
«این اقدام قوانین بینالمللی را بیش از پیش تضعیف کرده و میتواند به درگیریهای جدیدی منجر شود».
اکونومیست | ۱۳ آوریل ۲۰۲۶
زمانی که ایالات متحده و اسرائیل در ۲۸ فوریه جنگ خود را آغاز کردند، بسیاری انتظار داشتند که ایران مسیر کشتیرانی در تنگه هرمز را مسدود کند. اما کمتر کسی پیشبینی میکرد که با گذشت کمتر از دو ماه، دونالد ترامپ محاصره ویژه خود را اعمال کند و تردد به مقصد یا از مبدأ بنادر و سواحل ایران را هدف قرار دهد؛ طرحی که از ۱۳ آوریل اجرایی شد. آقای ترامپ امیدوار است «خفقان اقتصادی» بتواند ایران را به گشایش تنگه وادارد؛ جایی که بمبها در آن ناکام ماندهاند. این قماری است که میتواند بحران جهانی انرژی را تشدید کرده و به تنشهای تازهای منجر شود.
منطق آمریکا ساده است: تهدیدات ایران تردد نفتکشها از هرمز را بهشدت کاهش داده است، اما ایران همچنان به صادرات نفت خود، ولو در مقادیر کمتر، ادامه میدهد. همچنین ایران به برخی کشتیها اجازه عبور داده است، مشروط بر اینکه مبالغی را پرداخت کنند. پیام ترامپ روشن است: اگر محمولههای بیطرف نمیتوانند بدون مانع عبور کنند، محمولههای ایران هم نخواهند توانست.
مارک مونتگومری، دریادار بازنشسته، میگوید جنبه نظامی این طرح «کاملاً عملی» است. آمریکا میتواند بهسادگی وارد کشتیها شده و آنها را توقیف کند. او میافزاید: «لازم نیست هر کشتیای را بگیرید؛ فقط کافی است به تعداد کافی کشتی توقیف کنید تا پیام منتقل شود.»
ابعاد اقتصادی و سیاسی ماجرا پیچیدهتر است. هدف ظاهراً قطع شریان حیاتی اقتصاد ایران و واداشتن رژیم به دادن امتیاز در مذاکرات صلح، بهویژه در مورد برنامه هستهای است. در تئوری، ایران آسیبپذیر است. ارنست سنسیه از مؤسسه دادهکاوی «ورتکسا»، تخمین میزند که با توجه به ذخایر فعلی نفت خام، ایران ممکن است ظرف ۱۰ تا ۲۰ روز پس از آغاز یک محاصره کامل و مؤثر، مجبور به توقف تولید شود.
رابین بروکس از اندیشکده بروکینگز استدلال میکند: «با فروپاشی صادرات نفت ایران، پولی برای واردات باقی نخواهد ماند؛ در نتیجه فعالیتهای اقتصادی متوقف شده، پول ملی در مارپیچ سقوط ارزش قرار میگیرد و ابرتورم رخ خواهد داد. تردیدی ندارم که این وضعیت مقامات ایران را با حسن نیت به میز مذاکره خواهد کشاند.»
با این حال، دیگران چندان مطمئن نیستند. اسفندیار باتمانقلیچ، مدیر اجرایی اندیشکده «بورس و بازار»، میگوید ایران احتمال اختلال در صادرات نفت خود را پیشبینی کرده بود. این کشور میتواند با چاپ پول، فروش حدود ۱۰۰ میلیون بشکه نفت ذخیرهشده روی آب در نزدیکی مالزی و چین، و دریافت اعتبارات غیررسمی از تأمینکنندگان واردات، احتمالاً تا ۶ ماه فشار را تحمل کند.
در این میان دو پرسش بزرگ باقی میماند: ۱. تأثیر بر بازارهای انرژی: حذف تولید ایران به تنهایی فاجعهبار نیست، اما وقتی با حجم عظیم منابع خلیجفارس که در تنگه نیمهبسته گرفتار شدهاند جمع شود، ابعاد بحران گستردهتر میشود. با متزلزل شدن آتشبس، ایران انگیزه کمی برای بازگشایی مسیر دارد و احتمالاً حملات به کشتیهای بیطرف را از سر خواهد گرفت.
واردکنندگان مجبور خواهند شد از ذخایر محدود خود برداشت کنند که میتواند قیمت آتی نفت برنت را تا پایان آوریل به مرز ۱۵۰ دلار در هر بشکه برساند. با در نظر گرفتن خطر حملات ایران به تأسیسات تولید، خطوط لوله و بنادر خلیجفارس و همچنین احتمال حملات متحدان حوثی ایران به کشتیرانی دریای سرخ، بعید به نظر میرسد این اقدام (محاصره) بدون جرقه زدن جهش قیمتی دیگر، بیش از چند هفته دوام بیاورد.
۲. کشورهای تحت تأثیر محاصره: مسئله دوم این است که کدام کشورها گرفتار این محاصره خواهند شد. برای مثال، هند پرداخت هرگونه وجه برای عبور کشتیهایش را تکذیب کرده است؛ موضوعی که ترامپ در ۱۲ آوریل آن را شرط اصلی برای عدم توقیف اعلام کرده بود. اما در همان روز، فرماندهی مرکزی آمریکا (سنتکام) اعلام کرد که محاصره بهصورت «بیطرفانه» (مطابق با الزامات قوانین بینالمللی) علیه کشتیهای تمامی کشورهایی که از بنادر یا آبهای ساحلی ایران عبور کردهاند، اعمال خواهد شد.
این شامل کشتیهای هندی نیز میشود. نفتِ ارسالی به چین، پاکستان و تایلند نیز در روزهای پس از آتشبس از هرمز خارج شده بود. پیش از آن، فرانسه و ترکیه (هر دو از متحدان آمریکا) کشتیهای خود را ظاهراً با رضایت ایران از منطقه عبور داده بودند. آمریکا ممکن است تنها به توقیف چند کشتی نیاز داشته باشد تا دیگران را از تلاش برای شکستن محاصره باز دارد، اما همین اقدام میتواند باعث خشم کشورهای دوست شود. برخی مقامات آمریکایی فکر میکنند چین چالشی برای این محاصره ایجاد نخواهد کرد، اما پذیرش آن سابقه خطرناکی ایجاد میکند؛ چرا که چین مدتهاست نگران محاصره مشابه در تنگه مالاکا در صورت بروز جنگ در اقیانوس آرام است.
تصمیم ترامپ برای اعمال محاصره — که پس از کلنجار رفتن با ایده کنترل «مشترک» هرمز با رژیم ایران اتخاذ شد — نشاندهنده تحت فشار قرار گرفتن شدید اصل «آزادی دریانوردی» است؛ اقدامی که قوانین بینالمللی حاکم بر این آبراهها را دگرگون میکند. کوین رولندز، سردبیر مجله نظامی RUSI، نتیجه میگیرد: «این میخی دیگر بر تابوتِ هرگونه ادعا درباره وجود نظمی قانونمحور یا قوانین بینالمللی است.»