
بسته شدن تنگه هرمز، از افزایش قیمت سوخت تا بحران کود و کمبود مواد غذایی در سراسر جهان را به دنبال داشته است.
اکونومیست
یک محاصره به تنهایی به اندازه کافی بد بود. مسدود شدن تنگه هرمز توسط ایران، قیمت نفت، گاز طبیعی و کود شیمیایی را در کنار سایر کالاها بالا برده است. در ۱۳ آوریل، آمریکا محاصره ویژه خود را آغاز کرد و جلوی همان معدود کشتیهایی را که ایران اجازه عبورشان را میداد گرفت؛ اقدامی که احتمالاً این مشکل را پیچیدهتر خواهد کرد.
قیمت کالاها بار دیگر در حال افزایش است؛ نه تنها باعث نارضایتی رانندگان شده، بلکه کشاورزانی را که برای مزارع خود به کود و برای تراکتورهایشان به گازوئیل نیاز دارند، نگران کرده است. برخی از آنها در حال کاهش سطح زیر کشت یا استفاده کمتر از کود هستند که بهطور اجتنابناپذیری به معنای برداشت کمتر در ماههای آینده است. قیمت مواد غذایی رو به افزایش گذاشته است.
«برنامه جهانی غذا» (WFP - یک آژانس وابسته به سازمان ملل) تخمین میزند که اگر این محاصره تا اواسط سال جاری ادامه یابد، جان ۴۵ میلیون نفر دیگر (علاوه بر بیش از ۳۰۰ میلیون نفری که در حال حاضر برای تأمین غذای خود در تقلا هستند) به خطر خواهد افتاد. اگر در چند ماه آینده الگوی آبوهوایی «النینو» (El Niño) حاکم شود — احتمالی که بسیاری از اقلیمشناسان آن را قوی میدانند — اوضاع میتواند از این هم بدتر شود؛ برخی از فقیرترین نقاط جهان ممکن است باران بیش از حد و برخی دیگر باران بسیار کمی دریافت کنند که منجر به نابودی محصولات کشاورزی خواهد شد.
نقطه شروع این بحرانِ نوظهور، افزایش قیمت انرژی است. این افزایش بر تمامی مراحل تولید غذا تأثیر میگذارد: کاشت، برداشت، فرآوری و حملونقل. به گفته «آژانس بینالمللی انرژی» (کلوبی از کشورهای بزرگ مصرفکننده نفت)، در کشورهای ثروتمند انرژی تا نیمی از هزینههای متغیرِ کشاورزی را تشکیل میدهد. شاخصهای جهانی قیمت مواد غذایی معمولاً با یک وقفه زمانی، از قیمت نفت خام پیروی میکنند. ادگار تری، که یک مزرعه میوه و سبزیجات در کالیفرنیا را اداره میکند، میگوید گازوئیلی که برای تراکتورهایش استفاده میکند اکنون گالنی ۶.۱۳ دلار هزینه دارد (در مقایسه با ۳.۴۱ دلارِ پیش از آغاز جنگ). در نتیجه، او بهار امسال کرفس کمتری میکارد.
قیمت کود شیمیایی — که بخش عمده آن با استفاده از گاز طبیعی ساخته میشود — نیز در حال افزایش است. خلیجفارس مسلماً برای صنعت جهانی کود شیمیایی، محوریتر و مهمتر از بخش انرژی است. این منطقه منبع تأمین ۳۰ تا ۳۵ درصد از تجارت بینالمللیِ «اوره» و حدود ۲۰ تا ۳۰ درصد از «آمونیاک» (دو نوع کود بسیار پرکاربرد) است. شاید ۳۰ درصد از تجارت جهانی کود از تنگه هرمز عبور کند. جنگ این جریان را متوقف کرده است.
شرکت دادهپردازی Kpler برآورد میکند که نزدیک به ۱.۹ میلیون تن کود در سمت اشتباهِ تنگه گیر افتاده است که معادل ۱۲ درصد از کل کودهای حملشده از این تنگه در سال ۲۰۲۴ است. شرکت دولتی کود قطر (Qatar Fertiliser Company) که ۱۴ درصد اوره جهان را تولید میکند، بیش از یک ماه است که تعطیل شده است.
تأمینکنندگان دیگر در موقعیتی نیستند که این خلأ را پر کنند. کارخانههای روسیه (بزرگترین صادرکننده جهان) هدف پهپادهای اوکراینی قرار گرفتهاند و آنهایی که هنوز فعالند، با تمام ظرفیت کار میکنند. چین (دومین صادرکننده بزرگ) برای محافظت از عرضه داخلی خود، صادرات را کاهش داده است. کمبود گاز تولیدکنندگان کود در کشورهای دیگر از جمله هند و بنگلادش را مجبور به کاهش تولید کرده است. و برخلاف نفت، هیچ سیستم جهانی برای «ذخایر استراتژیک کود» وجود ندارد. از زمان آغاز جنگ، قیمت اوره و آمونیاک به ترتیب ۶۵ درصد و ۴۰ درصد افزایش یافته است. شاخص مقرونبهصرفه بودن کود که توسط بانک هلندی Rabobank منتشر میشود، به پایینترین حد خود در چهار سال گذشته سقوط کرده است.
زمانبندی این بحران نمیتوانست از این بدتر باشد. نیمکره شمالی و بخشهایی از آفریقا در میانه فصل کاشت قرار دارند. کشاورزان در جنوب آسیا طی چند ماه آینده، همزمان با فرا رسیدن فصل «مانسون» (بارانهای موسمی)، کاشت را آغاز خواهند کرد. مهندسان کشاورزی میگویند کود شیمیایی تولید کشاورزی جهان را دو برابر میکند و برای داشتن بیشترین تأثیر، باید دقیقاً در زمان کاشت محصولات استفاده شود. جولیان هینز از اندیشکده موسسه کیل (Kiel) میگوید حتی اگر فردا جنگ تمام شود، آسیبهای زیادی از پیش وارد شده است.
کشاورزان ثروتمند در غرب نسبتاً خونسردند. بسیاری از آنها کود را انبار میکنند و تعداد زیادی از آنها بههرحال بیش از حد از آن استفاده میکردند. آنهایی که با هزینهها دستوپنجه نرم میکنند، در حال تغییر محصولات خود هستند. در این فصل، وزارت کشاورزی آمریکا انتظار تغییر جهت از ذرت (که به کود زیادی نیاز دارد) به دانه سویا (که به کود کمتری نیاز دارد) را دارد. در اروپا نیز سازگاری مشابهی در حال انجام است.
اما برای کشاورزان فقیرتر، پیامدها وخیمتر است. بسیاری از ۵۰۰ میلیون خردهکشاورزِ جهان به زحمت به اندازهای محصول میکارند که شکم خانوادههایشان را سیر کنند. آنها قطعاً توانایی مالی برای ذخیره کود ندارند. سید، که در قطعه زمین کوچک خود در مرکز افغانستان گندم، جو و نخود میکارد، یکی از آنهاست. قیمت یک کیسه ۵۰ کیلویی اوره در بازار محلی او از ۲۰۰۰ افغانی در ماه ژانویه به ۲۴۰۰ افغانی (۲۹ دلار) جهش کرده است. او استفاده از کود را متوقف کرده است، که در نتیجه برداشت محصول او را کاهش خواهد داد.
آسیا و آفریقا وابستگی ویژهای به کودهای خلیجفارس دارند. این منطقه در سال گذشته تأمینکننده ۷۱ درصد از واردات اوره تایلند، ۶۷ درصد واردات آفریقای جنوبی و ۴۱ درصد واردات هند بود. بیش از نیمی از هندیها برای امرار معاش به کشاورزی وابستهاند. پیش از جنگ، دولت دهلینو برای صرفهجویی در هزینهها قصد داشت یارانههای کود را کاهش دهد. اکنون، مقامات در تقلا هستند تا منابع اضافی را از روسیه و چین (احتمالاً با هزینه بسیار بیشتر) تأمین کنند.
نتیجه این وضعیت همان چیزی است که مایکل ورز از اندیشکده «شورای روابط خارجی» آن را «ماشین قحطی با حرکت کُند» (Slow-motion famine machine) مینامد. در حال حاضر، کشورهایی که بیشترین آسیب را دیدهاند، همانهایی هستند که پیش از شروع جنگ به کمکهای بشردوستانه وابسته بودند. بسته شدن هرمز، بخش قابلتوجهی از محمولههای غذایی برنامه جهانی غذا (WFP) را که برای تغذیه ۴ میلیون نفر در یک ماه کافی بود، مسدود کرده است. این سازمان اکنون در تلاش برای تغییر مسیر این محمولههاست.
یک نمونه، محموله بیسکویتهای پرانرژی است که WFP میخواست از دبی به افغانستان بفرستد. به جای انتقال بیسکویتها با کامیون از طریق ایران، سازمان مجبور شد آنها را از یک مسیر انحرافی با عبور از ۹ کشور بفرستد تا از شمال وارد افغانستان شوند. کورین فلیشر، رئیس زنجیره تأمین WFP، تخمین میزند که این امر سفر را هفتهها طولانیتر کرده است — و البته با هزینههای اضافی.
گروههای بشردوستانه بهسختی میتوانند از پس چنین هزینههایی برآیند. کشورهای ثروتمند اخیراً بودجه کمکهای خود را کاهش دادهاند (در حالی که هزینههای دفاعی را افزایش دادهاند). به گزارش «سازمان همکاری و توسعه اقتصادی» (OECD)، کمکهای توسعهای رسمی خالص پس از کاهش ۹ درصدی در سال گذشته، در سال ۲۰۲۵ نیز نسبت به سال قبل بین ۹ تا ۱۷ درصد کاهش یافته است. همانطور که ژان-مارتین بائر از WFP میگوید: «ضربهِگیرِ بشردوستانه دیگر وجود ندارد.»
قیمتهای بالاترِ سوخت از هماکنون به معنای سهم غذای کمتر برای فقرای جهان است. برای مثال لالیتا دوی، کارگر مزرعهای که در روستای سینگهو در شمال دهلینو زندگی میکند. او میگوید از ماه فوریه، قیمت گاز پختوپز پنج برابر شده است. دکههایی که نانِ روتی را دانهای پنج روپیه میفروختند، آن را به هشت روپیه افزایش دادهاند. از آنجا که پختوپز خانگی دیگر غیرممکن شده و غذای آماده نیز گرانتر شده است، خانم دوی وعدههای غذایی خود را حذف کرده و تقریباً مصرف سبزیجات را کنار گذاشته است.
هرچه اختلال در عرضه طولانیتر شود، این اثرات گستردهتر خواهند بود. شرکت دادهپردازی Helios AI تخمین میزند که اگر ترافیک هرمز برای ۶ ماه مسدود بماند، قیمت جهانی مواد غذایی تا پایان سال بین ۱۲ تا ۱۸ درصد بالاتر از سطح پیش از جنگ خواهد رفت. باز هم، اثرات این افزایش نامتوازن خواهد بود. تحلیلگران موسسه کیل آلمان پیشبینی میکنند تورم قیمت مواد غذایی ظرف یک سال در زامبیا به ۳۰ درصد، در هند به ۱۱ درصد و در ونزوئلا به ۸ درصد خواهد رسید. با رسیدن نفت به بالای ۱۰۰ دلار در هر بشکه، انحراف محصولات کشاورزی به سمت تولید سوختهای زیستی (Biofuels) میتواند قیمت مواد غذایی را باز هم بالاتر ببرد.
این درد را کسانی احساس خواهند کرد که از پیش در حاشیه قرار داشتند: مردم در فقیرترین گوشههای فقیرترین کشورها و در مناطق درگیری که سپر محافظتیِ اندکی در برابر شوکها دارند. برخلاف یک قحطی متعارف که در آن گرسنگی در یک نقطه خاص متمرکز است، اثرات این بحران در سراسر جهان پخش خواهد شد، بدون ارتباط مستقیم با آبوهوا و برداشتهای محلی و با حضور دوربینهای تلویزیونی بسیار اندک.
اما این بدان معنا نیست که این تأثیرات ناچیز خواهند بود. پس از آنکه روسیه و اوکراین (هر دو صادرکننده بزرگ غلات) در سال ۲۰۲۲ وارد جنگ شدند، قیمت مواد غذایی سر به فلک کشید. محققان بر این باورند که در نتیجه آن درگیری، تعداد کسانی که از گرسنگی جان باختند بیشتر از کشتهشدگان میدان جنگ بود. مگر آنکه تنگه بهسرعت بازگشایی شود و جریان سوخت و کود شیمیایی دوباره به راه بیفتد؛ در غیر این صورت، جنگ در ایران میتواند به همان اندازه بد باشد — یا حتی بدتر.