ویرگول
ورودثبت نام
تحریریه
تحریریهنگاهی دیگر به روایت‌ها و روایتگران امروز
تحریریه
تحریریه
خواندن ۵ دقیقه·۱ ماه پیش

چرا جوانان برای اعتراض علیه ترامپ به خیابان‌ها نمی‌آیند؟

نیویورک‌تایمز | ۱۴ آوریل ۲۰۲۶ نوشته: توماس بی. ادسال (تحلیلگر مسائل سیاسی و جمعیت‌شناختی)

هنگامی که در حال جمع‌آوری مطالبی درباره غیبت جوانان در تظاهرات ضد ترامپ بودم، به شواهدی از نیروهای قدرتمند فناورانه برخوردم که «سرسختی» و «پافشاری شناختی» را در همه سطوح تضعیف می‌کنند.

جالب‌تر از همه، شاید فوری‌ترین خطر هوش مصنوعی آن لحظه آینده‌نگرانه‌ای نباشد که هوش مصنوعی چنان هوشمند و مستقل از کنترل انسان (به عبارتی آگاه) شود که سیاست، اقتصاد و نظم اجتماعی را در دست بگیرد؛ بلکه، این قدرتِ فعلی هوش مصنوعی در تضعیف پشتکار، کنجکاوی و تلاش فردی و تشویق انفعال و بی‌تفاوتی فزاینده به جای آن‌هاست که تهدید قریب‌الوقوع‌تری به شمار می‌رود.

اما پیش از پرداختن به این موضوع، بیایید از همان جایی شروع کنیم که من آغاز کردم: مسئله انفعال جوانان در قبال پرزیدنت ترامپ.

پارادوکس کنشگری دانشجویی

در ماه مه ۱۹۷۰، استیصال پرزیدنت ریچارد نیکسون از اعتراضات دانشجویی علیه جنگ ویتنام به نقطه جوش رسید. او در جمعی از کارمندان غیرنظامی پنتاگون گفت: «این ولگردها را می‌بینید که دانشگاه‌ها را به هم می‌ریزند... پسرانی که امروز در دانشگاه‌ها هستند، خوش‌شانس‌ترین افراد جهان‌اند و به بهترین دانشگاه‌ها می‌روند، اما اینجا دارند کتاب‌ها را می‌سوزانند و درباره این موضوع و آن موضوع هیاهو به پا می‌کنند.»

امروز، به نظر می‌رسد ایالات متحده — فراتر از شکوفایی تظاهرات حامیان فلسطین به‌ویژه در سال‌های ۲۰۲۳ و ۲۰۲۴ — کاملاً مستعدِ ظهور مجدد کنشگری دانشجویی باشد. ما رئیس‌جمهوری داریم که مستقیماً به منابع مالی و آزادی فکری دانشگاه‌ها حمله کرده، در حال ساخت فناوری برای یک «دولت نظارتی» است، انتخابات آزاد و عادلانه را تضعیف می‌کند و بدون هیچ توضیحی کشور را وارد یک جنگ غیرموجه کرده و در عین حال باعث ویرانی اقتصاد داخلی شده است.

اما یک عنصر در این میان غایب است: یک جنبش بزرگِ ضد ترامپ در میان جوانان.

دانا فیشر، استاد دانشگاه اَمریکن، آمار جمعیتی شرکت‌کنندگان در تظاهرات بزرگ ضد ترامپ را پیگیری می‌کند. وقتی از او درباره بسیج دانشجویان و جوانان پرسیدم، پاسخ داد: «ما آن‌ها را در رویدادهای "نه به پادشاهان" (No Kings) در خیابان‌ها نمی‌بینیم.» داده‌های او نشان می‌دهد که میانگین سنی معترضان به‌سرعت در حال افزایش است (از ۳۶ سال در تظاهرات اول به ۴۸ سال در تظاهرات سوم). شرکت‌کنندگان عمدتاً سفیدپوست، دارای تحصیلات عالی، زن و میان‌سال بوده‌اند.

این‌گونه نیست که جوانان نسبت به پرزیدنت ترامپ بی‌تفاوت باشند. نظرسنجی دانشگاه ییل (بهار ۲۰۲۶) نشان داد که ۵۷ درصد از کل رأی‌دهندگان، از جمله ۶۸ درصد از رأی‌دهندگان ۱۸ تا ۲۲ ساله، عملکرد ترامپ را تأیید نمی‌کنند و قصد دارند به دموکرات‌ها رأی دهند.

پس چه اتفاقی در حال رخ دادن است؟ برخی کارشناسان به توسعه شبکه‌های اجتماعی و دسترسی عمومی به هوش مصنوعی اشاره می‌کنند که احساس کارآمدی و عاملیت (Agency) کاربران را تضعیف کرده است؛ هزینه‌ای که بار آن به‌طور نامتناسبی بر دوش حزب دموکرات افتاده است.

ریشه‌های جامعه‌شناختی و روان‌شناختیِ انفعال

۱. آرمان‌شهر سرمایه‌داری و برهوت اخلاقی: ریچارد براونگارت، استاد بازنشسته جامعه‌شناسی، معتقد است که کشور پس از دهه ۱۹۶۰ به سمت راست گرایش پیدا کرد و لیبرالیسم و بخش عمومی به عنوان «دشمن» معرفی شدند. او می‌گوید: «ما اکنون در یک آرمان‌شهر سرمایه‌داری خودکامه زندگی می‌کنیم... در یک برهوت اخلاقیِ در حال فروپاشی، که در آن سیاستِ قدرتِ خام بدون هیچ‌گونه اخلاقیات یا پاسخگویی حکمرانی می‌کند.»

۲. فاجعه شناختیِ شبکه‌های اجتماعی (قاتلِ کارکرد اجرایی): جاناتان هایت، روان‌شناس اجتماعی نامدار، می‌گوید در ابتدا فکر می‌کرد آسیب شبکه‌های اجتماعی محدود به افسردگی و اضطراب است (به‌ویژه برای زنان جوان چپ‌گرا). اما اکنون معتقد است آسیب اصلی، «کاهش ظرفیت توجه انسان» به دلیل انفجار ویدیوهای کوتاه (مانند تیک‌تاک و ریلز) است.

هایت استدلال می‌کند: «سال‌ها مصرف ویدیوهای کوتاه... توسعه "کارکرد اجرایی" (Executive Function) مغز را — که مسئول رفتارهای هدف‌مند است — مختل می‌کند. انجام هر کار سختی که نیازمند تفکر عمیق یا تلاش مداوم باشد، برای جوانانی که درگیر این ویدیوها هستند دشوار می‌شود؛ و این شامل کنشگری سیاسی نیز هست.»

۳. افسردگی و زیاده‌روی چپ‌ها: جین توئنج، استاد روان‌شناسی، علاوه بر رشد افسردگی و نگاه نیهیلیستی (پوچ‌گرایانه) در میان جوانان، معتقد است جناح چپ در مسائل فرهنگیِ بحث‌برانگیز (مانند زنان ترنس در ورزش، فرهنگ لغو یا قطع بودجه پلیس) زیاده‌روی کرده و باعث دافعه سیاسی در میان جوانان شده است.

نقش هوش مصنوعی: سلب قدرت و کاهش استقامت

مطالعات جدید نشان می‌دهند استفاده از هوش مصنوعی (AI) به‌شدت بر کاربران تأثیر منفی می‌گذارد و می‌تواند آمریکا را به «ملتی برده‌صفت و مطیع» تبدیل کند:

  • از دست دادن مهارت‌ها: مطالعه‌ای در اکتبر ۲۰۲۵ نشان داد استفاده کنترل‌نشده از هوش مصنوعی، دانش دانشجویان را بین ۲۰ تا ۴۰ درصد کاهش داده است. دانشجویان تمایل عجیبی به واگذاری کنترل خود به ماشین‌ها، به‌ویژه در دروس سختی مانند ریاضیات، دارند.

  • کاهش پافشاری (Persistence): مقاله‌ای که همین ماه منتشر شد، نشان داد شرکت‌کنندگانی که از هوش مصنوعی استفاده کرده بودند، پس از قطع دسترسی به آن، به‌مراتب زودتر در برابر مشکلات تسلیم شدند و عملکرد ضعیف‌تری نسبت به کسانی داشتند که هرگز از هوش مصنوعی استفاده نکرده بودند (به‌ویژه کسانی که از هوش مصنوعی خواسته بودند مستقیماً مسئله را برایشان حل کند).

زامبی‌ها در برابر اقتدارگرایی

درک تامپسون، نویسنده، این وضعیت را ورود به یک «جریان زامبی‌وار» (Zombie Flow) می‌نامد. فیدهای الگوریتمیک، کاربران را بی‌حس کرده و آن‌ها را در «رودخانه تنبلِ اسکرول کردن» شناور نگه می‌دارند؛ جایی که افراد به جای احساس چالش و رشد، احساس تخلیه‌شدگی و غم می‌کنند.

با گسترش بی‌تفاوتی، توانایی رهبران اقتدارگرایی از جنس ترامپ برای در هم شکستن هنجارهای دموکراتیک و در دست گرفتن کنترل انتخابات، قوی‌تر خواهد شد. بی‌تفاوتی از خودش تغذیه می‌کند: هرچه اقدام عملی بیهوده‌تر به نظر برسد، احتمال محو شدنِ مقاومت در برابر اِعمالِ فاسدِ قدرت بیشتر می‌شود.

در نهایت، تصور آمریکایی‌ها به‌عنوان مردمی آزادی‌خواه و توانمند، با تصویرِ ملتی مطیع و ضعیف جایگزین خواهد شد. فروپاشی کنشگری دانشجویی و نبود یک جنبش پرشور جوانان در مخالفت با ترامپ، به مثابه هشدارِ «قناری در معدن زغال‌سنگ» برای زوال استثناگرایی آمریکایی است؛ همان ویژگی که شهروندان پویا در وهله اول برای عظمت بخشیدن به این کشور بر آن تکیه کرده بودند.

هوش مصنوعیآمریکااعتراضاتنسل زد
۷
۰
تحریریه
تحریریه
نگاهی دیگر به روایت‌ها و روایتگران امروز
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید