
پشت رئیسجمهور روسیه به دیوار رسیده است. این امر او را خطرناکتر میکند.
نویسنده: دیوید ایگناتیوس (ستوننویس واشنگتنپست) ۱۷ آوریل ۲۰۲۶
ولادیمیر پوتین، رئیسجمهور روسیه، که همواره نسبت به دشمنانش دچار پارانویا (بدبینی افراطی) است، ممکن است در بهار امسال احساس کند که در تنگنا قرار گرفته و گیر افتاده است. ارتش او بهرغم دادن تلفات عظیم، در اوکراین در وضعیت بنبست قرار دارد. به نظر میرسد او در کمک به ایران، یکی از معدود متحدانش، ناتوان است. و بهترین دوستش در اروپا، ویکتور اوربان از مجارستان، بهتازگی کنار گذاشته شده است.
احتمالاً مشکلات بدتری در پیش است. اقتصاد روسیه، بهرغم یک سود ناگهانی و گذرا ناشی از جهش قیمت نفت، آشفته است. کشورهای اروپایی با استقرار نیروهای ناتو از «دریای سفید» در قطب شمال تا «دریای سیاه» در جنوب، در حال قویتر و خشمگینتر شدن هستند. و جنگ اوکراین با شانس کمی برای پیروزی قاطعانهای که پوتین تشنه آن است، بهکندی و با فرسایش پیش میرود.
اگر شما جای پوتین بودید و تا این حد احساس درگیری و محاصره میکردید، ممکن بود حتی در حالی که در اوکراین بهسختی پیش میروید، به فکر جنگ بعدی — علیه اروپا — بیفتید. حتی ممکن بود با خود فکر کنید که آیا زمان حمله باید بهزودی فرا برسد؟ پیش از آنکه کشورهای اروپایی کاملاً تجدید قوا و تسلیحات کنند، پیش از آنکه اوکراین سلاحهای جدیدی بسازد که بتوانند به عمق بیشتری از خاک روسیه برسند، و در حالی که رفیق شما، پرزیدنت دونالد ترامپ، در کاخ سفید است و با ناتو مانند یک «کیسهبوکس» رفتار میکند.
چشمانداز دلهرهآورِ درگیری آینده میان روسیه و اروپا، موضوع مطالعهای مهم اما کمتر دیدهشده است که در ماه مارس توسط یوجین رومر (افسر سابق اطلاعات ملی آمریکا در امور روسیه و عضو ارشد فعلی بنیاد کارنگی برای صلح بینالمللی) منتشر شد. عنوان این گزارش پیام آن را خلاصه میکند: «متخاصم و گرفتار: روسیه پس از جنگ با اوکراین».
هشدار صریح رومر این است: «روسیه پس از حمله به اوکراین با بهانه واهیِ نیاز به تأمین امنیت جناح غربی خود، اکنون در آستانه خروج از این جنگ با امنیتی کمتر، کینهای بیشتر و تهدیدی بزرگتر برای اروپا نسبت به پیش از جنگ قرار دارد. ادراکات تهدیدآمیز این کشور سایه بلندی بر سر اروپا خواهد انداخت.»
رومر و همکارانش در بنیاد کارنگی در مصاحبههای این هفته توضیح دادند که چرا چالش امنیتیِ پایدار برای غرب، بهرغم هرجومرج ناشی از درگیری ایران، همچنان جنگ اوکراین است. رومر به من گفت: «من بر این باور عمیق استوارم که اروپا مهمترین صحنه برای روسیه است. انرژی پوتین در آنجا متمرکز خواهد شد.» او گفت تا زمانی که پوتین زنده است، اوکراین یک «کار ناتمام» باقی خواهد ماند.
مایکل کوفمن، یکی دیگر از اعضای ارشد کارنگی و شاید آگاهترین تحلیلگر نظامی درگیری اوکراین، خاطرنشان کرد که روسیه نتوانست به پیشرفتهایی که سال گذشته به دنبالش بود دست یابد و سال ۲۰۲۶ را نیز بد آغاز کرده است. این کشور در ماه مارس متحمل ۳۰ تا ۳۵ هزار کشته و مجروحِ وخیم شد که احتمالاً از نرخ جایگزینی ماهانه نیروهایش بیشتر است. کوفمن گفت: «امسال پوتین برای حفظ همان سرعتِ سال گذشته با مشکل مواجه خواهد شد.»
اوکراین دقیقاً به این دلیل پوتین را تهدید میکند که میخواهد بخشی از اروپا باشد. این امر اوکراین را به نوکِ چیزی تبدیل میکند که پوتین آن را «نیزه اروپا» میبیند. رومر مینویسد: «از دیدگاه کرملین، همانطور که بارها توسط مقامات ارشد روسیه بیان شده، اروپا با روسیه در جنگ است.» در حالی که پوتین کارزار «ترکیبی» (Hybrid) از خرابکاریهای پنهان علیه متحدان اوکراین را پیش میبرد، اروپا در حال دریافت این پیام است. مارک روته، دبیرکل ناتو، سال گذشته در سخنرانی خود در لندن هشدار داد که روسیه «ممکن است ظرف پنج سال آینده آماده استفاده از نیروی نظامی علیه ناتو باشد.» روته گفت: «بیایید خودمان را فریب ندهیم، ما اکنون همگی در جناح شرقی هستیم.»
روسیه این هفته فشار خود بر اروپا را افزایش داد و وزارت دفاع این کشور هشدار داد که میتواند به کشورهای اروپایی تأمینکننده پهپاد برای اوکراین (گروهی که شامل آلمان، بریتانیا، سوئد، ایتالیا و هلند میشود) حمله کند. روسیه با لحنی تهدیدآمیز غرید که اروپاییها باید «آدرس و مکان» شرکتهای تأمینکننده این پهپادها را بررسی کنند.
دیمیتری مدودف، رئیسجمهور پیشین روسیه که اکنون به نظر میرسد تخصصش «شمشیر کشیدن و قدرتنمایی» است، با لحنی تهدیدآمیز در شبکه اجتماعی ایکس (X) نوشت که بیانیه وزارت دفاع بهمنزله فهرستی از اهداف است: «اینکه چه زمانی حملات به یک واقعیت تبدیل میشوند، به اتفاقات بعدی بستگی دارد. خوب بخوابید، شرکای اروپایی!»
همانطور که تهاجم پوتین به اوکراین نشان داد، او یک ریسکپذیر است. چه میشود اگر او به این نتیجه برسد که پنجره فرصتش برای به چالش کشیدن ناتو و تحمیل یک نظم جدید در حال بسته شدن است؟ رومر در شومترین بخش گزارش خود مینویسد: «اگر پوتین واقعاً قصد دارد چشمانداز امنیتی خود از اروپا را بر این قاره تحمیل کند، ممکن است به این نتیجه برسد که زمان به نفع او نیست (زیرا اروپا در حال مسابقه برای تجدید تسلیحات است) و برای نشان دادن اینکه ماده ۵ ناتو [دفاع دستهجمعی] اساساً یک بندِ مرده و بیاثر است، حملهای علیه یک همسایه در حوزه بالتیک ترتیب دهد.»
اگر پوتین به یک کشور اروپایی حمله کند، ترامپ چه خواهد کرد؟ برای من، این ترسناکترین سؤال است. ترامپ آنقدر وقت خود را صرف بدگویی از ناتو میکند که اروپاییها از همین حالا به اعتبار تضمینهای امنیتی آمریکا شک دارند. آخرین حملات لفظی او علیه ناتو بر روی امتناع این ائتلاف از کمک به ایالات متحده و اسرائیل در جنگ ایران متمرکز بوده است. پیش از سفر روته به واشنگتن در ماه جاری، ترامپ ناتو را یک «ببر کاغذی» خواند که «پوتین از آن نمیترسد.»
دولت ترامپ حتی طفرهروی و دوپهلویی خود را مکتوب کرده است. «استراتژی امنیت ملی» منتشرشده در ماه نوامبر، بر لزوم بیطرفی و حفظ تعادل توسط آمریکا در قبال خصومتِ فزاینده میان روسیه و اروپا استدلال کرد. در این سند آمده است: «مدیریت روابط اروپا با روسیه نیازمند تعامل دیپلماتیک قابلتوجه ایالات متحده است؛ هم برای برقراری مجدد شرایط ثبات استراتژیک در سراسر پهنه خشکی اوراسیا، و هم برای کاهش خطر درگیری میان روسیه و کشورهای اروپایی.» جای تعجب نیست که اروپاییها نگراناند.
یکی از غیرقابلبخششترین کارهایی که ترامپ میتواند در سیاست خارجی انجام دهد، رها کردن متحدان اروپایی آمریکا در ناتو در لحظهای است که آنها با تهدیدی فزاینده و آشکار از سوی مسکو روبهرو هستند. همانطور که رومر مینویسد: «یک طلاق ترانسآتلانتیک پیش از آنکه اروپا دفاع متعارف خود را تقویت کند و مشکل بازدارندگی در برابر تهدیدات هستهای روسیه را بدون چتر هستهای آمریکا حل کند، پنجره فرصتی برای ولادیمیر پوتین ایجاد خواهد کرد تا جاهطلبیهای خود را دنبال کند.»
اروپا در دل شب صدای آژیر خطر را میشنود. ترامپ چنان غرق در فهرست گلایههای ضد ناتویِ خود است که به نظر میرسد نسبت به آنچه میتواند بزرگترین بحران دوران ریاستجمهوریاش باشد، ناشنواست. اگر روزی مورخان بپرسند: «چه کسی اروپا را از دست داد؟»، مشاوران امنیت ملیِ منفعل و بیتفاوتِ ترامپ در پاسخ چه خواهند گفت؟