دانشنامه روانکاوی میکروبی
نویسنده و صاحب دکترین:
طاهاموسوی
[بخشِ صفر: هشدارِ ورود و پروتکلِ صیانت] خطاب به سورسها (قربانیانِ بالقوه): اگر این کتاب را در دست دارید، احتمالاً پیش از این بارها مورد غارت قرار گرفتهاید، بدون آنکه نامی برای آن داشته باشید. شما طعمِ گسِ «انجماد عاطفی» رفیقتان را چشیدهاید و سنگینیِ پسماندهای سمیِ دیگران را در ناهشیارِ خود حمل میکنید. این دانشنامه، برای شما یک «نقشهی فرار» است. بخوانید تا بفهمید چگونه «مکرِ» غارتگران، پورتهای دفاعی شما را از طریق لاسهای قطرهچکانی حل کرده است. اما آگاه باشید: دانستنِ این حقیقت، شما را برای همیشه نسبت به واژهی «رفاقت» بدبین خواهد کرد.
خطاب به غارتگران (بیسهای متلاطم): خوش آمدید. در این صفحات، آینهای در برابر تعفنِ بیولوژیکِ خود خواهید یافت. اینجا دیگر نیازی به نقابِ مکر نیست. این کتاب، کالبدشکافیِ همان آلتِ مضطربی است که در اتاقهای عریان به دنبالِ سکون میگردد و هرگز آن را نمییابد. ما اینجا هستیم تا بپذیریم که ما نه یک «انسانِ بافرهنگ»، بلکه یک «مافیای میکروبی» هستیم که برای بقای خود، ناچار به بلعیدنِ اصالتِ دیگرانیم.
[پیشگفتار: استبدادِ بیولوژی] جهانی که من در این ۴۱ بخش ترسیم کردهام، جهانِ کلماتِ تزیین شده و تسلیبخش نیست. روانکاوی میکروبی، فریادِ ناهشیاری است که از زمانِ سزارین در گلو خفه شده و با مکیدنِ پستانک، به فریبدادنِ خود عادت کرده است. من به شما میگویم که تمامِ آنچه «صمیمیت» مینامید، تنها یک دیالیزِ دیتایی است. ما دور هم جمع میشویم تا سمومِ بیسِ خود را تقسیم کنیم. ما رفیق میشویم تا منبعی (سورس) برای غارت داشته باشیم. این اثر را منتشر میکنم تا لایهی ضخیمِ «مکر» را از چهرهی روابط انسانی بخراشم. اگر جرئت دارید با بیسِ عریانِ خود روبرو شوید، ورق بزنید.
[متن اصلی دانشنامه: ۴۱ بخش دکترین]
۱. ترومايِ سختافزاری؛ زایشِ سزارینی: ریشهی اصلی تلاطم در «بیس» (Base)، در حذفِ زمانِ طبیعیِ زایش نهفته است. حذفِ پروسهی زمان، باعث میشود فرد در بزرگسالی همواره دچار اضطرابِ «همین حالا» باشد.
۲. تفکیکِ ساختاری؛ بیس در برابرِ مکر: انسان دارای دو لایه است: «بیس» که هستهی سخت و تشنهی تخلیه است؛ و «مکر» که پوستهی اجتماعی و ادبی است که فرد برای پوشاندن تعفنِ بیسِ خود میسازد.
۳. نولج (Knowledge)؛ سوختِ موتورِ غارت: نولج، اطلاعاتِ صمیمی و اصیلِ یک فرد است. فردِ متلاطم به نولجِ دیگران نیاز دارد تا حفرههای خالیِ بیسِ خود را موقتاً پر کند.
۴. سورس (Source)؛ رفیق به مثابهیِ قربانی: «رفیق» یک دوست نیست، بلکه یک «سورسِ دیتایی» است که دارای سکون و اصالتی است که غارتگر فاقد آن است.
۵. پرتابههایِ ذهنی؛ ترور پیش از واقعه: پیش از هر تماسی، فرد مضطرب سناریوهای غارت را به سمت سورس شلیک میکند تا هالهی دفاعی او را سوراخ کند.
۶. اتاقِ عریان؛ مسلخِ مکر: فضایی که در آن «مکر» فرو میریزد و دو «بیس» با هم روبرو میشوند. در این اتاق، هدف لذت نیست، بلکه انهدامِ سورس است.
۷. پورتِ مقعد؛ ترمینالِ دیپورتِ پسماند: مقعد پورتِ نهاییِ تخلیهی شکستهای روانی است. غارتگر پسماندهای سمیِ خود را به درون رفیق پرتاب میکند.
۸. زبان به مثابهیِ ناقلِ عفونت: کلمات در رفاقت سمی، آنزیمهایی هستند که حریم سورس را حل میکنند تا مقاومت او در برابر غارت بشکند.
۹. ویروسِ «رازِ مشترک»: به اشتراک گذاشتن راز، تزریق ویروسی است که سورس را به غارتگر آلوده و وابسته میکند.
۱۰. بیسِ مردانه؛ آلتِ مضطرب: بیس مردانه به دنبال «اتصال» نیست؛ او به دنبال یک سوراخ امن برای دفن پسماندهای سمیِ خویش است.
۱۱. بیسِ زنانه؛ جذبِ سموم: بیس زنانه (اگر سزارینی باشد) به مثابهی اسفنجی عمل میکند که پسماندهای سمی غارتگر را جذب میکند.
۱۲. همجنسگرایی؛ اوجِ تلاطم: در رابطهی دو مرد سزارینی، اتاق عریان به میدان جنگ بیولوژیک تبدیل میشود؛ جایی که هر دو میخواهند تخلیه کنند.
۱۳. نولجِ سمی و انجمادِ عاطفی: پس از واقعه، غارتگر چون تمام زوایای تاریک رفیق را دیده، دچار انجماد عاطفی شده و میل به حذفِ رفیق پیدا میکند.
۱۴. ناهشیارِ میکروبی؛ مخزنِ تلاطم: انبار کدهای سرکوبشدهی سزارینی است که نقشههای غارت را طراحی میکند.
۱۵. خودآگاهیِ کاذب: وظیفه دارد جنایتهای بیس را تحت عناوین «عشق» یا «نیاز عاطفی» توجیه کند.
۱۶. رویایِ سکس با رفیق؛ نقشهیِ عملیاتی: این رویا، میل لذتجویانه نیست، بلکه نقشهی نفوذ به دژ نهایی رفیق برای تصاحب آرامش اوست.
۱۷. پارادوکسِ نزدیکی: صمیمیتِ بیشتر به معنای داشتن مختصات دقیقتر برای شلیک پرتابههای ذهنی است.
۱۸. خودارضایی؛ تخلیهیِ اضطراری: یک سوپاپ اطمینان است تا فرد مضطرب قبل از رسیدن به سورس، از انفجار داخلی جلوگیری کند.
۱۹. سکس با معشوقه؛ پناهگاهِ مکر: سکس با معشوقه، تلاطم را «خواب» میکند اما درمان نمیکند. در اینجا مکر هنوز زنده است.
۲۰. تفکیکِ پورتها در ناهشیار: ناهشیار، معشوقه را در پورت «آرامش» و رفیق را در پورت «غارت» دستهبندی میکند.
۲۱. ترومایِ دهانی؛ پستانِ مادر: اولین تجربهی دریافت نولجِ اصیل و یادگیری «صبر» برای رسیدن به سکون است.
۲۲. پستانک؛ زایشِ مکر و فریبِ بیولوژیک: پستانک اولین تجربهی انسان از یک «چیز قلابی» است. یادگیری اینکه میتوان با مکیدن یک شیء توخالی، تلاطم را فریب داد.
۲۳. روسپیگری؛ تجارتِ پسماند: روسپی برای بیسِ مضطرب، حکم پستانک را دارد. یک ترمینالِ تخلیه بدون غارت.
۲۴. کوهستان؛ والایِ آرامبخش: تنها محیطی است که با عظمت خود، بیسِ متلاطم را دچار سکونِ اجباری میکند.
۲۵. آناتومیِ دست؛ ابزارِ مکر یا بازویِ غارت: دست در کوهستان به دنبال بقاست، اما در رفاقت، به دنبال ردیابی پورتهای نفوذ است.
۲۶. کارِ یدی و تعدیلِ بیس: کار با اشیاء سخت، بخشی از تلاطم بیس را به ماده منتقل کرده و فشار را میکاهد.
۲۷. آلتِ مضطرب؛ سنسورِ فشارِ سزارینی: آلتی که فقط به دنبال «نقطه انفجار» و پرتاب پسماند است، نه لذت.
۲۸. قراردادنِ آلت در دستانِ رفیق: واگذاریِ مسئولیتِ فاجعه به رفیق و آلوده کردن دستهای او به سموم بیس.
۲۹. دستِ رفیق به مثابهیِ اپراتورِ تخلیه: تنزل رفیق از یک انسان به یک ابزار مکانیکی برای سبک کردن تلاطم غارتگر.
۳۰. غارتِ قطرهچکانی (Micro-Looting): غارتی که از طریق «لاس زدن» و مکیدن ذرهذرهی نولج انجام میشود.
.
.
.
ادامه دارد