرادی خارج از این فضا مطرح می‌شود که سعی دارند افکار عمومی را منحرف کنند، واقعیت را تحریف کنند و موجی از ترس، تردید و ابهام ایجاد کنند.

اخیراً نیز، پس از انتشار برخی اسناد مربوط به پرونده اپستین، تلاش شد تا ساتوشی و حتی بیت‌کوین به یکی از بدنام‌ترین افراد دوران معاصر مرتبط شود.

هر فردی که اندکی تفکر منطقی داشته باشد، به‌سرعت متوجه پوچی چنین ادعاهایی می‌شود. احتمال اینکه اپستین با ساتوشی همکاری داشته باشد یا حتی خود او ساتوشی باشد عملاً صفر است.

پس از کنار گذاشتن این روایت‌های بی‌اساس، بهتر است دوباره به سؤال اصلی برگردیم.

اما شاید اساساً سؤال اشتباهی می‌پرسیم.


معمایی که نیازی به حل شدن ندارد

ساتوشی ناکاموتو یکی از ناشناس‌ترین و مرموزترین شخصیت‌های عصر مدرن است.
اما واقعیت این است که شخصاً هیچ علاقه‌ای به کشف هویت او ندارم.

تحلیل سبک نوشتاری، بررسی زبان، حدس درباره محل زندگی یا تحصیلات همه این تلاش‌ها بارها انجام شده‌اند. رسانه‌ها، کارشناسان خودخوانده و حتی افرادی که ادعا کردند ساتوشی هستند، سال‌ها این مسیر را دنبال کرده‌اند. هیچ‌کدام به نتیجه‌ای نرسیدند. بسیاری نیز به فراموشی سپرده شدند.

و این دقیقاً همان چیزی است که باید اتفاق می‌افتاد.

زیرا اهمیت واقعی ساتوشی در هویت او نیست، بلکه در ایده‌ای است که خلق کرد.


قدرت یک ایده

برای من، ساتوشی نماد خالص‌ترین شکل یکی از قدرتمندترین نیروهای انسانی است:
قدرت ایده.

ایده‌ای که در زمان خود، برای بسیاری غیرممکن به نظر می‌رسید.

خلق بیت‌کوین نیازمند سال‌ها کار بی‌وقفه و بی‌صدا بود؛ در حالی که بسیاری از متخصصان حوزه رمزنگاری و علوم کامپیوتر باور داشتند ایجاد یک پول دیجیتال غیرمتمرکز و بدون نیاز به اعتماد، عملاً غیرممکن است.

اکثر افراد در چنین شرایطی تسلیم می‌شدند.

اما ساتوشی تسلیم نشد.

او سیستمی را تصور کرد که هنوز وجود نداشت، بی‌وقفه روی آن کار کرد و در نهایت آن را به واقعیت تبدیل کرد. چنین دستاوردی نیازمند دانش عمیق در حوزه‌های رمزنگاری، سیستم‌های توزیع‌شده، اقتصاد و نظریه بازی‌ها بود و مهم‌تر از آن، درک عمیقی از ریسک‌ها، تهدیدها و نقاط ضعف احتمالی در آینده.

بیت‌کوین فقط ساخته نشد.
بیت‌کوین برای بقا طراحی شد.


بزرگ‌ترین نقطه ضعف: خالق

در تاریخ ۳۱ اکتبر ۲۰۰۸، ساتوشی وایت‌پیپر بیت‌کوین را در لیست ایمیل رمزنگاری منتشر کرد. او مطمئن بود که این پروتکل می‌تواند به‌صورت مستقل عمل کند.

اما یک مشکل دیگر باقی مانده بود مشکلی که ربطی به کد نداشت.

خودِ او.

ساتوشی به یک نکته اساسی پی برده بود: بزرگ‌ترین آسیب‌پذیری پروژه، وجود یک چهره مرکزی بود. در جهانی که توسط دولت‌ها، نظام‌های مالی متمرکز و قدرت‌های بزرگ اداره می‌شود، خالق یک سیستم پولی انقلابی دیر یا زود به هدف تبدیل می‌شد.

و به همین دلیل، او کاری بی‌سابقه انجام داد.

او ناپدید شد.
بدون مصاحبه.
بدون اعتبار رسمی.
بدون مالکیت.
بدون کنترل.

با حذف خود، ساتوشی بزرگ‌ترین نقطه شکست را از بین برد.

شاید این، هوشمندانه‌ترین تصمیم در کل طراحی بیت‌کوین باشد.


سپردن آینده به سایفرپانک‌ها

پیش از رفتن، ساتوشی پروژه را به جامعه‌ای کوچک اما هم‌فکر سپرد توسعه‌دهندگان، مهندسان و علاقه‌مندانی که به اصول حریم خصوصی، آزادی و تمرکززدایی باور داشتند.

تنها چنین جامعه‌ای می‌توانست عمق فکری و ارزش واقعی این دستاورد را درک کند و از آن محافظت کند.

بیت‌کوین مشکل دوبار خرج کردن را بدون نیاز به نهاد مرکزی حل کرد.
کمیابی دیجیتال را ممکن ساخت.
و انتقال ارزش همتابه‌همتا را بدون واسطه فراهم کرد.

سپس، نه به یک شرکت و نه به یک دولت، بلکه به جهان سپرده شد.


هنر رها کردن

در این تصمیم، یک قدرت عمیق نهفته است.

تصور کنید سال‌ها در تنهایی روی ایده‌ای کار کنید که بیشتر مردم آن را غیرممکن می‌دانند. آن را به نتیجه برسانید. و درست زمانی که می‌تواند توجه و شهرت جهانی برای شما به همراه داشته باشد، از آن فاصله بگیرید.

آشکار شدن هویت ساتوشی می‌توانست شهرت و قدرت به همراه داشته باشد.

اما احتمالاً بیت‌کوین را نابود می‌کرد.

دولت‌ها می‌توانستند او را تحت فشار قرار دهند.
نهادها می‌توانستند پروژه را مصادره کنند.
و تمرکز از یک پروتکل غیرمتمرکز به یک شخصیت منتقل می‌شد.

اما با ناپدید شدن ساتوشی، بیت‌کوین چیزی شد که امروز هست:

یک سیستم بدون رهبر.


۳ ژانویه ۲۰۰۹

در تاریخ ۳ ژانویه ۲۰۰۹، بلاک جنسیس استخراج شد.

درون آن، پیامی ثبت شده بود:

«The Times 03/Jan/2009 Chancellor on brink of second bailout for banks»

این فقط یک مهر زمانی نبود.
یک بیانیه بود.
یک پیام درباره چرایی تولد بیت‌کوین.

۶۴ روز پس از انتشار وایت‌پیپر، بیت‌کوین زنده شد انرژی خود را از پردازنده‌ها گرفت و به‌آرامی در سراسر جهان گسترش یافت.


میراث

برای هزاران سال، انسان با مسئله پول درگیر بوده است اعتماد، فساد، کنترل و دستکاری.

بیت‌کوین تنها یک نوآوری فنی نیست.
پاسخی است به یکی از قدیمی‌ترین چالش‌های تاریخ بشر.

و امروز، ما در حال تماشای تکامل یک شکل جدید از پول هستیم به‌صورت زنده و در زمان واقعی.

هویت ساتوشی دیگر اهمیتی ندارد.

ایده او مهم است.

زیرا قدرت واقعی بیت‌کوین هرگز در خالق آن نبود،
بلکه در تصمیمی بود که خالق را بی‌اهمیت کرد.

ما همه ساتوشی هستیم.

ساتوشیبیت‌کوینساتوشی ناکاموتو
۱
۰
Ser
Ser
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید