
سخنی از سر درد با زهرا خاجوی گلر تیم ملی/ قاسم سلگی
امروز صبح قبل از اینکه به سر کلاس برسم گوشیم باز کردم متوجه مصاحبه خانم خواجوی با امیر حسین قیاسی شدم که مجری از ایشان سوال کردند آيا شما نيچه رومیشناسید؟؟ گفت نه مگر نيچه زهرا خواجوی رو میشناسه 🫣
واقعیتش خیلی خجالت کشیدم نه اینکه دایره اطلاعات این خانم در این موقعیت وجایگاهی که قرار دارد و اطلاعات عمومیش در این حد محدود است، از این سخن ایشان خجالت کشیدم و مشمئز شدم که از سر نخوت و غرور گفتند مگر نيچه زهرای خواجوی رو میشناسه/ بله شاید کسی بپرسد مگه شناخت نيچه مهم است خیر شناختن یا نشناختن اصلا مهم نيست اما برای کسی که حداقل دیپلم دارد ، ندانستن فعل در جمله برای شخص دیپلمه میشود فاجعه ایشان هم اگر یکبار به ميدان انقلاب میرفتند حتما میدند کتابی از ایشان را یا چرا راه دور برویم در فضای مجازی هم اسم نيچه را نديده بودید؟؟ فقط کافی بود میگفتند نيچه فیلسوف است یا شخصیت غربی هست کار تمام بود کاش مشکل به اینجا ختم میشد ایشان حتی نتوانستند افساید که در حوزه تخصصی خودش هست را تعریف درستی ارائه بدهد و در قبل و بعد زدن توپ زبانش الکن بود یا از بس دایره لغاتش محدود بود که جمله در شهری کوچک بودم یا به دنیا آمدم، گفتن:(در شهر کوچک به وجود آمدم) البته بنده هم این خطا را حمل بر صحت میکنم میگم استرس داشتن و قطعی نمیشود گفت بلد نبود
ولی جامعه هنری و ورزشی ما واقعا اطلاعات عمومی این قشر این جماعت تأثیر گذار در حدی مشمئز کننده و زننده و خجالت آور است که باید مسیر خود صرفآ به یک شاخه محدود نکنند. چند مثال ببينيد:
دکتر علی رضا بیرانوند دو تا اسم اقیانوس و قاره نمیدونست
آرون افشار خود ش خواننده هست اما پاواروتی بزرگترین خواننده های موسيقي تاریخ موسیقی رو نشناخت
خانم سحرقریشی بزرگترین کارگردان جهانی ورد کاپرلا و آل پاچینو نمیشناسه
اینجاست که باید بر جامعه ورزشی و هنری گریست که الگو جوانان ما شده اند.
عالمی را یک سخن ویران کند // روبهان مرده را شیران کند
