دربارهٔ قطعهٔ «نیم» از سیاوش کامکار
ضمن اظهار شعف (و ابراز خرسندی و دیگر طرق مجاز برای اعلام سرور در مملکت گل و بلبلمان) از مواجهه با قطعهٔ فوقالعادهٔ «نیم»، به چند خاطر و دلیل [انشاءالله] موجه، مثل داشتن دو رباعی از شاعر مورد علاقهٔ کمتر قدر دیدهام سوزنی سمرقندی به عنوان متن، عرض شود که بیتوجهی به نیمهٔ مهجور ماندهٔ ادبِ فارسی، مطایبات (اعم از هجو و هزل و…) تنها به سبب کمذوق و خایگی حضراتِ جهانِ موسیقی ایرانی نیست به نظرم، بلکه حتما به کمعقل و مایگی تولیدکنندگان آثار شنیداریمان هم مربوط میشود.
صنعت سرگرمی نزدیکترین معادل امروزی مقولهٔ مطایبات است. در واقع بیتوجهی به مطایبه، بیتوجهی به موثرترین، پررونقترین و انسانمحورترین امر فرهنگی-اقتصادی-هنری جهان یعنی صنعت سرگرمی است. صنعتی که در مملکت ما به احتمال قریب به یقین به علت سیاستهای مذهبزدهٔ مستبدانه و ریاپرورانه و هنوز که هنوز است حتی بعد چهل و چند سال دورتر شدن از انقلاب ۵۷، پس از شلتر شدن افسار تمامیتخواهی به یمن شل شدن ارتباطات و ابزارآلات دستیابی به جهان نسبتا آزاد و… به جایگاه عادی پیشینش هم نرسیده چه رسد به جایگاه جهانیاش.
در این میان سیاوش کامکار، با خلق قطعۀ «نیم» و انتخاب متنی از سوزنی، به نوعی در برابر این جریان ایستاده و نشان داده که میتوان با تکیه بر میراث ادبی و موسیقایی پارسی، اثری خلق کرد که هم اصیل باشد و هم نوآور. این اثر، بهتنهایی، پاسخیست به کممایگی و بی خلاقیتی موجود در موزیک معاصر ایرانی منتسب به سنت.
پس خوشا فعالیت موزیسینِ رباعی از قرن ششم برگزیدهمان سیاوش کامکار که برگزیده خوب هم برگزیده از مهمترین شاعر هزال برگزیده از شیخ شوخ ادبیات فارسی حضرت سوزنی سمرقندی که هنوز حتی یک تصحیح کمی سالم هم از دیوانش در نیاوردهاند جنابان ادبا (و تازه هر دو تصحیح [/چاپ پر غلط] موجود هم حاصل لطف و سعی یک نفر است. یک نفر از این همه بقیه؛ بقیهای که علاوه بر اکثریت موجود بودنشان، در اسگل به نظر رسیدن هم شبیهاند به بزرگواران بیفرهنگ موسیقی ایران... ایران که لابد باید مظفرالدینشاهی بیاید چیزهاش به هم.