ویرگول
ورودثبت نام
Ser
Ser
Ser
Ser
خواندن ۲ دقیقه·۱۲ روز پیش

وقتی که زنده‌ترین رسانه‌ٔ جهان، در سکوت می‌میرد, «اینترنت مرده»

"اینترنت مرده" (Dead Internet Theory)
"اینترنت مرده" (Dead Internet Theory)

ما هر روز ساعت‌ها در اینترنت هستیم. می‌خوانیم، می‌بینیم، لایک می‌کنیم، به اشتراک می‌گذاریم... اما آیا تا به حال به این فکر کرده‌اید که چقدر از این محتوا واقعاً انسانی است؟ نظریه‌ای به نام "اینترنت مرده" (Dead Internet Theory) تلاش می‌کند همین شک را در دل ما بکارد: شاید آنچه ما اینترنت می‌نامیم، دیگر آن رسانه‌ٔ زنده‌ٔ انسانی نیست که می‌شناختیم؛ بلکه پژواکی‌ست از محتوای تولیدشده توسط ماشین‌ها، الگوریتم‌ها و ساختارهای غیرشفاف قدرت.

نظریه اینترنت مرده

نظریه اینترنت مرده بر این باور است که از حدود سال‌های ۲۰۱۶ تا ۲۰۱۷، بخش قابل توجهی از اینترنت واقعی که توسط کاربران انسانی شکل می‌گرفت، به تدریج با شبکه‌ای از بات‌ها، الگوریتم‌های بازتولید محتوا، و اخیراً هوش‌های مصنوعی جایگزین شده است. آنچه امروز می‌خوانیم یا مشاهده می‌کنیم – از کامنت‌ها گرفته تا نقدها و حتی اخبار بیش از آن‌که بازتاب آگاهی انسانی باشد، ممکن است توسط سیستم‌هایی غیرانسانی تولید شده باشند که هدف‌شان نه حقیقت، بلکه مدیریت ادراک جمعی است.

وقتی سلیقه ما طراحی می‌شود

ما اغلب احساس می‌کنیم که "همه" درباره موضوعی خاص حرف می‌زنند. اما این حس، ممکن است تنها حاصل یک پژواک مصنوعی باشد. سیستمی که محتوای خاص را برجسته می‌کند، آن را از طریق بات‌ها و بازنشرهای برنامه‌ریزی‌شده تقویت می‌کند، و در نهایت حس «اجماع عمومی» را ایجاد می‌کند. در حالی که در واقع، این اجماع ممکن است چیزی نباشد جز یک طراحی الگوریتمی برای جلب توجه، تغییر نگرش، یا حتی تحمیل یک نوع خاص از احساس یا مصرف.

زوال حقیقت در عصر تولید انبوه محتوا

با ورود گسترده‌ٔ ابزارهای تولید متن، تصویر و ویدئو توسط هوش مصنوعی، ما اکنون با یک اقیانوس از داده‌ها مواجهیم. اما paradox (تناقض) اینجاست: هرچه داده بیشتر، حقیقت کم‌تر. در جهانی که در هر ثانیه میلیون‌ها محتوای "قابل باور" تولید می‌شود، تشخیص واقعیت از جعل، به چالشی وجودی بدل شده است. حقیقت دیگر به‌سادگی در دسترس نیست؛ بلکه باید آن را در دل تاریکی تکرارها و تقلیدها استخراج کرد.

در چنین زیست‌بومی، احساسات، باورها و حتی هویت‌ها نیز می‌توانند دستکاری شوند. وقتی آنچه می‌خوانیم و می‌بینیم نه بازتاب صادقانه‌ٔ جامعه، بلکه نتیجه‌ی اولویت‌های سیستماتیک هوش مصنوعی و قدرت‌های پشت آن است، آنگاه خطر شی‌وارگی انسان افزایش می‌یابد: ما دیگر فاعلانی فعال نیستیم، بلکه مصرف‌کنندگانی منفعل می‌شویم که خوراک فکری‌مان را سیستم انتخاب می‌کند.

اینترنت شاید "مرده" باشد، اما ما هنوز زنده‌ایم. هنوز می‌توانیم با بازاندیشی در شیوه مصرف محتوا، توسعه سواد رسانه‌ای، و بازگشت به پرسشگری فلسفی، از تبدیل‌شدن به مهره‌ای در بازی الگوریتم‌ها جلوگیری کنیم. اکنون بیش از هر زمان دیگری، نیازمند نگاهی نقادانه و تفکری مستقل هستیم.

هوش مصنوعیتولید محتواعصر دیجیتال
۳
۰
Ser
Ser
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید