
اختلال یادگیری در حوزه خواندن، که اغلب با عنوان نارساخوانی (Dyslexia) شناخته میشود، یکی از رایجترین انواع اختلالات یادگیری است. این اختلال بر توانایی فرد در تشخیص کلمات، تلفظ صحیح، درک متن و روانخوانی تأثیر میگذارد. در حالی که هوش کلی دانشآموز طبیعی یا حتی بالاتر از میانگین است، عملکرد خواندن پایینتر از سطح سنی یا تحصیلی مورد انتظار قرار دارد.
اختلال خواندن نوعی ناتوانی خاص در پردازش اطلاعات زبانی است که باعث میشود فرد در رمزگشایی واژهها، درک ساختار صداها و تشخیص سریع کلمات مشکل داشته باشد. طبق DSM-5، این اختلال زیرمجموعهای از «اختلالهای خاص یادگیری» است و باید حداقل به مدت شش ماه در شرایط آموزش کافی وجود داشته باشد تا بهعنوان اختلال شناخته شود.
گاهی کودکان بهصورت موقت در خواندن مشکل دارند که معمولاً با تمرین و حمایت رفع میشود. اما در اختلال خواندن، ضعف در پردازش واجی و حافظه کاری وجود دارد و بدون مداخله تخصصی پیشرفت رخ نمیدهد.
شایعترین نوع اختلال است و معمولاً با مشکلات در تشخیص و ترکیب صداها، معکوسنویسی حروف (مثل «ب» بهجای «د») و ضعف در روانخوانی همراه است.
دانشآموز میتواند متن را بخواند اما معنای آن را درک نمیکند. ضعف در مهارتهای زبانی و حافظه فعال در این گروه شایع است.
در این نوع، کودک واژهها را درست میخواند ولی بسیار کند و بیوقفه. این موضوع باعث خستگی و کاهش انگیزه مطالعه میشود.
تحقیقات نشان میدهد که نارساخوانی معمولاً ریشه ژنتیکی دارد و در ساختار مغزی نواحی پردازش زبان تفاوتهایی مشاهده میشود.
کمبود فرصت برای مواجهه با کتاب، آموزش ناکافی یا روش تدریس غیرموثر میتواند به تقویت نشانههای اختلال کمک کند.
زبانهایی که ساختار واجی پیچیدهتری دارند (مانند فارسی یا انگلیسی) میزان بروز اختلال خواندن را بیشتر نشان میدهند.
تأخیر در یادگیری حروف الفبا
مشکل در تشخیص قافیه یا صدای آغازین کلمات
ناتوانی در بهیادسپاری توالی حروف
کندی در خواندن متون ساده
اشتباهات مکرر در تلفظ یا حذف حروف
بیمیلی نسبت به خواندن و نوشتن
ضعف در درک متون درسی
اجتناب از خواندن در جمع
پایین بودن اعتماد بهنفس تحصیلی
آزمونهایی مانند آزمون هوش وکسلر (WISC-V) و آزمون نارساخوانی شفیعآبادی در ایران برای ارزیابی دقیق استفاده میشوند.
معلمان نقش کلیدی در شناسایی اولیه دارند. روانشناس آموزشی از طریق ارزیابیهای عصبروانشناختی، تشخیص قطعی را انجام میدهد.
استفاده از روشهایی مانند برنامه اورتون–گیلینگهام که از بینایی، شنوایی و حرکت برای آموزش همزمان استفاده میکند، بسیار مؤثر است.
نرمافزارهایی مانند Ghotit یا Kurzweil 3000 با خواندن متن و تصحیح تلفظ، مهارتهای خواندن را تقویت میکنند.
تقسیم متن به بخشهای کوتاهتر
تمرکز بر واژههای پرتکرار
استفاده از بازیهای زبانی
مطالعه روزانه با کودک، تشویق به تلاش بهجای نتیجه و اجتناب از مقایسه با دیگران ضروری است.
والدین باید با معلم، گفتاردرمانگر و روانشناس همکاری مستمر داشته باشند تا برنامه آموزشی یکپارچه حفظ شود.
۱. آیا اختلال خواندن قابل درمان است؟
بهطور کامل خیر، اما با آموزشهای تخصصی و زودهنگام میتوان مهارت خواندن را به سطح مطلوب رساند.
۲. از چه سنی میتوان تشخیص را آغاز کرد؟
از اواخر پیشدبستان تا پایه دوم ابتدایی بهترین زمان تشخیص است.
۳. آیا هوش پایین باعث اختلال خواندن میشود؟
خیر، بیشتر مبتلایان هوش طبیعی یا بالاتر دارند.
۴. آیا گفتاردرمانی مفید است؟
بله، گفتاردرمانی در بهبود مهارت واجشناسی و درک شنیداری مؤثر است.
۵. چگونه معلم میتواند کمک کند؟
با طراحی تکالیف متناسب، بازخورد مثبت، و استفاده از ابزارهای دیداری و شنیداری.
۶. آیا اختلال خواندن با اضطراب رابطه دارد؟
بله، اضطراب عملکردی میتواند نشانهها را تشدید کند.
اختلال یادگیری در حوزه خواندن چالشی پایدار اما قابل مدیریت است. آگاهی، مداخله زودهنگام، و همکاری میان خانواده و مدرسه، مسیر یادگیری کودک را تسهیل میکند.