ویرگول
ورودثبت نام
Tezman
Tezmanتازه شروع کردم به نوشتن امیدوارم بتوانم کمکی باشم برای بقیه آدم ها ،سعی میکنم به صورت روزمره چیزایی که بلدم رو بنویسم
Tezman
Tezman
خواندن ۵ دقیقه·۱۰ ساعت پیش

همه جا که بنبست نیست؟هست؟

خب با این جمله مواجهیم که (نیمه پر لیوان رو ببین) و جواب درخور، اینگونه میشه که : ..یدن تو لیوان میگن نیمه پرش رو ببین! اما ازونجایی که در نومیدی بسی امیدست میپردازیم به نمیدانم چی:

تو سختیا ساخته میشیم. انسانیم اومدیم زجر بکشیم بریم . (خلاصه تاریخ تمام انسان ها:آمدند، زجر کشیدند،رفتند)

خوبی نوشتن اینه که خشم ، تنفر و نفرتت رو از ذهنت میاری بیرون و به کلمه تبدیل میکنی.

آرامش میگیری و بعد از دریافت بازخورد از کسانی که نوشته ات رو خوانده اند احساس بهتری پیدا میکنی(حتی فقط با یک لایک).

خب تو این فضای پر از محدودیت ، ما همچنان اینجا هم رو داریم ، نوشته هایی که میخونیم ، درک میکنیم، میپسندیم و به سختی با دور زدن های فراوان نظر میدیم و یا جواب میدیم . گاهی مجبور میشیم برای جواب دادن یک نوشته جدید منتشر کنیم .هوای هم رو داریم مثلا میدونیم تو این شرایط اگر متنی عضو انتشارات باشد قابلیت های بیشتری دارد و کمک میکنیم این اتفاق بیوفته.

(یکم عذرخواهی از ادبیات و جمله بندی ضعیف بنده ، در فردای رفع محدودیت تلاش میکنم ادبیاتم رو با تحقیقات بهتر کنم)

حالا چرا این متن رو دارم مینویسم؟

یه جوجه برنامه نویسه دانشجو ام که رشتم هیچ ربطی به برنامه نویسی نداره ، بیشتر علاقه مندم به کدنویسی و سرک کشیدن تو هرچیز نرم افزاری .

خب اندکی cppبلدم و کمی بیشتر پایتون (به زبان های دیگه ام نوک زدم).

توی این شرایط عملا به کتابخونه های پایتون دسترسی نداریم(بنبست) و نمیشه استفاده کرد، چت جی پی تی قفله (بنبست)، کولب قفله (بنبست)و کار روی هوش مصنوعی هم قفله(بنبست).

کلی متن منتشر کردید از هوش مصنوعی لوکال ، خب یه راهکار خوب (یک غیر بنبست). هرچند که خیلی نمیشه روش حساب کرد . اما میشه توی اون 20 دقیقه انتظار برای جواب پراپمت کارای دیگه کرد . مثلا یه چای ریختن.

برای مشکل پایتون کلی چیز جدید گفتید که میشه ازش استفاده کرد و کتابخونه هارو دریافت کرد. (یک غیر بنبست دیگه). و برای منه جوجه برنامه نویس جواب بود.

اما باز به بنبست خوردم ، من که بلد نیستم از همه کتابخونه ها استفاده کنم ، باید داکیومنت بخونم، کو؟کجا؟چجوری؟(یک بنبسته دیگه).پس مجدد آموزش دیدنم متوقف میشه .

چت، هیچ جا هیچ جوره نداریم و هرطوری بود هرجایی که میشد نوشت بسته س (پرانتزِ حاوی بنبستِ مشروط ، چون ویرگول هست :) )دوتا اپ پیدا کردم یکیش همسریابیه :/ و یکی اپ بازی که اونجا جای چت داره و تو این دوروزی که دارمش پیام ها میره اما فقط خودمم و خودم و دردی رو درمان نمیکنه .

توی این شرایط گفتم بشینم لینوکس یادبگیرم (کمی اوبونتو بلدم اما دوست دارم کالی رو تست کنم) خب با اولین اموزش مقدماتی از فرادرس شروع کردم. با نام و یاد خدای بزرگ قسمت اول رو استارت میزنیم به دقیقه 2 میرسیم از نحوه نصب کالی (من از سافت98 و مدرس: مهدی مهدیانی از سایت اصلی کالی فایل ایزو رو دانلود میکنیم) تا اینجا که عالی دور زدم میرسیم به دقیقه 6 که دوتا تیک داریم اینجا، که مدرس میگه حتما بزن و منتظر بمون تا پکیج رو از اینترنت دانلود کنه .بنازم بنبست بعدی پرانتزم نمیخوام .

بزاریم کنار اینو اصلا نباید تو این کوچه میومدم حقیقتا لینوکسه و ساعتی دوبار نزنی sudo apt update امکان ادامه نداری ، یهو دیدی ری استارت کردی و دیگه بالانیومد.(دیدم که میگم)تا اینجا که دارم تلاش میکنم یه کوچه ای بنبست نباشه اما فهمیدم کلا این خیابون رو نباید میومدم.

توی پستاتون درمورد کتاب خوندن دارید میگید و این خیلی خوبه که کتاب خوانید و میونه خوبی باش دارید.من خیلی تلاش کردم با کتاب دوست باشم اما گاهی لای کلمات حوصلم سر میره.البته که دست از تلاش نمیکشم چون حوزه کتاب هیچوقت بنبست نمیشه(مگر اینکه کتاب زرد باشه).

توی پستایی که میزارید اونایی که توی این نا امیدی دارن خودسازی میکنن و سعی میکنن ادم بهتری باشه واقعا دمتون گرمه ، کلی درس گرفتم ازتون .

هیچ امیدی نیست قبول ، خفقان ، ترس و همه ی افکار بد هست اون هم قبول اما سوال ، کاری از دستم برمیاد؟کاری میتونم کنم؟

اگر جواب اره س انجام بده ، اگر عواقب رو نمیتونی بپذیری جواب رو به نه تغییر بده و اگر میپذیری پس ناامیدی معنی نداره چون کاری میتونی کنی واسه شرایط و عواقب هم پذیرفتی.

اگر جواب نه هست پس نا امیدی فایده ای نداره ، این خودخوری و اضطراب بیشتر از همه به خودت ضربه میزنه و تو خودت رو واسه آینده لازم داری حتی اگر آینده ای درکار نباشه .

ازتون امیدواری یادگرفتم . امیددارم و توی سخت ترین شرایط میتونم ادامه بدم. راضی نیستم به شرایط و شرایط رو نپپذیرفتم ، کنار نیومدم و فقط دارم ادامه میدم برای شرایط بهتر .

پایان نامه تعطیله ، تحقیقات تعطیله ، سرچ جستجو وکسب علم از طریق نت تعطیله ، لایبرری پایتون وصل ولی بدون داکیومنت واسه من تعطیله .

و دارم اشپزی یاد میگیرم :) . کارای بنایی و کارگری :))) کلی ام لذت بخشه XD انگار باشگاه رفتم و تمام بدنم از خستگی درد میکنه ، لحیم کاری میکنم بورد تعمیر میکنم ، لامپای سوخته رو تعمیر میکنم. کدنویسی اردوینو انجام میدم وخلاصه توی شرایطی که پر از نفرتم و کاری از دستم برنمیاد دارم ادامه میدم.

هیچی ، همین.

شاید فقط ذهنم رو خالی کردم یا بلند بلند فکر کردم.نه . بلند بلند فکر کردنمو تایپ کردم :) . درواقع نیمه پر لیوان پر از کثافته اما نیمه خالی لیوان هنوز تمیزه :/ .

جالبه که نوشتن در حالت تایپ با سیستم برای من تاثیر همون نوشتن با مداد و خودکار رو داره. با این تفاوت کن وقتی رو کاغذ مینویسم یا مچاله میکنم دورمیریزم یا یه گوشه نگه میدارم برای خودم و الان دو دلم که این پست رو منتشر کنم یا نه؟

آیا منتشر کنم؟ اگر جوابتون نه عه که خب نه عه دیگه چشم منتشر نمیکنم ، بگید نکنم.

نمیدونم بانوشتن این متن چیزی بهتون اضافه کردم یا فقط وقتتون روتلف کردم اما ممنونم که وقت گذاشتید و خوندید.

سعی میکنم ادبی تر بنویسم .مثلا (اگر جوابتون نه عه ) رو باید بنویسم (اگر جوابتون نه هست یا نه میباشد یا منفیه)

نه عه ینی چی . چجوری ، نه است یا نه هست توی محاوره میشه نه عه؟

چقد حرف زدم . خدایارو نگه دار.

اخ یادم رفت یه عکسی چیزی بزارم.(چشم ، بگذارم)

پایان نامهجدیداینترنتامید
۹
۰
Tezman
Tezman
تازه شروع کردم به نوشتن امیدوارم بتوانم کمکی باشم برای بقیه آدم ها ،سعی میکنم به صورت روزمره چیزایی که بلدم رو بنویسم
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید