
مصاحبهای تأملبرانگیز با رئیس آژانس بینالمللی انرژی اتمی
اکونومیست | ۱۴ آوریل ۲۰۲۶
جهان در آستانه یک رقابت تسلیحات هستهای قرار دارد. اگر بتوان از آن جلوگیری کرد، دلیل عمدهاش این خواهد بود: در حال حاضر، اولین کشوری که چنین رقابتی را آغاز کند، با خطر پرداخت بهایی وحشتناک روبهروست. دولتهای یاغی که در حال خیز برداشتن برای ساخت بمب دستگیر شوند، با تحریمهای فلجکننده و حملات نظامی مواجه میشوند. در همین حال، هر کشور نسبتاً موجهی که «پیمان منع گسترش سلاحهای هستهای» (NPT) — یک ممنوعیت قانونی برای ایجاد قدرتهای هستهای جدید که توسط ۱۹۱ کشور امضا شده است — را زیر پا بگذارد، خطر تبدیل شدن به یک کشورِ «مطرود» با هزینههای اقتصادی و دیپلماتیکِ غیرقابلتصور را به جان میخرد.
اما خبر ناگوار این است که اگر رقابت تسلیحات هستهای به راه بیفتد، مانند فروریختن مهرههای دومینو ادامه خواهد یافت. این قضاوتِ شتابزدهِ این یادداشتنویس نیست؛ بلکه دیدگاه «رافائل ماریانو گروسی»، رئیس پلیس هستهای جهان است که در ۱۳ آوریل در مصاحبهای با برنامه Inside Geopolitics (تولید اکونومیست) با لحنی جدی و هشدارآمیز بیان شد.
گروسی بهعنوان مدیرکل آژانس بینالمللی انرژی اتمی (IAEA)، وظیفه دارد کشورها را متقاعد کند که محدودیتهای تسلیحات هستهای را نقض نکنند و اگر تلاش کردند، زنگ خطر را به صدا درآورد. وقتی از این دیپلمات کهنهکار آرژانتینی پرسیده شد که آیا نگران رقابت تسلیحات هستهای است، پاسخ داد: «واقعاً هستم.» آیا او میتواند گزارشهایی مبنی بر اینکه بسیاری از کشورها در خفا در حال بحث برای دستیابی به سلاح هستهای هستند را تأیید کند؟ (چه همسایگان ایران در خلیجفارس، چه متحدان آمریکا مانند آلمان، ژاپن، لهستان یا کره جنوبی که دیگر مطمئن نیستند تحت محافظت "چتر هستهای آمریکا" قرار دارند). او پاسخ میدهد: «این بحثها در حال انجام است.»
گروسی اذعان میکند که رژیم فعلیِ منع اشاعه، در طول سالها نتوانسته است مانع پیوستن چندین کشور به باشگاه قدرتهای مسلح به سلاح هستهای شود. اما او آن را «یکی از آخرین نقاط ثباتی که داریم» در این جهان خطرناک میداند. او هشدار میدهد که اگر کشورهای بیشتری به دنبال زرادخانههای هستهای بروند، یک اثر دومینویی بهطور اجتنابناپذیری باعث خواهد شد تا «تعداد قابلتوجهی از کشورهای دیگر» نیز از آنها پیروی کنند.
آقای گروسی استراتژی «بلوف هستهای» را که ایران را به سرنوشت تیره و تارِ کنونیاش کشاند، محکوم میکند. او خاطرنشان میکند که چگونه رژیم ایران به داشتن تمام عناصر لازم برای ساخت بمب هستهای (از جمله اورانیوم غنیشده تا سطحی نزدیک به درجه تسلیحاتی) افتخار میکرد، اما در عین حال از جهان میخواست باور کند که هیچ قصدی برای ساخت بمب یا کلاهک ندارد.
او ادعاهای آمریکا و اسرائیل مبنی بر قریبالوقوع بودنِ «گریز هستهای» ایران را تأیید نمیکند. در عوض، توضیح میدهد که چگونه بیهوده از حاکمان ایران درخواست میکرد تا به بازرسان آژانس دسترسی کاملی را که برنامه بزرگ و جاهطلبانه هستهای کشورشان میطلبید بدهند؛ زیرا در عرصه اتمی «وعدهها کافی نیستند». افسوس که رهبران ایران «سیاست ابهام» را ترجیح دادند و کاسه صبر آمریکا و اسرائیل لبریز شد.
در یک اتاق کنفرانس با دیوارهای چوبی در طبقه بیستوهشتمِ آسمانخراش سازمان ملل در وین، آقای گروسی نتایج قمار مرگبار ایران را تشریح میکند. او بازدید از مجتمعهای هستهای زیرزمینی ایران را به یاد میآورد که اکنون به تلی از ویرانه تبدیل شدهاند؛ و همچنین گفتگوهایش با مقامات و دانشمندان ایرانی که در حملات هوایی و ترورهای هدفمند کشته شدند.
از نگاه رئیس آژانس، میتوان از مرگ رهبران خاورمیانهای در ایران، عراق و لیبی که به دنبال سلاح هستهای بودند، درس گرفت: «حاکمانی که جاهطلبیهای هستهای دارند باید به میز مذاکره بازگردند.» البته او دیپلماتتر از آن است که به زرادخانه هستهایِ اعلامنشده اسرائیل و اضطرابی که برای برخی همسایگان ایجاد میکند، اشارهای داشته باشد.
اما دیگران دقیقاً به نتیجهگیریِ متضادی میرسند. یک دیپلمات اروپایی که مرتباً درباره استراتژی هستهای با دولتهای قاره خود بحث میکند، از یک فضای بدبینانه خبر میدهد که با حمله روسیه به اوکراین در سال ۲۰۲۲ پایتختهای اروپایی را فرا گرفت و پس از بازگشت پرزیدنت دونالد ترامپ به قدرت در سال گذشته، تشدید شد. در پشت درهای بسته، مقامات اروپایی همنظرند که «اگر اوکراین سلاح هستهای داشت، مورد حمله قرار نمیگرفت.»
این دیپلمات میگوید بله، آقای گروسی «کاملاً حق دارد» که جهانِ بدون سلاحهای هستهایِ بیشتر، امنتر است؛ اما تأکید میکند: «به منافع بازیگران دولتیِ منفرد نگاه کنید.» حاکمان ایران، عراق و لیبی درباره برنامههای هستهای خود با غرب مذاکره کردند؛ همه آنها اکنون مردهاند. دیپلمات میگوید: «تنها کسی که زنده مانده، کیم جونگ اون است»؛ مستبد کره شمالی که برای ساخت موشکهای بالستیک قارهپیمای مجهز به کلاهک هستهای، جهان را به چالش کشید.
این دیپلمات فهرستی از دهها کشور (از شمال اروپا تا اندونزی، ترکیه و امارات متحده عربی) را برمیشمارد که گمان میرود بهطور جدی در حال تحقیق روی گزینههای هستهای هستند. او که کشورش در جنگ جهانی دوم آسیب زیادی دیده است، میگوید: «من هرگز نمیخواهم یک آلمانِ مسلح به سلاح هستهای را ببینم.» اما پیشبینی میکند که آلمان روزی خواهان بمب هستهای خواهد شد «و به آن دست خواهد یافت، زیرا آنها دیگر نمیتوانند به ایالات متحده تکیه کنند؛ و من حتی نمیتوانم باور کنم که دارم چنین جملهای را به زبان میآورم.»
در وین، آقای گروسی جهاندیدهتر از آن است که از رژیمهایی که فکر میکنند با داشتن سلاح هستهای احساس امنیت بیشتری خواهند کرد، شوکه شود. در عوض، او خواستار تحلیلی دقیق از انگیزههای کشورهای مختلف است.
او میپذیرد که استدلالِ «سلاح هستهای به عنوان سپر محافظ»، برای کره شمالی معتبر است. اما رژیم کیم عمدتاً باید در گوشهای از شمال شرق آسیا در برابر فشار آمریکا، چین و کره جنوبی مقاومت کند. در مقابل، او میگوید جغرافیا و سیاست خاورمیانه پویاییهای پیچیدهای ایجاد میکند که «سوزاندن پلها» و تلاش برای دستیابی به سلاح اتمی را برای کشوری در این منطقه بسیار خطرناکتر میسازد.
با این حال، حتی در خاورمیانه نیز زور و اجبار درمانِ همهدردها نیست. آقای گروسی مطمئن است که برنامه هستهای ایران را نمیتوان بهطور کامل با بمباران از بین برد؛ حداقل به این دلیل که «شما نمیتوانید آنچه را آموختهاید، از یاد ببرید.» او رسیدن به یک توافق مبتنی بر مذاکره را تنها راهحل میداند.
دیگر دیپلماتها و کارشناسان پیشبینیِ تاریکتری ارائه میدهند. با طولانی شدن جنگ در خلیجفارس، آنها دلایل بیشتری برای تلاش ایران جهت دستیابی به یک دستگاه هستهای میبینند؛ اگرچه برنامه این کشور برای مقابله با نفوذ اطلاعاتی اسرائیل و آمریکا ممکن است کوچکتر و حتی مخفیانهتر شود و دستگاههایی که میسازد احتمالاً نسبتاً ابتدایی خواهند بود. یک کارشناس میگوید: «ممکن است یک روز صبح با دیدنِ یک درخشش [انفجار اتمی] در صحرا از خواب بیدار شویم.» با این وجود، حتی یک انفجار هستهایِ ساده نیز پیامی مخابره میکند که همسایگان احساس میکنند ناگزیر به توجه به آن هستند.
مهرههای دومینوی اشاعه هستهای در حال لرزشاند؛ تنها یک هُلِ دیگر کافی است تا آنها را سرنگون کند.